کرمان رصد - فلسفه سیاسی در اندیشه شهید آیتالله سید علی خامنهای (رضوان الله تعالی علیه)، فراتر از مجموعهای از قواعد مادی و ابزاری، برآمده از حقیقت هستی و درکی عمیق از جایگاه انسان در جهان هستی است.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، فلسفه سیاسی رهبر شهید، منظومهای منسجم و پویاست که ریشه در «حکمرانی توحیدی» داشته و امتداد آن در پهنه «مقاومت فعال» گسترده شده است. این دکترین با پیوند زدن بصیرت معنوی به واقعیتهای میدانی، امنیت را نه در وابستگی به قدرتهای سلطهگر، بلکه در اقتدار درونزا و یک ائتلاف منطقهای فراگیر جستوجو میکند. در این نگاه، دین ، برنامهای جامع برای اداره جامعه است که از محراب عبادت تا سنگرهای پیشرفت علمی و دفاعی را شامل میشود. غایت این اندیشه، دستیابی به توازنی است که در آن، «بصیرتِ ایمانی» با «بازدارندگیِ فعال»، سدی نفوذناپذیر در برابر استکبار جهانی میسازد.
این منظومه فکری بر چهار رکن نظری استوار است که نخستین و اصلیترین آنها جهانبینی توحیدی است. توحید در این جهانبینی صرفاً یک باور کلامی نیست، بلکه به معنای «یکپارچگی حاکمیت» در تمام سطوح هستی است. بر این اساس تمام قدرتهای زمینی باید در امتداد اراده خدای واحد تعریف شوند و این امر به «حاکمیت مطلق الهی» میانجامد. منطقی که به صراحت اعلام میدارد هیچ قدرت انسانی حق ندارد قانونی وضع کند که با اراده و اوامر الهی در تضاد باشد.
در امتداد این نگاه، دومین رکن یعنی جامعیت دین و جایگاه سیاست و حکومت تجلی مییابد که بر اساس آن، دین ، مجموعهای از عبادات فردی نیست. بلکه حقیقتی «جامع» است که تمام ابعاد زندگی، از اقتصاد تا سیاست را در بر میگیرد. در این دیدگاه، حکومت ابزاری برای اجرای تکالیف الهی و رسیدن به عدالت است و هرگونه تفکیک میان دین و سیاست، ناشی از خطایی بنیادین در شناخت حقیقتِ شمولگرای دین تلقی میشود.
ضرورت هدایت توحیدی به عنوان رکن سوم، بر این اصل تأکید دارد که عقل بشر به تنهایی برای مدیریت سعادتمحور جامعه کافی نیست و همواره به «نقشه راهی منبعث از وحی» نیاز دارد. ضرورتی که در نهایت به پذیرش مقام «ولایت و رهبری» منجر میشود تا جامعه بر مدار اصول ثابت هدایت الهی حرکت کرده و سیاست از یک بازی قدرت مادی به «عبادتی برای خدمت به خلق» تغییر ماهیت دهد.
این زیربنای نظری با رکن چهارم یعنی انسانشناسیِ دینی تکمیل میشود. جایی که انسان موجودی سیال میان نیازهای مادی و اشتیاق به کمال، تعریف میشود و همین نگاه بستر ایجاد «مردمسالاری دینی» را فراهم می کند تا مشارکت مردم در چارچوب ارزشهای الهی، مانع از لغزش جامعه به سوی انحراف شود. در این مسیر، عنصر «بصیرت» در نگاه امام شهید به مثابه چشم برای انسان است. چرا که آن حضرت معتقد بودند بدون بصیرت، حتی «ایمان نیز ممکن است انسان را به بیراهه بکشاند» و باعث شود تمام نیروهای فرد در مسیر غلط هدر رود.
این مبانی نظری به صورتی منسجم راهبردهای عملیاتی و ابزارهای قدرت را در بر میگیرند و اعتقاد را به ورطه عمل پیوند میزنند. چنانکه حضرت آیتالله خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) ایجاد ائتلاف امنیتی و محور مقاومت را اولین گام در فعلیت بخشیدن به این نظریه میدانستند.
از این منظر، توازن قدرت تنها راه جلوگیری از شکست است و محور مقاومت به عنوان یک ائتلاف منطقهایِ نانوشته، به جمهوری اسلامی ایران اجازه میدهد تا به جای اکتفا به دفاع در داخل مرزها، در پاسخ به هرگونه تجاوز، معادله جنگ را تغییر داده و ضربات متقابل را در عمق منطقه بر دشمن وارد کند.
در گام دوم، راهبرد «بازدارندگی نامتقارن و هوشمندی در تجهیزات» در مواجهه با تحریمها عملیاتی شد تا با استفاده از ابزارهای بومی و خلاقانه، اثر تجهیزات نظامی پرهزینه دشمن خنثی شده و پاسخی مطلوب به هر تهاجمی داده شود. همچنین آن حضرت، خودکفایی منطقهای را یک اصل اعتقادی و محاسباتی میدانستند که بر اساس آن، امنیت باید توسط کشورهای خودِ منطقه تأمین شود و خروج نیروهای بیگانه، تنها راه رسیدن به منافع واقعی امت اسلامی و دیگر کشورهاست.
این فلسفه سیاسی در تلاقی با واقعیتهای میدانی، کارآمدی خود را در بیش از ۴۷ سال مقاومت و دفاع پیشدستانه، به ویژه در نبردهایی نظیر جنگهای ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم به اثبات رساند. به گونهای که هزینههای تجاوز برای دشمنان و متجاوزان به سطحی غیرقابل تحمل و تصور رسید.
از منظر اقتصادی نیز، اندیشه رهبر شهید با نفی مطلق «نظریات وابستگی»، بر مفهوم بنیادین «اقتدار درونزا» متمرکز است. آن حضرت با استناد به قاعده «العلم سلطان»، استقلال علمی و زیرساختهای بومی را رکن اصلی تابآوری ملی میدانستند و تأکید داشتند که «بدون پیشرفت علمی و اقتصاد مقاومتی، نمیتوان عزتمندانه زندگی و در برابر فشارهای جهانی ایستادگی کرد ». از این منظر، تداوم مدیریت در نبردهای فرسایشی و طولانیمدت، تنها با رهایی از وابستگی و تکیه بر توانمندیهای داخلی و بومی ممکن و میسر است.
در نهایت، میراث فکری و عملی امام شهید ثابت کرد که قدرت واقعی نه در انباشت و بهکارگیری تجهیزات نظامی پرهزینه، بلکه در همافزایی «ایمان، بصیرت و خودکفایی» نهفته است. تحولات تاریخساز دهههای اخیر بویژه پانزده ماه گذشته و شکست نقشههای سلطهگران در منطقه، گواهی روشن بر کارآمدیِ الگویی است که مقاومت را تنها مسیرِ رسیدن به صلح عادلانه و استقلال پایدار میداند.
این منظومه منسجم، با اثبات پیروزی «صبر و تابآوری» بر «فشار حداکثری»، نقشه راهی متقن برای آینده امت اسلامی ترسیم کرده است که در آن، عزت ملی هرگز وجهالمصالحه قدرتهای بیگانه قرار نخواهد گرفت. بی تردید در این جنگ نابرابر ، پیروزی نهایی از آنِ کسانی است که بر مدار حق و با سلاح بصیرت در پیوند میان ایمان و میدان، صبر و پایداری میکنند.
نویسنده: فرشته مقدم