پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
مقالات

کشورهای عربی خلیج فارس زیر تیغ سلاح ایرانی هرمز

کشورهای عربی خلیج فارس زیر تیغ سلاح ایرانی هرمز
کرمان رصد - اکو ایران/متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست سلاح مهیب تهران و ۳ سناریوی پیش رو اکونومیست نوشت، برای سال‌ها جهان غرب ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سلاح مهیب تهران و 3 سناریوی پیش رو
اکونومیست نوشت، برای سال‌ها جهان غرب از برنامه هسته‌ای ایران در هراس بود. اما پنج ماه پس از آغاز جنگ، تهران آموخته که پیش از این هم سلاحی مهیب در اختیار داشته است: جغرافیا و قدرت آتشی که اجازه کنترل بالفعل تنگه هرمز را ایجاد می‌کند و مسدود کردن آن اهرم فشار عظیمی بر دشمنان در اختیارش قرار داده است. دشمنان و رقبا امیدوارند که تنگه یک دارایی مصرف شده باشد. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، در ماه می گفت بستن هرمز «کارتی است که یک بار می‌توانید با آن بازی کنید». کشورهای خلیج فارس به شدت به دنبال مسیرهای صادراتی جایگزین هستند. تام باراک، نماینده دونالد ترامپ در امور عراق و سوریه، معتقد است که این تنگه «دو سال دیگر به یک مسیر فرعی ویه تبدیل خواهد شد».
اکونومیست سه ویژگی برای میزان وابستگی به هرمز در آینده متصور است: اول، میزان پایداری تهدید ایران بسته به کالا و کشور متفاوت است؛ دوم، توانایی ایران برای کسب درآمد از تنگه هرمز کاهش خواهد یافت اما ممکن است هرگز از بین نرود؛ و سوم، حتی اگر هزینه‌هایی که ایران ممکن است دریافت کند به مرور زمان کاهش یابد، اهرم استراتژیک آن لزوماً به همان اندازه کاسته نخواهد شد. در واقع، حتی ممکن است با نهادینه شدن نفوذ منطقه‌ای تهران، این اهرم عمیق‌تر شود.
دشواری‌های دور زدن تنگه برای نفت خام
در ابتدا باید در نظر داشت چه مقدار نفت می‌تواند به سادگی تنگه را دور بزند. قبل از جنگ، روزانه حدود ۱۶ میلیون بشکه نفت خام از تنگه عبور می‌کرد. به نظر می‌رسد که منحرف کردن این مسیر آسان‌ترین راه باشد. صادرات خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی از طریق بندر ینبع و دریای سرخ قبل از جنگ فقط ۱ میلیون بشکه بود. امروز این خط لوله با ظرفیت کامل ۷ میلیون بشکه در روز خود کار می‌کند. تقریباً ۵ میلیون بشکه در روز از این مقدار صادر می‌شود و بقیه به پالایشگاه‌های ساحلی خوراک می‌دهند. امارات متحده عربی خط لوله حبشان-فجیره خود را که ۱.۸ میلیون بشکه در روز حمل می‌کند، به حداکثر ظرفیت خود رسانده است، در حالی که قبل از جنگ ۱ میلیون بشکه در روز بود. حدود ۲۰۰۰۰۰ بشکه در روز از طریق یک خط لوله کوچکتر که زمانی غیرفعال بود و در عراق قرار داشت، به ترکیه منتقل می‌شود. این امر کسری صادرات نفت خام را به ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش می‌دهد.
اکنون، به واسطه جنگ، خطوط لوله جدیدی در حال احداث است. پیشرفته‌ترین خط لوله، در امارات متحده عربی، به موازات خط لوله موجود امتداد خواهد یافت و تا اواخر سال ۲۰۲۷، ۱.۸ میلیون بشکه در روز به آن اضافه خواهد کرد. عراق هم قصد دارد ظرفیت خط لوله خود را ظرف یک سال به ۱ میلیون بشکه در روز افزایش دهد. همچنین قصد دارد خط لوله جدیدی را برای اتصال میادین جنوبی خود به مسیرهای موجود به اردن، سوریه و ترکیه راه‌اندازی کند.
در مجموع تخمین زده شده که تا سال ۲۰۳۰، ۵ میلیون بشکه نفت خام دیگر در روز می‌تواند بدون عبور از تنگه هرمز صادر شود. اما هنوز همان مقدار (5میلیون بشکه در روز) را بدون مسیر جایگزین باقی می‌گذارد. و البته هیچ کدام از این ابتکارات بی‌عیب و نقص نیستند. پروژه‌های عراقی می‌توانند به دلیل خطرات امنیتی و اختلافات مرزی از مسیر خود خارج شوند. بسیاری از خطوط لوله مورد نظر هرگز در عمل محقق نمی‌شوند. نفت‌کش‌هایی که بندر ینبع را به مقصد آسیا ترک می‌کنند، معمولاً از طریق تنگه باب المندب حرکت می‌کنند، در تیرس حوثی‌ها قرار دارند. نفت خام عربستان سعودی می‌تواند از طریق کانال سوئز یا خط لوله سومد مصر صادر شود. اما حتی آن مسیر نیز ممکن است امن نباشد: در 29 ژوئیه، یک پهپاد به یک تانکر در دمیاط، بندری در نزدیکی سوئز، حمله کرد. ایران - و یا متحدانش در منطقه - می‌توانند به هر زیرساخت جدیدی که نگران کاهش قدرت هرمز است، حمله کنند. خطر مداوم این حملات می‌تواند هزینه‌های بیمه و تأمین مالی چنین پروژه‌هایی را افزایش دهد.
وضعیت حادتر گاز و بنزین
باید در خاطر داشت که تغییر مسیر محصولات پالایش شده حتی سخت‌تر از نفت خام است. کشورهای خلیج فارس سال گذشته نزدیک به ۵ میلیون بشکه در روز بنزین، گازوئیل و سایر سوخت‌ها را از طریق هرمز ارسال کردند.
هیچ جایگزین خط لوله زمینی برای این موارد وجود ندارد. عربستان سعودی به عنوان بخشی از توسعه ۲ میلیون بشکه در روز به کریدور شرق-غرب خود، برنامه‌هایی برای یکی از این خطوط لوله دارد، اما هنوز در مراحل اولیه است و به افزایش مشابهی در ظرفیت ینبع نیاز دارد. عراق روزانه ۱۰۰۰ کامیون نفت کوره به سوریه ارسال می‌کند که نسبت به ده کامیون قبل از جنگ افزایش یافته است. اما این روند کند و پرهزینه است. سوریه از زمان شروع جنگ، تنها از طریق این ترافیک ۱۵ تا ۲۰ میلیون دلار درآمد ترانزیتی کسب کرده است. ساخت پالایشگاه‌های جدید در خارج از خلیج فارس حتی بیشتر از خطوط لوله طول می‌کشد و میلیاردها دلار هزینه دارد.
این مشکل برای گاز مایع (LNG) که تقریباً منحصراً توسط قطر صادر می‌شود، حادتر است. هیچ خط لوله گاز مایع در دست ساخت نیست و هیچ مطالعه امکان‌سنجی منتشر نشده است. قطر در تئوری می‌تواند لوله‌های گاز ساده‌تری را به سوی عمان نصب کند، اما آنها باید به اندازه خطوط لوله نورد استریم روسیه که زمانی به اروپا تحویل داده می‌شد، گاز حمل کنند. از این هم بعیدتر، کل مجموعه مایع‌سازی قطر باید در ساحل دریای عرب بازسازی شود.
با این حال، اکثر واردکنندگان انرژی می‌توانند به مرور زمان وابستگی خود را به هرمز کاهش دهند. ادامه قیمت‌های بالا در طی چند سال می‌تواند تولید ۲ تا ۳ میلیون بشکه در روز را در آمریکا و دیگر قاره‌ها افزایش دهد. پالایشگاه‌های چین هنوز ظرفیت مازاد زیادی دارند. گاز مایع طبیعی سریع‌ترین رشد را در تاریخ خود تجربه می‌کند. بنابراین، اهرم ایران بر قیمت‌های جهانی قبل از پایان دهه تضعیف خواهد شد.
خلیج فارس زیر تیغ سلاح هرمز
با این همه، این موضوع در مورد تسلط ایران بر همسایگان خلیج فارس صدق نمی‌کند؛ و این نه فقط به این دلیل است که سهم قابل توجهی از صادرات انرژی آنها همچنان برای سال‌ها به هرمز نیاز خواهد داشت، بلکه به این علت که واردات آن‌ها نیز به این تنگه وابسته هستند. کشورهای عربی خلیج فارس برای ۹۵ درصد از غلات خود به تأمین‌کنندگان خارجی متکی هستند و تنها عربستان سعودی پایانه‌های مناسبی دارد که نمی‌تواند کل منطقه را تأمین کنند. همچنین جابجایی مقدار زیادی غلات، سنگ آهن یا بوکسیت از طریق خشکی امکان‌پذیر نیست: یک کشتی پاناماکس ۶۰ هزار تن غلات حمل می‌کند که برای پر کردن ۲۰۰۰ کامیون کافی است.
بنابراین ایران قادر خواهد بود برای مدتی هرمز را به سلاح تبدیل کند - و از آن درآمد کسب کند. موضع‌گیری‌های متفاوت کشورهای خلیج فارس ممکن است به این معنی باشد که آنها در مورد میزان تحمل خود برای حرکت کشتی‌هایشان اختلاف نظر دارند. قطر پیشنهاد داده که می‌تواند هزینه‌های موقت را بپذیرد؛ دیگران موضع سخت‌تری اتخاذ کرده‌اند. اما اکنون حتی امارات متحده عربیِ نیز نرم‌تر شده است: این کشور دوباره تجارت با ایران را آغاز کرده و دیپلمات‌های آنها در حال مذاکره هستند..
اما این‌که اعمال هر سازوکاردرآمدی پایدار خواهد بود یا خیر، به توانایی و تمایل شرکت‌های کشتیرانی برای پرداخت بستگی دارد. به اعتقاد ریچارد مید، کارشناس مسائل کشتیرانی، تا زمانی که هزینه‌ها قابل پیش‌بینی، قابل تسویه و کم‌تر از حق بیمه‌های خطر جنگ باشند، بسیاری احتمالاً این کار را خواهند کرد. اما اگر کشتی‌ها بارها و بارها موفق شوند بدون پرداخت به ایران از تنگه عبور کنند، این وضعیت تغییر خواهد کرد. در این‌جا تنشی پدیدار می‌شود: ایران برای عملکرد سازوکاز هزینه خود به صلح با آمریکا نیاز دارد. اما برای اطمینان از پرداخت هزینه‌ها، باید به حملات به نفت‌کش‌های نافرمان ادامه دهد - که می‌تواند حفظ صلح را دشوار کند.
از این منظر، ایران ممکن است هزینه‌های خود را سریع‌تر از آن‌چه نیاز دارد کاهش دهد. به گفته مید، به نظر می‌رسد هدف استراتژیک ایران، حفظ مشارکت در بازار و تقویت نقش خود به عنوان دروازه‌بان است، نه به حداکثر رساندن درآمد. در واقع ایران چیزی پایدارتر می‌خواهد: یک سیستم حاکمیتی - یک چارچوب دوجانبه با عمان، یا یک ساختار منطقه‌ای خدمات دریایی و یا یک سازوکار اعطای مجوز عبور و مرور. سرعتی که ایران این سلاح جدید را در اختیار گرفته، دشمنانش را شوکه کرد و به نظر می‌رسد تسلطش بر هرمز پس از جنگ حتی بیش‌تر دوام خواهد آورد.


نظرات شما