سه شنبه ۳۰ تير ۱۴۰۵
مقالات

سرمقاله فرهیختگان/ پنج اشکوب اقتصاد مقتدر

سرمقاله فرهیختگان/ پنج اشکوب اقتصاد مقتدر
کرمان رصد - فرهیختگان/ «پنج اشکوب اقتصاد مقتدر» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم علی‌اکبر مهرابی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: نخست بر حسب شرایط و ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - فرهیختگان / «پنج اشکوب اقتصاد مقتدر» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم علی‌اکبر مهرابی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
نخست بر حسب شرایط و ضرورت، همه نگاه‌ها باید به داخل باشد. ارتباط با خارج هم تحت‌تأثیر شرایط داخلی پیش‌می‌رود. مقدم دانستن رقابت در داخل بر رقابت با خارج مدنظر است. ناهماهنگی بین این دو عرصه سبب مشکل و مسئله‌آفرینی می‌شود. دیگر، ضرورت محوریت اقتصاد ایجاب می‌کند که بر تولید استوار باشد؛ آن هم تولید داخل. یک دستگاه مولد قوی، ایجادکننده یک نظام اقتصادی مقتدر، پول قوی و مهارکننده تورم است. تولید به معنای عام آن در نظر است. از تولید فکر و اندیشه تا دانش و فناوری تا کالای مصرفی؛ بنابراین در ادبیات رایج باید عبارت «زنجیره تولید» جایگزین «زنجیره ارزش» شود. تقدم در تحلیل اقتصادی باید با زنجیره تولید باشد. به‌عبارت‌دیگر سنجش اجزای فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی باید بر پایه تولید قرار گیرد. مراقبت و چگونگی ایجاد یک نظام درهم‌تنیده و منسجم تولید، یعنی مجموعه‌ای درهم‌تنیده از فعالیت‌های تولیدی، صنعتی و فناوری‌های نوین و دانش‌بنیان و در رأس آن تولید اندیشه و فکر را به همراه دارد. چنین راهبرد و نگاهی فرایندی، پنج‌مرتبه درهم‌تنیده و به عبارتی پنج اشکوب را به شرح زیر دربرمی‌گیرد.
1. توسعه فعالیت‌ها و صنایع کاربر کمتر خودکار به منظور اشتغال‌زایی. تولید کاربر، تأمین‌کننده کار و اشتغال برای عموم نیروی کار است، در نتیجه لایه پایین جامعه و نیروی کار را دربرمی‌گیرد. چنین تولیدی، اشتغال‌زا و رفاه‌افزا و مهارکننده تورم و نقدینگی و تقویت‌کننده پول ملی است. افزون بر اینها برانگیزاننده رشد تولید و پیشرفت به همراه مشارکت همگانی است.
2. توسعه فعالیت‌های صنعتی مرسوم که ماشین‌های بیشتری از فعالیت‌های نوع یک نیاز دارد. می‌توان این سطح از صنایع را صنایع کاربر به حساب آورد.
3. توسعه صنایع نیمه‌خودکار
4. توسعه صنایع خودکار با فناوری بالا (های‌تک) که طبعاً کارآفرینی کمتری دارد.
5. توسعه مؤسسات دانش‌بنیان و دانشگاه‌ها که تولیدکننده دانش و فناوری هستند، به‌صورتی‌که در خدمت تمامی مجموعه باشند. اشاره به دو نکته ضرورت دارد؛ نخست اینکه در یک فرایند درهم تنیده، رابطه‌ای میان مراتب بالاتر و پایین‌تر شکل می‌گیرد و حرکتی رفت و برگشتی بین آن‌ها برقرار می‌شود. درواقع شبکه‌ای ارتباطی برقرار می‌شود که بیشتر سبب ارتقای مراتب پایین‌تر به سطحی بالاتر خواهد شد. دیگر آنکه سرمایه‌گذاری در این فرایند، بیشتر در فعالیت‌های فناورانه، فناوری برتر و دانش‌بنیان‌ها صورت می‌گیرد و این یک ضرورت است.
چنین سلسله‌مراتبی نیاز دارد که به دو بخش از فعالیت‌های تولیدی و صنعتی توجه شود:
- نخست بخش یک تولید، یعنی صنایع ماشین و ابزارساز. تولید ماشین ماشین‌ساز. در گذشته به این بخش تولید صنایع مادر گفته می‌شد. به‌ویژه در صنایع با فناوری بالا و همچنین دانش‌بنیان‌ها و تولید اندیشه که مفهوم رایج پژوهش و پیشرفت را نیز دربرمی‌گیرد.
- دیگری بخش دوی تولید، یعنی کالاهای مصرفی. بخش یک باید هماهنگ با بخش دو و هماهنگ با مؤسسات دانش‌بنیان و دانشگاه‌ها پیش برود. در این باره الگویی طراحی و ارائه‌شده که در شکل 1 آورده شده است.
این مجموعه نیاز به یک مجموعه فکری به‌اصطلاح «اتاق فکر و اندیشه‌ورزی» دارد که متشکل از کلیه تخصص‌ها و کارشناسان، تولیدکنندگان و همچنین دستگاه‌های اجرایی باشد. چنین نهادی باید راهبر و در مقام هدایت‌کننده ایجاد یک نظام تولیدی و اقتصادی درهم‌تنیده باشد. براین‌اساس ضرورت دارد که اقدامات زیر انجام پذیرد:
- در اولویت قرارگرفتن بازار داخلی در تمام فعالیت‌ها؛ باید بدانیم کالایی اقبال بیرونی پیدا می‌کند که نخست در بازار داخلی از اهمیت برخوردار باشد. در این باره بهترین مثال، فرش، پسته و زعفران است که خود مهم‌ترین مصرف‌کننده آن‌ها هستیم، اقبال بیرونی هم دارند.
- قیمت تمام‌شده کالاها؛ قیمت هر کالایی باید بر اساس مقتضیات و هزینه‌های داخلی تعیین شود، یعنی باید وابستگی به دلار در قیمت تمام‌شده کالا حذف شود. شنیده شده برخی تولیدات با دلار قیمت‌گذاری می‌شوند. این امر بسیار خطرناک است و آینده اقتصادی را ابهام‌آفرین می‌کند. باید دلار از محاسبات خارج شود.
- سرمایه‌گذاری؛ در تأمین سرمایه بر اساس سرمایه‌گذاری نیاز است که به اولویت‌های زیر توجه شود:
الف) جذب سرمایه‌های خرد و کوچک و متوسط، در جهت شکوفاشدن فعالیت‌های کاربر به هر شکل ممکن.
ب) جذب سرمایه‌گذاران داخلی بزرگ و کوچک.
ج) جذب سرمایه‌های ایرانی‌های خارج از کشور.
د) در صورت نیاز و با دلایل کافی می‌توان از سرمایه‌های خارجی استفاده کرد، البته با قانونمندی و شرایط داخلی.
نیازها و ضرورت‌های پیشرفت کشاورزی:
1. توجه به نظام تولید خانوادگی و انفرادی؛ این امر در ایران تاریخی است و در گذشته هم وجود داشته و الان هم وجود دارد. باید توجه داشت پویایی و شکوفایی کشاورزی با نظام تولید خانوادگی و انفرادی امکان پذیر است. سایر اشکال تولید کشاورزی جای خود را دارند؛ اما به هیچ‌صورت هم‌وزن نظام تولید خانوادگی نیستند. بدین معنا سایر اشکال وزن بسیار کمتری دارند.
2. برنامه‌ای برای کاهش و رفع پراکندگی زمین‌های زیر کشت و آن هم در حد خانواده نه واحدهای بزرگ.
3. شکل‌گیری تشکل‌های صنفی کشاورزان؛ با هر نام و شکلی که کشاورزان طالب آن هستند و نه‌تنها تعاونی و آن هم به صورت تعاونی‌های دولت ساخته. تشکل و همیاری در کشاورزی اشکال گوناگون دارد که تعاونی هم یکی از آنهاست.
4. تنقیح قوانین موجود کشاورزی؛ قوانین کشاورزی هم‌اکنون بسیار حجیم هستند. قوانین این حوزه باید در حد حداکثر 100 صفحه به صورت ساده و همه‌فهم تنقیح شوند.
5. تشکیل اتاق کشاورزی؛ برای کشاورزی، اتاقی مستقل از اتاق بازرگانی فعلی ضرورت دارد. چگونگی تشکیل این اتاق و اعضای آن، موضوع بحثی جداگانه است.
6. مدیریت آب در کشاورزی؛ بر اساس اصول و شرایط تولید، هر فعالیت تولیدی، عوامل تولیدش باید زیرنظر یک مدیریت واحد قرار گیرد. متأسفانه در کشاورزی ایران عوامل تولید اصلی کشاورزی، یعنی آب و زمین دو مدیریت دارند. ضرورت دارد مدیریت آب کشاورزی به وزارت جهاد کشاورزی انتقال یابد. از چند سال قبل از انقلاب اسلامی تا امروز یکی از مشکلات کشاورزی ایران این مدیریت دوگانه است. این امر بحث مفصلی می‌طلبد. کافی است نگاه کنیم یک فرد واحد که کشاورز است، دو نوع نام نهاده شده؛ یکی او را «کشاورز» و دیگری «آب‌بر» می‌نامد.
عدالت چگونه برقرار می‌شود؟
کشور ایران با همه دشواری‌هایی که داشته و دارد، مقاومت کرده و در چند نمونه الگو است؛ به‌ویژه دانش‌بنیان‌ها و پیشرفت‌های نظامی، حتی می‌توان گفت در پیشرفت‌های نظامی نه‌تنها الگو بلکه نمونه است. ایران در صورتی می‌تواند به لحاظ اجتماعی هم الگو باشد که دو رکن عدالت اجتماعی را به جد در نظر داشته باشد؛ دو رکن اساسی «آموزش‌وپرورش» و «تندرستی، بهداشت و خدمات درمانی». این دو در شرایط موجود دوپاره شده‌اند؛ دولتی و خصوصی. هر کدام ساز خود را می‌نوازند. این امر سبب شکاف میان گروه‌های اجتماعی، به‌ویژه روستایی و شهری شده است و این عادلانه نیست، در نتیجه گروه‌های برخوردارتر با فاصله زیادی از گروه‌های کمتر برخوردار قرار می‌گیرند. این دو رکن باید و ضروری است که تحت یک نظم و نظام درآیند؛ با مدیریت واحد و اجرایی دولت. معنای این تحلیل این نیست که یکی از این دو رکن حذف شود، ولی تحت نظام و نظم عدالت‌محور قرار گیرند. البته می‌دانم برقراری یک نظام عادلانه زمان‌بر و تا حدودی دشوار است، اما امکان‌پذیر است. در غیر این صورت الگو بودن ضعیف و ضعیف‌تر خواهد شد.
«هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم / نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / وگر مراد نیابم به‌قدر وسع بکوشم»


نظرات شما