کرمان رصد - عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به ابعاد بینالمللی تشییع باشکوه رهبر شهید، تأکید کرد: این رویداد عظیم نشان میدهد که پیام انقلاب اسلامی اکنون به مطالبهای جهانی تبدیل شده و دوران سلطه استکبار به پایان رسیده است.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، آیتالله اراکی در برنامه گفتگوی ویژه خبری، به تشریح تحولات سیاسی، بیانیهها و پیامهای پس از تشییع باشکوه رهبر شهیدمان پرداخت و به پرسشها در این زمینه پاسخ گفت.
سؤال: هفتهای که گذشت و در روزهای گذشته شاهد حضور باشکوه مردم تشییع قائد امت بودیم. پیامهای این حضور چه است و در این حضور مردم چه مفهومی را به دنیا اثبات کردهاند؟
آیت الله اراکی: آنچه امروز میبینیم و در ایام تشییع پیکر مقدس رهبر شهیدمان در شهرهای ایران و شهرهای عراق و شهرهای مختلف مشاهده کردیم این همان خیزش الهی عظیمی است که مقام معظم رهبری شهیدمان از آن به مبعوث شدن امت تعبیر کردند. این مبعوث امت معنی اش این است که آن فطرت نهفته انسانی که به وسیله طاغوتها و عوامل آنها و توطئهها و نقشههای شیطانی که دارند، آن فطرت انسانی گاهی زیر بار خیلی از غبارها و خیلی از پوششها قرار میگیرد و پوششهای سنگینی مانع از تحرکات آن فطرت میشود. گاهی اتفاقاتی میافتد که این فطرت را به حرکت درمی آورد مثل یک غبارتکانی مثل یک خانه تکانی، گویا غبارهای فطرت زدوده میشود؛ لذا انسانها از همه جنس، حتی همه قومیت ها، حتی آنهایی که ارتباط کشوری و قمی نسبی و سببی و دینی و مذهبی، هیچیک از این ارتباطات متعارف اجتماعی، بین آنها و بین آن صاحب خیزش این نهضت وجود ندارد.
همه همین نهضت شامل حال شان میشود و این خیزش و دگرگونی را در خودشان احساس میکنند. جنس قیام حضرت سیدالشهداء و وجود مقدس امیرالمؤمنین از این جنس بودند. اصلاً آنچه که از آن به ولایت امیرالمؤمنین تعبیر میکنیم یعنی وابستگی به خدا و قدرتی که خدای متعال بین خودش و بین بندگان اش برقرار کرده است. این حبل الله که ولایت امیرالمؤمنین است یک امرخارجی نیست، یعنی برون از شخصیت آدمی نیست، همان درون شخصیت است و این حبل الله همان فطرت الهی است که از آن به توحید هم تعبیر شده است. یا همان پیمانی است که خدا در قرآن کریم به آن اشاره میکند، این ارسطو تحقق خارجی اش در وجود انسان از طریق این فطرت ولایت و پیمان ولایت حاصل میشود. این فطرت ولایت اگر زنده شد، معجزه انجام میدهد، یعنی کارهای نشدنی را انجام میدهد. اولاً انسانها را به هم متصل میکند، مسئله اتصال انسانها به یکدیگر که از آن به وحدت تعبیر میکنیم، وحدتی که ما میگوییم در فرهنگ اسلامی؟ از جنس وحدتهایی که در فرهنگهای دیگران است، نیست. وحدتی که در فرهنگهای دیگران است وحدت مصالح دنیایی است، وحدت موضع گیریهای سیاسی و مصلحتی است. وحدتی که ما میگوییم فراتر از این چیزها است، یعنی مردمی که هیچ مصلحتی هم با دیگر مردم ندارند، با آنها احساس یگانگی میکنند و مصلحت مشترکی ندارند. در تشییع رهبر شهیدمان از همه جای دنیا افرادی آمدند حتی کسانی که مسلمان نبودند، مسلمان نبودند، ایرانی نبودند.
حتی رهبر را تا این حوادث اخیر درست نشناخته بود، اما اشک اش جاری میشد، این اشک از کجا جاری سرچشمه میگیرد. این اشکی که امروز ما برای مصیبت سیدالشهداء میریزیم، مصیبت به معنای شکست نیست، این مصیبت به معنای شورش است. این شوری که به وسیله قیام سیدالشهداء؟ در روایات از آن به آتش تعبیر شده است. روایت از امام صادق است که میفرمایند شهادت سیدالشهداء یک حرارت و انرژی ویژهای را در دل مؤمنان به وجود آمده است، این انرژی هیچگاه از حرکت باز نمیایستد، این سوز و داغ همان سوز و داغی است که از این فتنهها برمی خیزد.
سؤال: این وحدتی که درکنار شهادت رهبر معظم انقلاب شکل گرفت و آن بحث ولایتی که مردم ما ثابت کردند، شاهد بودیم که این شور ایجاد شد که امروز باعث ایستادگی و صلابت مضاعفی در کشور شده است؟
آیت الله اراکی: این شور جاودانگی دارد، این شور استقامت ایجاد میکند، این شور شکست ناپذیری به وجود میآورد، این شور صبر به وجود میآورد، این شور تاب آوری به وجود میآورد، این شور ابتکار به وجود میآورد، حتی این شور عقل آدم را به حرکت درمی آورد. من از ابتکار ادبی صحبت میکنم، همین حادثه شهادت مقام معظم رهبری، جنس ادبیاتی که تولید شد به وسیله شعرا و به وسیله جنس آهنگهایی که ابتکار شد، در این میدانها و مجالس، چیز جدیدی بود و یک زبان حماسی جدید بود. این با نوع آوری و ابتکار به وجود میآید، این شوری است که در دلها آفریده میشود این جوششی است که در دلها به وجود میآید و ابتکارها را به وجود میآورد. اگر مردم یا مدیران این جماعت مردمی و گروههای مردمی و این سیل حرکت مردمی، اگر این مدیران خودشان را بتوانند در سطح این خیزش قرار بدهند، گاهی میشود توان کسانی که مدیریت اینگونه مجموعهها را برعهده دارند، توان شان از آن شور و انرژی که در وسط میدان است کمتر است. خیلی از این انرژی هدر میرود و این جای افسوس دارد که نتوانیم از این انرژی رها شده عظیمی که میتواند دنیا را عوض کند استفاده کنیم. امام زمان با چه چیزی بر دنیا پیروز میشود، ما در روایت نداریم که حضرت با جنگ بر قدرتها و ابرقدرتها پیروز شود، بله ممکن است جنگ در محدودههای خیلی محدود به وجود بیاید و گریزی از جنگ نیست.
اما امام زمان (عج) میخواهد دنیا را فتح کند، با این شور نهادینهای که در انسانها وجود دارد، انسانها میخواهند و متمایل میشوند و انسانها احساس میکنند که آرزوی دیرینه خودشان را یافتهاند. برای همین مقام معظم رهبری شهیدمان، خیلی از انسانها تا قبل از اینکه ایشان را ارادتی نداشتند، وقتی پردهها برداشته شد احساس کردند که این همان چیزی بود که آنها دوست داشتند، گویا گمشده شان را پیدا کردند. درخواستی که از همه عزیزان دست اندرکار هستند دارم، در همه بخش ها، چه بخشهای فرهنگی و سیاسی و بخشهای گوناگون، بدانند که در این ملت یک انرژی نهفته شده است که میتواند همه گرهها را باز کند، به این امت امیدوار باشند. من گاهی از مسئولان اینگونه جملاتی میشوم که مردم خسته شدهاند یا ممکن است خسته شوند، نه چنین نیست. اگر بنا بود مردم خسته شوند در جنگ ۸ ساله خسته میشدند، اگر قرار بود خسته شوند خیلی پیشتر از اینها خسته میشدند. این مردمی که الان خودشان از مسئولان مطالبه میکنند که ادامه بدهید؛ لذا خواهش میکنم که مسئولان هر کجا امکان این معنا وجود دارد برنامه ریزی کنند که از این انرژی رها شده بتوانند خوب استفاده کنند.
سؤال: بحث ابعاد بینالمللی و رسانهای این موضوع است که ما تا قبل از این چنین حادثهای را شاهد نبودیم، چنین تشییع با شکوهی هم در ایران و خارج از کشور، چه پیامهایی در بعد بینالمللی دارد؟ به بعد داخلی و بینالمللی اشاره کردید، در بعد بینالمللی چه بازتابهایی خواهد داشت؟
آیتالله اراکی: یکی از مهمترین ابعاد بینالمللی این بعد است که معلوم میشود پیامی که انقلاب اسلامی دارد، پیامی است که خواسته همه مردم دنیاست؛ یعنی ما چه میگوییم؟ ما میگوییم باید با مستکبرین مبارزه کرد، ما میگوییم دوران سلطه استکبار بر جهان مستضعفین به پایان رسیده، ما میگوییم باید عدالت در جهان برقرار شود، ما میگوییم که فدا کردن خود در راه عدالتی که به نفع انسانها باشد؛ این ارزش بسیار بالایی است. بلکه ما که برای این شهدا این همه ارزش قائل میشویم، خود رهبر شهید ما (قدسالله روحه) این همه سر مسأله شهدا و شهادت تأکید داشتند و همچنین امام کبیر ما؛ یکی از نکات آن این است که در شهادت شهید یک پیامی نهفته است که گاهی مقام معظم رهبری هم به این آیه اشاره میکردند که بعد از شهادت شهید، تازه سخن و نطق شهید باز میشود؛ یک پیامی دارد، سخن میگوید، زنده است، با که سخن میگوید؟ با همه مردمی که دارای فطرت سالمی هستند، با همه کسانی که عدالتخواه و با ظلم دشمن هستند، با همه کسانی که احساس فشار این همه فساد را روی دوش و جان خود میکنند، اینها احساس میکنند این شهید با شهادت خود یک پیامی برای آنها دارد، یکی از مهمترین پیامها این است که جان من در راه آزادی تو هدیه شده، پس تو هم باید با من همراه باشی و در راه من قدم برداری.
سؤال: خیلی از کسانی که تفکر انقلاب اسلامی و رهبر شهیدمان را قبول نداشتند، اذعان کردند به این حقیقت حضور مردم و این ارادتی که مردم در اقصی نقاط دنیا به رهبر شهیدمان داشتند و آن تفکر انقلاب اسلامی که اشاره کردید، الان با توجه به این که سه جنگ را پشت سر میگذاریم، در حال حاضر آیا میتوانیم این را بگوییم که فرهنگ و تفکر انقلاب اسلامی روز به روز در حال رشد است، علیرغم این که ما در بدترین شرایط به لحاظ جنگ قرار داریم؟
آیتالله اراکی: همینطور است، البته آغاز این گسترش پیام از همان روز اول انقلاب بود، یعنی از همان روز شروع شد این گسترش، ولی جهان استکبار هم به همین دلیل با انقلاب و جمهوری اسلامی به مقابله پرداخت. آنها تمام نیروی خود را برای مقابله با این گسترش پیام، هزینه کردند و به کار بستند، ولی با این حال این پیام گسترش پیدا کرد. امروز ما در اروپا، آمریکا، آفریقا و حتی شرق آسیا و در همه جای دنیا یک موجی از قشر جوان داریم که همراه با پیام انقلاب و همراه با ارزشهای انقلاب هستند و رهبر جمهوری اسلامی ایران را رهبر خودشان میدانند. این موج؛ امروز یک موج حقیقی است.
سؤال: یعنی مرز معنی ندارد اینجا؟
آیتالله اراکی: اصلاً و این از چیزهایی است باید از آن استفاده کنیم، حتی معتقدم در دیپلماسی، این را در ایام مجمع تقریب هم به مسئولین وزارت خارجه میگفتم. میگفتم شما باید یک جریان جدیدی را در باب دیپلماسی باز کنید، دیپلماسی تودهها؛ ما یک انرژی بسیار گستردهای در تودههای مردم دنیا داریم، این انرژی کاملاً آمادگی این را دارد که در خدمت سیاستها، اهداف و ارزشهای انقلاب در بیاید. با این تودهها ارتباط برقرار کنید، محورهایی از اثرگذارترین تودهها را بازشناسی کنید، بشناسید و ارتباط برقرار کنید و اینها را مورد حمایت قرار دهید. هنوز هم این جریان وجود دارد، ما باید یک دیپلماسی نویی، این دیپلماسی دولتی باید باشد، به هر حال ادامه دارد، منتها ما باید دیپلماسی نویی را نیاز داریم که این دیپلماسی نو از طریق هم نهادهای رسمی و از طریق نهادهای غیررسمی؛ یعنی ما باید تجار، دانشمندان، دانشجویان و همه تودههای مردمان را با این دیپلماسی جدید آشنا کنیم و به آنها برنامه دهیم تا ارتباطشان با مردم دنیایی که در راستای همین اهداف با ما همراه هستند، بتوانند ارتباط برقرار کنند.
سؤال: مسألهای که خیلی مهم است؛ بررسی شخصیت رهبر معظم انقلاب است؛ آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای است که مردم خیلی دوست دارند از ابعاد شخصیتی ایشان بیشتر مطلع شوند، اگر بخواهیم در یک جمله خلاصه کنیم؛ همین اتفاقاتی که از نهم اسفند تا امروز شاهد هستیم و بعد از انتصاب ایشان به عنوان رهبر فرزانه انقلابمان، شاهد این هستیم که جنگ در بهترین شرایط مدیریت شده، کشورمان در بهترین شرایط اداره میشود، علیرغم همه سختیهایی که به قاعده جنگ وجود دارد، نقش ایشان را در افزایش قدرت نظام جمهوری اسلامی چطور ارزیابی میکنید؟
آیتالله اراکی: اولاً مردم باید با این حقیقت خوب آشنا شوند که یک نهادی در این مملکت وجود دارد که در دنیا بینظیر است؛ نهاد مجلس خبرگان، این نهاد از چه کسانی تشکیل شده؟ از حکمای ملت؛ افراد حکیم؛ یعنی کسانی که با مغز اسلام آشنا هستند، با همه معارف اسلامی در حد اجتهاد، تجربه سیاسی دارند، فهم اجتماعی دارند، بصیرت سیاسی- اجتماعی دارند. وقتی اینها میآیند در یک جریانی کسی را به عنوان شخص منحصربهفرد انتخاب میکنند، با وجود گزینههای بسیار متعدد دیگر، مجلس خبرگان که مقام معظم رهبری حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای را انتخاب کردند، این طور نبود که ناگهان بگویند خوب است ایشان را انتخاب کنیم، سالها ما کمیسیونی در مجلس خبرگان داریم که سالها این کمیسیون کارش این است که همه گزینههای احتمالی مسأله رهبری را رصد میکند، هم دقیق آنها را بررسی میکند، بسیار بسیار دقیق است و هم رصد میکند رفتار، گفتار و موضعگیری و اظهار نظرهایشان را، در مملکت در بین فقها و مجتهدین شخصیتهای بسیار با نفوذ، با تجربه، بسیار دانشمند و با حکمت و علم وجود داشتند، چطور شد مجلس خبرگان رهبری حاج آقا مجتبی را انتخاب کردند، با این که آن کمیسیون مخصوص این کار، گزینههای متعددی را ارائه کرده بود، در بین این گزینهها، مجلس خبرگان آمد حاج آقا مجتبی را انتخاب کرد. اصلاً مسأله فرزندی مطرح نبود، هیچ اشارهای از خود مقام معظم رهبری شهیدمان برای انتخاب حاج آقا مجتبی وجود نداشته، هیچ نهادی هم در این انتخاب اثرگذار نبود و این صرفاً یک انتخاب مبنی بر شناخت، تحقیق و انتخاب بسیار شایستهای بود و در گذشته و همین چند ماهی که از رهبری ایشان گذشته، همه مردم ملاحظه کردند که چگونه موضعگیریها، سیاستگذاریها، رفتارها و بیانیهها چگونه حکیمانه صادر میشود و این یک نعمت بزرگی است که خدای متعال بر ملت ایران منت داد.
سؤال: نکتهای که خیلی حائز اهمیت است و این روزها شاهد حمله رژیم آمریکا به کشورمان هستیم، بحث حفظ اتحاد و وحدتی است که هم باید در میدان و هم دیپلماسی داشته باشیم، توصیه شما در این زمینه چیست و فکر میکنید چه عاملی باعث تقویت هر دو موضوع خواهد شد؟
آیتالله اراکی: حفظ وحدت؛ هر جامعهای؛ وحدتش به این است که جامعه، گرد آن محور مقدسی که برای آن جامعه، مقدسترین محور است جمع شود؛ یعنی آن محور مقدس است که مردم را یکی میکند. در نظام، فرهنگ اسلامی و شیعی ما آنچه ما را یکی میکند؛ همان ولایت الهی است. خداپرستی است که این خداپرستی در ولایت الهی مجسم میشود و بعد میآید در ولایت رسول، امام معصوم، بعد ولایت فقیه؛ وحدتی که ما میگوییم؛ یعنی وحدت دور فرمان ولی فقیه است، ایشان فرمود این کار را باید کنیم؛ باید همه کنیم، فرمود نکنیم، نباید کنیم، فرمود من راضی هستم از این کار، ناراضی هستم، ناراضی است، هم مسئولین باید پایبند شوند، هم مردم گرد این محور جمع شوند و همین طور هم شده، هر وقت ما وحدت داشتیم؛ وقتی بوده که پای ولایت و محور آن ایستادیم.
سؤال: نکته حائز اهمیتی که خیلی مهم است و مردم پیامهای مختلف، مراجع تقلید در پیامهایی که داشتند، بحث خونخواهی رهبر شهیدمان است، برای این که این مهم به ثمر بنشیند، باید چه اقدامی صورت بگیرد و خونخواهی واقعی چه زمانی محقق خواهد شد؟
آیتالله اراکی: جایش بود این سؤال را شما زودتر میکردید که فرصت داشته باشیم، بحث مهم، جدی، علمی و در عین حال سیاسی است. ما سه نوع رزم یا جنگ دفاعی در اسلام و فرهنگ دینی داریم؛ یک نوع جنگ دفاعی؛ جنگی است که در قرآن کریم از آن به دفع تعبیر شده؛ یعنی این که ما دشمن را از هجوم و آسیب رساندن به خودمان بازداریم. ما در جنگ هشت ساله با صدام، دفع کردیم صدام را و پیروز شدیم در این دفع. در همین جنگ اخیر هم؛ چه ۱۲ روزه، چه ۴۰ روزه و چه جنگی که وارد این جنگ سوم شدیم، جنگ ما تا حالا جنگ دفعی بوده، یعنی میخواستیم دشمن را از آن کاری که میخواست بر علیه ما انجام دهد، بازداریم؛ این که پایگاههایش را میزدیم؛ این در جنگ دفعی است، این که موشکها و رادارهایش را بزنیم؛ این جنگ دفعی است. این یک مرحله پایین جنگ است؛ این کمترین درجه جنگ دفاعی است. یک جنگ مرحله دوم داریم که در قرآن کریم به جنگ مقابله به مثل تعبیر میشود؛ «اگر دشمن به شما حملهور شد، هر نوع حرمتی که از شما بشکند و هر مرزی که از شما بشکند، شما میتوانید در طرف مقابل آن مرز را از او بشکنید.» هر مرزی که بشکند میتوانیم آن مرز را بشکنیم. مثلاً فرض کنید ما این مرز، خود این که آدمی را بکشد؛ یک مرزی است و احترام برای این مرز قائلیم، اما اگر آنها از ما کشتند، ما هم میتوانیم بکشیم؛ این جنگ به معنای مقابله به مثل است.
جنگ به معنی تقابل حُرُمات؛ این قصاص؛ یعنی حرمتها اینجا در جنگ مقابله به مثل دارد، اگر مدرسه ما را زدند، ما باید مدرسه بزنیم، اگر بیمارستان زدند، ما میتوانیم بیمارستان بزنیم، اگر دانشگاه زدند، میتوانیم دانشگاه بزنیم، البته دانشگاه، بیمارستان و مدرسه حرمت دارد. حرمت در مقابل حرمت. ما هنوز وارد این نوع از جنگ نشدیم و ممکن است در یک روز دچار شویم در چنین جنگی وارد شویم. الان کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس باید متوجه باشند، آمریکا در کشورهای آنها به ما حمله میکند، ما تا کنون اکتفا کردیم به جنگ دفعی، ولی فردای امروز اگر ادامه پیدا کند مثلاً زدن مناطق مسکونی ما، زدن سیلوهای ما، زدن معادن آب و زیرساختی ما، ما از آن کشورها این مناطق را باید بزنیم، نه فقط پایگاههای آمریکایی، یعنی باید آنها متوجه باشند که ما هنوز خیلی دست نگه داشتیم و خویشتنداری کردیم، اگر ادامه پیدا کند، این کار انجام خواهد گرفت. این مرحله دوم جنگ دفاعی است. البته ما نباید آب و نان مردم را ببنیدم، آب و نان ما را بستند، میتوانیم مقابله بهمثل کنیم، حالا اگر نکنیم، حرف دیگری است.
ممکن است ما با این که میتوانیم، نکنیم کاری را، برای ملاحظاتی، ولی میتوانیم، چون «الحُرُماتُ قصاص». قصاص این است که ما باید حرمتها را در مقابل یکدیگر قرار دهیم. جنگ سوم یا نحوه دفاع سوم؛ فراتر از این است و آن قلع و قمع دشمن است که در برابر فساد؛ این جنگ، جنگی است که در مقابل مفسدین است، مفسد را دیگر باید قلع و قمع کرد؛ یعنی فرض کنید آمریکا الان به عنوان درجه یک مفسد در جهان فعلی است، ما باید اگر بخواهیم وارد این جنگ شویم، باید هر نیروی نظامی آمریکایی، نیروی اقتصادی و نیرویی که مؤثر است در اقتدار این کشور باید در هر جای دنیا بزنیم؛ یعنی باید سلولهای نظامی ترتیب بدهیم و راه بیندازیم در کشورهای مختلف دنیا؛ هر جا شما نظامی و سرباز آمریکایی دیدید، یک نیروی اقتصادی آمریکایی اثرگذار در تقویت و پشتیبانی آمریکا را باید بزنید. این مرحله سوم دفع، دفاع یا جنگ دفاعی ماست که در آیات قرآن از آن به مرحله قلع و قمع تعبیر میشود. اینهایی که هلاک نسل میکنند، افساد فیالارض میکنند؛ دفع و مقابله به مثل اینها نیست، اینها را باید تا آنجا که باید از هر طریق، وسیله و ابزاری ریشهکن نمود و لذا باید دشمن هم بداند تا کنون جمهوری اسلامی خویشتنداری کرده، ممکن است مراحل آینده دفاع را مسئولین اگر صلاح دیدند وارد آن مراحل بعدی هم شوند.
سؤال: جمع بندی؟
آیتالله اراکی: خونخواهی و انتقام که میگوییم، اصلاً معنی انتقام؛ این نیست که ما احساساتی داریم و میخواهیم احساسات را خاموش کنیم؛ انتقامی که گفته میشود؛ یعنی اصلاح، یعنی قلع و قمع ریشه فساد. در قرآن کریم هم انتقام به معنی همین نوع سوم جنگ دفاعی گفته شده است. یا درباره فرعون و قوم او، انتقامی که در قرآن کریم در فرهنگ آنها نیست، انتقام به معنای سوم است.
سؤال: نکتهای که خیلی حائز اهمیت است و در صحبتهای خود به آن اشاره کردید؛ بحث این اهمیت تداوم حضور مردم در صحنه است، چقدر میتواند مؤثر باشد آن عملکردی که در هر دو میدان دیپلماسی و در میدان جنگ داشته باشیم میتواند در این موضوع مؤثر باشد و چقدر میتواند دشمن را ناکام بگذارد در اهدافی که در داخل دنبال کند؟
آیتالله اراکی: یکی از امتیازهای نظام سیاسی اسلام این است که نظام سیاسی اسلام، قدرتش را از مردم میگیرد، یعنی قدرتش را از زور نمیگیرد، البته مردم وقتی جمع شدند، باهم یکی شدند، زور هم برای آنها حاصل میشود؛ یعنی زور به معنی سلاح، ابزار جنگی و توانمندیهای جنگی را باید به دست بیاورند و وظیفه دارند. ولی قدرت اصلی با مردم است. ما دو رکن در نظام سیاسی اسلامی داریم؛ رکن مسئولیت که از خدا میآید، خدا وقتی میگوید مردم از خدا، رسول و ولی امر اطاعت کنید؛ یعنی این اطاعت مشروع است. این مشروع از آنجا میآید. ولی قدرت از کجا میآید، قدرت را مردم میدهند، به طوری که اگر امام معصوم، اگر جبرئیل امین از طرف خدا بخواهد بیاید حکومت کند در کره زمین، اما اگر مردم پشتیبانش نباشند، نمیتواند حکومت کند؛ یعنی قدرت را مردم به حکومت میدهند. البته از امتیازهای نظام سیاسی اسلامی است. این که مقام معظم رهبری میفرمودند مردمسالاری که حضرت امام تأکید داشتند بر این که اساس؛ ملت است، یعنی این ملت است که اصلاً وجود نظام و قدرت نظام و تداوم نظام به مردم است. هر چه مردم در ساحتهای حضور، حضور بیشتری داشته باشند، هر چه این حضور تداوم پیدا کند، این حضور، منشأ قدرت بیشتر مملکت و ملت ماست، یعنی از موشک، بمب اتم و هر قدرت مادی دیگر، این قدرت برتر است.
سؤال: نکته حائز اهمیتی که در این حوادث اسفند ماه به این طرف؛ خرداد ماه سال گذشته شاهد آن بودیم، این پیوند ناگسستنی مردم با ولایت بوده، یعنی هر کجا ولایت گفته، مردم در صحنه حضور پیدا کردند، این چه بازتابهایی را میتواند در سطح بینالمللی داشته باشد و چه پیامد مثبتی را میتواند برای ما ایجاد کند؟
آیتالله اراکی: اینها را باید بدانند که ارتباط بین مردم در نظام اسلامی؛ ولایت فقیه و نظامشان؛ ارتباط مبتنی بر اجبار، زور، تهدید، تطمیع و این مسائل نیست، بلکه ارتباط بر اساس عشق است، ما در این بحث فقه نظام سیاسی؛ آنجا این مطلب را مطرح کردیم که اساساً رابطه حاکم با تودههای مردم در نظام اسلامی، رابطه محبت است. نکته این که در قرآن کریم میفرماید اصلاً محبت محمد و آل محمد (ص) اجر رسالت است؛ یعنی این رسالت اگر بخواهد بماند، بر اساس این محبت میماند، اجر که گفته میشود بر اساس این محبت است. یا مثلاً محبت رسول از اولین واجبات است. در خود قرآن کریم این مسأله عشق متقابل که در آن آیه مربوط به ایرانیها هم این آمده که تقریباً اجماع مفسرین این است یا اتفاق اکثر مفسرین است که این آیه درباره ایرانیان نازل شده است. وقتی این آیه نازل شد، از رسول اکرم پرسیدند؛ این قومی که در آینده خواهند آمد، چه قومی هستند؟ حضرت رسول دست به پشت سلمان زد و فرمود قوم سلمان هستند. در این آیه هم این قوم به این خصلت توصیف شدند؛ خدا اینها را دوست دارد و اینها خدا را دوست دارند. این رابطه عشق متقابل است که مردم را یکی میکند و ارتباطشان را با رهبری و ولایت قوی میکند.