پنجشنبه ۲۵ تير ۱۴۰۵
مقالات

اینجا قشم، جمعیت ۹۰ میلیون

اینجا قشم، جمعیت ۹۰ میلیون
کرمان رصد - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست سید مهدی طالبی| این روزها، همه ایران جنوب است. اگر بمبی در جنوب به زمین ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سید مهدی طالبی| این روزها، همه ایران جنوب است. اگر بمبی در جنوب به زمین می‌خورد، این دل‌های نگران ایرانیان است که در سراسر کشور و جهان می‌لرزد. در مقابل روح یکپارچه ایرانی، شیطان هم‌زمان با بمباران جنوب توسط پیروان اپستینی‌اش، توسط عده دیگری از علاقه‌مندان فارسی‌زبانش، در حال بمباران ذهن و قلب ایرانیان است؛ کسانی که ذره‌ای برای کودکان میناب، دانش‌آموزان لامرد و سربازان کشورشان ناراحت نشدند، حالا ۵ ماه پس از ۹ اسفند، درحالی‌که سربازان ایرانی شهادت‌طلبانه پرتابگرهای موشکی را آماده انتقام و حمله به دشمن می‌کنند، با طعم تحقیر و طعنه به ایران‌، خود را نگران جنوب نشان می‌دهند. ایرانی که با تهاجم غافلگیرانه دو قدرت اتمی و کودتای تشکیلاتی جنایت‌کار فرونپاشید، با خط‌خطی چند فارسی‌زبان غیرایرانی تکان نمی‌خورد. کسانی که پول و تهدید آن‌ها را از ایران بریده، خیال می‌کنند مردم هم از کشور بریدنی‌اند.
در جنوب چه می‌گذرد؟
ایران یک‌میلیون و ۶۰۰ هزار کیلومتر وسعت دارد که برابر با مجموع سه کشور اول در جدول وسیع‌ترین کشورهای اروپایی است که به ترتیب شامل اوکراین، فرانسه و اسپانیا می‌شود. در مقایسه‌ای دیگر ایران ۶ برابر انگلیس، ۵.۳ برابر ایتالیا، ۴.۵ برابر آلمان، ۲ برابر ترکیه، ۱.۸ برابر پاکستان و ۱.۶ برابر مصر است. این وسعت کار دشمن برای بمباران را دشوار می‌کند. در جنگ ۱۲ روزه، حملات به جنوب و شرق موردی بود و حملات رژیم به غرب و مرکز محدود می‌شد. در جنگ ۴۰ روزه گستره جغرافیایی وسعت یافت؛ اما دشمن نه‌تنها اهداف اصلی خود را نتوانست به‌طور کامل نابود کند که همان عملیات‌ها ذخایر تسلیحات مهم زرادخانه‌‌اش را بلعید. عدم شلیک به یمن، شلیک‌های کم به عراق و لبنان در حین جنگ ۴۰ روزه و درخواست برای افزایش ۵۰ درصدی بودجه نظامی توسط دولت آمریکا این دشواری را از زوایای مختلفی نشان می‌دهد. تحولات آن دوره به دشمن نشان داد دشمن قادر به بمباران سراسری نیست و باید قدرت آتش خود را متمرکز کند. عامل مهم‌تر اما یک تحول راهبردی بود. تسلط ایران بر تنگه هرمز مسئله جنگ را از نابودی نظام، تجزیه کشور، پرونده هسته‌ای و موشکی منحرف کرد و دشمن با رهاکردن نسبی آن‌ها خواهان بازگشایی هرمز شد. همچنین با ناکامی در تحقق اهداف، دیگر طرح‌های آمریکا نیز در جغرافیای جنوب شکل گرفتند. طرح محاصره دریایی و اشغال خارک به‌منظور اعمال فشار اقتصادی، اشغال جزایر و سواحل شمالی تنگه هرمز به‌منظور تسلط بر آن و حمله به خوزستان برای تصرف میادین، خطوط و پایانه‌های انتقال نفت، تأسیسات پتروشیمی و بنادر اصلی واردات و صادرات کشور، مبتنی بر جغرافیای جنوب شکل گرفتند. دشمن می‌داند محاصره دریایی درهرحال با پاسخ نظامی ایران روبه‌رو خواهد شد و این کار محاصره را دشوار و در نهایت تمام خواهد کرد، همان‌طور که در طول جنگ آمریکا قادر به اعمال محاصره نشد، پس حتی در صورت حرکت به سمت اعمال محاصره می‌کوشد درگیری‌های نسبی ایجاد کند که در آن امکان نبرد مداوم که می‌تواند محاصره را از کار بیندازد رخ ندهد؛ اما امکانات نظامی ایران برای حمله به محاصره ضربه بخورند. همچنین آمریکا برای ضربه به ایران خواهان بهره‌گیری از راکت و موشک‌های نیمه‌بالستیک هایمارس و اتمکز است که برد کمی دارند. این سامانه‌ها در جنوب خلیج‌فارس مستقرند و حداکثر می‌توانند استان‌های ساحلی را هدف قرار دهند. این پیوست راهبردی و نظامی جنگ است. اهمیت هرمز، لزوم محدودشدن جغرافیا و تمرکز آتش، محدودیت‌های تسلیحاتی، حفاظت از محاصره دریایی و تست امکان تصرف دارایی‌های انرژی ایران، درگیری‌ها را بر جنوب متمرکز کرده است. ابزار دشمن برای این درگیری‌ها صرفاً نظامی نیست؛ بلکه جنبه‌های روانی و ادراکی دارد. دستگاه دشمن به کمک عوامل رسانه‌ای خود درصدد القای این موضوع است که ایران در برابر حملات به جنوب واکنش چندانی نشان نمی‌دهد؛ زیرا باقی مناطق از جمله مرکز و پایتخت امن هستند. این دروغی آشکار است؛ زیرا ایران در برابر حملات به جنوب به مواضع دشمن در عمان، امارات، بحرین، اردن و کویت حمله کرده است. حملات به اقلیم کردستان عراق، بحرین و کویت تبدیل به رویه شده و حملات به اردن نیز در حال رویه شدن است. ایران مانند جنگ ۴۰ روزه در حال کوبیدن جغرافیای وسیعی در قلب و جنوب غرب آسیاست. واکنش ایران به حملات علیه جنوب از نظر جغرافیای تهاجم به دشمن، کمتر از جنگ نبوده است.
چشم‌داشت به‌احتمال تقسیم مردم
دشمن حفظ انسجام و یکپارچگی ملی ایرانیان را عامل مهمی در شکست‌های خود می‌داند. انسجام ملی از دو منظر ضدآمریکاست؛ نخست، حمایت ملی از مقاومت در برابر دشمن و دوم، مسدودشدن مسیر شورش داخلی که یکی از امیدهای دشمن برای تغییر است. هر آنچه بتواند در وهله اول جامعه ایران را تقسیم و در وهله دوم، آن‌ها را ضد یکدیگر صف‌آرایی کند، مطلوب دشمن است. جالب آنکه دشمن جنوب را هدف قرار می‌دهد و خود درصدد القای جداافتادن آن از کشور است.
تأثیر تاریخی - هویتی جنوب
برخلاف آنچه دشمن و پیروان فکری‌اش در داخل به آن دامن می‌زنند، جنوب از نظر تاریخی و هویتی ستون اصلی ایران است. کدام رود، دریا، دریاچه، کوه و هر مزیتی در کشور نام «فارس» یا «پرشیا» به خود دارد و این‌گونه تعلق هویتی و عمق تاریخی ایران را یادآوری می‌کند؟ پس جنوب هیچ‌گاه نه‌تنها بخش جداافتاده کشور نبوده که ستون اساسی آن است. شاه‌عباس صفوی، هم‌زمان با درگیری با عثمانی که آذربایجان، همدان تا لرستان را در اشغال خود داشت، چشم از جنوب برنداشت و شکست سختی به پرتغالی‌ها در هرمز وارد کرد. نادرشاه افشار که با عثمانی، افغانان و هندی‌ها جنگید و پیروزی‌های بزرگی به دست آورد، درصدد ایجاد نیروی دریایی بزرگی بود تا در عمان و سواحل شرق آفریقا اعمال قدرت کند. آغامحمدخان قاجار زمانی به حکومت رسید که قفقاز و سواحل خلیج‌فارس دست‌کم 100سال خارج از سلطه حکومت مرکزی بودند و وی در هر دو منطقه اقداماتی انجام داد. فتحعلی‌شاه قاجار، موقعیتی مشابه داشت و مجبور شد همان‌گونه که در قفقاز با روس‌ها مقابله کرده و مانع نفوذ آن‌ها به مرکز شود، با اقدامات سیاسی در عمان و سواحل شرق آفریقا نفوذ کند.جنوب تا جایی اهمیت داشت که حتی سلسله‌ بی‌خیال و وابسته‌ای مانند پهلوی که آرارات را به ترکیه و سرچشمه‌های آبی شرق را به افغانستان داد و در خلیج‌فارس، دست از بحرین کشید، بدون جنوب قدرت خود را فاقد ارزش دانسته و در تنگه هرمز تحرکاتی صورت دهد. ایران چه در سلسله‌ها و پادشاهان نیرومند، چه متوسط، چه ضعیف و چه حقیر مثل پهلوی راهی جز فعالیت و تمرکز بر جنوب نداشته است.
جهت جغرافیایی توسعه و وضعیت کنونی
هر کشوری برای دفاع از خود و توسعه، سیاست‌های جهت‌دار جغرافیایی را برمی‌گزیند که دارای نمونه‌های مشهور در جهان است. ژاپن پیش از جنگ جهانی دوم، دو نگاه داشت؛ نگاه به شمال برای تصرف سیبری که پس از چند شکست از ارتش شوروی طی درگیری‌های مرزی توکیو را ترساند و آن‌ها به سمت مسیر توسعه جنوبی و توجه به جزایر فیلیپین، اندونزی و مالزی رفتند. آمریکا در حین مبارزات استقلال و دومین مرتبطه در اوایل قرن نوزدهم در پی توسعه به سمت شمال و دستیابی به کانادا بود که شکست خورد، توسط انگلیس محاصره دریایی شده و با تصرف پایتخت، کاخ سفید به آتش کشیده شد‌. آمریکا پس از آن متوجه شد راه توسعه به سمت شمال مسدود است و باید به سمت غرب حرکت کند که در پیامد آن به تگزاس و کالیفرنیا دست پیدا کرد. انگلیسی‌ها پس از استقلال آمریکا، توسعه در غرب را متوقف کردند و متوجه شرق شدند و هند را به دست آوردند. فرانسه نیز با شورش هاییتی که ارزشمندترین دارایی در تمام جهان بود و فروش لوییزیانا و می‌سی‌سی‌پی در غرب، به طور کامل بر جنوب تمرکز کرد و وارد آفریقا شد. این مسئله در خصوص توسعه نظامی، سیاسی و اقتصادی فراگیر است. در عصر کنونی، چین بیش از هر چیز بر اتصال زمینی به اوراسیا و اروپا با طرح کمربند - جاده تمرکز دارد که توسعه‌ای به سمت غرب به شمار می‌رود. ترکیه با آغاز بحران سوریه سیاست نگاه به جنوب را داشت؛ اما پس از ناکامی، متوجه آذربایجان در شرق شد تا کریدور جعلی موسوم به زنگه زور را ایجاد کند. پس از سقوط سوریه و مشکلات در ایجاد کریدور شرقی، آنکارا مجدداً بر جنوب تمرکز کرده تا کریدوری به سمت خلیج‌فارس ایجاد کند‌. درباره ایران، طی چند دهه اخیر، دفاع و توسعه، جهت غربی داشته است. قوی‌ترین جریان تجزیه‌طلبی منطقه‌ای در غرب وجود دارد، جنگ ۸ساله با رژیم صدام، استقرار منافقین در این کشور، اشغال عراق توسط آمریکا، ظهور تکفیری‌ها، حضور حزب‌الله لبنان، آرمان فلسطین و لزوم مهار و اضمحلال رژیم صهیونیستی، به‌تمامی در غرب قرار داشتند. از نظر هویتی که ریشه در هویت مذهبی داشت و همچنین توسعه مسیرهای تجارت، صحبت از کریدور ایران - مدیترانه می‌شد که طرح‌هایی برای تجارت کالا و انرژی در آن وجود داشت. جنگ ۴۰ روزه نقطه عطفی در نگاه جغرافیایی ایران بود و جهت را از سمت غرب به جنوب کشاند. بار حملات علیه ایران بر دوش پایگاه‌های آمریکا در جنوب خلیج‌فارس و ناوگان این کشور در دریای عمان بود، ازسوی‌دیگر ایران با تسلط بر تنگه هرمز که باعث ایجاد بحران در بازار انرژی شد، توانست آمریکا را مهار کند. نقش تنگه هرمز در مهار دشمنان، دریافت هزینه تأمین امنیت و استفاده از آن برای خنثی‌سازی و سپس رفع تحریم‌ها، نگاه‌ها را به جنوب جلب کرده است.امروز نیز ایران حمله به جنوب را معادل حمله به کل کشور دانسته و به تمام میزبانان آمریکا حمله می‌کند. از نظر عاطفی، شهادت دانش‌آموزان میناب و دو نماد باقی‌مانده شامل مدرسه تخریب شده و مزار این شهدا، کشش بزرگی به جنوب ایجاد کرده، از نظر حیثیتی تسلط بر تنگه هرمز در اذهان ایرانیان دیگر غیرقابل‌خدشه شده و از جنبه اقتصادی، امیدها برای بهبود اوضاع معطوف به عواید تنگه و رفع محاصره است. مجموع این مسائل باعث خواهد شد مراکز، امکانات و دستگاه‌های فکری بیشتری در جنوب مستقر شده و به‌منظور دسترسی و ارتباط بهتر، مسیرهای جنوب توسعه یابد؛ این یکی از ضروریات کشور برای توسعه بنادر و دشوار کردن محاصره دریایی، ایجاد مسیر دسترسی به جنوب جهت گسیل قوا در صورت تهاجم دشمن و بهره‌برداری از مزایای راهبردی جدید خواهد بود.


نظرات شما