کرمان رصد - معاون سیاسی دولت شهید رئیسی گفت: خون حضرت آقا خون خدا و ادامه خون سیدالشهداء است. این خون ویژگی بارز ثارالله را دارد؛ خونی که به ناحق ریخته شده است و خونخواهی از آن خواهد شد.
معاون سیاسی دولت شهید رئیسی گفت: خون حضرت آقا خون خدا و ادامه خون سیدالشهداء است. این خون ویژگی بارز ثارالله را دارد؛ خونی که به ناحق ریخته شده است و خونخواهی از آن خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، آقای محمد جمشیدی در برنامه گفتگوی ویژه خبری به تحلیل پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران به مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران پرداخت. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سؤال: ما یک مراسم باشکوه تشییع را در ایران و عراق برگزار کردیم و با پیام رهبر معظم انقلاب همراه شد که پیام بسیار مهمی بود. به نظر شما مجموع این دو اتفاق درکنار هم چه ثمره و پیامدها و چه تبعاتی را در سیاست خارجی کشور ما در آینده به همراه خواهد داشت؟
جمشیدی: با نام مبارک امام زمان شروع میکنم، چون ولی فقیه و رهبر جامعه اسلامی بعنوان نایب امام زمان بخصوص شخصی مثل امام خامنهای شهید، یکی از سرداران بزرگ جبهه اسلام و جبهه حضرت صاحب الزمان هستند. این را اشاره میکنم برای اینکه عظمت واقعه را اشاره کنم. کسی که در این واقعه به شهادت رسیده است و به ترور ناجوانمردانه توسط شقیترین دشمنان اسلام که امریکا و رژیم صهیونی هستند به شهادت رسیدهاند هم در اندیشه دینی ما و هم در اندیشه راهبردی ما جایگاه بسیار بالایی دارد؛ لذا وقتی در رابطه با این مسئله چه جنگ و چه ترور صحبت میکنیم، باید عظمت واقعه را متوجه باشیم و از نوع نگاه تقلیل گرایانه و نگاه سیاسی به مسئله بپردازیم. این جمعیتی که حضور پیدا کرد عظمت واقعه را نشان داد، چون همانطور که در پیام حضرت آقا بود، خون حضرت آقا خون خدا است، ادامه خون سیدالشهداء است. ویژگی بارز خون سیدالشهداء که در پیام آقا وجود دارد ثارالله است.
ثارالله یعنی خونی که به ناحق ریخته شده است و خونخواهی از آن خواهد شد. اتفاقاً آن چیزی که باعث بعثت ملت شد و این حضور و برانگیختگی را در جامعه ایجاد کرد و جهان را تکان داد و دشمنان را متحیر کرد، ریشه در خون حضرت آقا دارد. این خون اثرات تکمیلی داشته است یک جامعه و بلکه یک جهان را تکان داده است و باعث قدرت و عزت اسلام و ایران شده است. حالا وقتی که ما با این صحنه مواجه هستیم، با چنین عظمتی مواجه هستیم، بحث درخصوص انتقام یک بحث اساسی و جدی است و یک حرکت جامعه ساز و بلکه تمدن ساز است. امام خمینی رحمت الله علیه میگویند این خون سیدالشهداء تا قیام قیامت ملتها را به حرکت وامی دارد، این حرکت تمدن ساز است. یعنی این حرکت جامعه اسلامی در طی این هزار و ۴۰۰ سال و حرکت اسلام خواهی، انقلابی گری، مقابله در مقابل ظلم و پایبندی به اصول اساسی اسلام و آزادی دین همه ریشه در این مقاومتی داشت که حضرت امام حسین علیه السلام داشتند.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
خون حضرت آقا هم ادامه همان است و بی توجهی به این مسئله پشت پا زدن نه تنها به خون حضرت آقا، به خون سیدالشهداء و تمدن اسامی است و آن حرکت اساسی که جامعه میخواهد انجام بدهد؛ لذا وقتی حضرت آقا در رابطه با بحث انتقام صحبت میکنند، اساساً بحث درخصوص یک مسئله سیاسی صرف نیست، بلکه یک حرکت بزرگ را درنظر دارند. ما باید این را دقت کنیم و در آن قاب بندی که داریم باید توجه داشته باشیم که درخصوص چه عظمتی صحبت میکنیم. اما این مسئله، یک مسئله عاطفی، احساسی نیست، حتی اگر ما منطق راهبردی داشته باشیم و تفکر نظامی حتی داشته باشیم، انتقام یک امر ضروری و بلکه واجب است. چون این حرکتی که امریکاییها و صهیونیستها انجام میدهند، بعضیها فکر میکنند حالا یک اتفاقی بوده است حالا برویم خونخواهی و انتقام برای خون حضرت آقا فتح قدس کنیم، این درست است، در کل باید آن حرکت تمدنی به این سمت باشد، قبول هم داریم.
اما نکتهای که باید به آن توجه کنیم اینکه این ترورها روش جدید جنگ امریکا و رژیم صهیونی است و عدم درک این مسئله باعث خسارات میشود و این روش جنگ ادامه پیدا میکند. شما حتی در کتابهای استراتژیکی که غربیها و صهیونیستها مینویسند در فصل اول کتابهای جدیدشان درخصوص سر زدن رئیسهای جریانها و رهبران را زدند. این تبدیل شده است به یک روش اقدام و اگر ما در رابطه با این واکنش نشان ندهیم یا آن را تحریف کنیم، یا هدفگذاریهای غیر دقیق کنیم، باعث میشود این حرکت ادامه پیدا کند که خطای بزرگی است. یعنی اگر ادعا میکنیم که سیاست خارجی یا استراتژی را بلد هستیم باید به این نکات مهم توجه کنیم.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
سؤال: منظورتان از واکنش، اقدام متناظر است؟
جمشیدی: این یک بخش آن است، قطعاً یک بخش آن است، اما کفایت نمیکند. اگر شما این سیاست جدید غرب را متوجه نشوید و نبینید که در دورههای مختلف شروع کردند به زدن سران جریانها و این نوع تفکر را دارند که بخصوص جنگها کم هزینه شده است، بخاطر تکنولوژی و بخاطر بحثهای اطلاعاتی و با زدن رئیسها میتوانند یک جامعه و یک سیاستی را تغییر بدهند و به یک کشوری تسلط پیدا کنند، این خیلی کار آسانی میشود و اگر شما پاسخ آن را پرهزینه نکنید این ادامه پیدا میکند؛ لذا کسانی که صاحبنظر هستند، صاحب فکر هستند، صاحب تصمیم هستند باید به این مسئله دقت کنند. اساساً ترور تبدیل شده است روش جدید جنگ امریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و هر جریانی که مقابل آنها بخواهد بایستد. اگر امروز در این رابطه ما جلوی آن نیایستیم کما اینکه اگر ما زودتر از این در رابطه با بحث شهید حاج قاسم سلیمانی واکنش نشان داده بودیم به اینجا نمیرسید، امروز هم باید حتماً به این واکنش نشان بدهیم. چون نه تنها رهبر ما با آن عظمت را ترور کردند، بلکه هدف شان تغییر رژیم هم بوده است و این متوقف شده است. آن چیزی که باعث این شد، خطای محاسباتی آنها این بود که فکر میکردند با زدن رهبری نظام از بین میرود، اما اشتباه کردند.
اتفاقاً به این نظام قوت داد و انسجام ملت را بیشتر کرد. این یک نکته که در پیام حضرت آقا وقتی در رابطه با انتقام صحبت میشود بحث احساسی و عاطفی نیست، بحث زدیم بزن بزن نیست، بحث راهبردی است، اما باید این جریان متوقف شود. نکته دومی که حضرت آقا در پیام شان اشاره کردند به نظر من به همین اندازه انتقام مهم است و بلکه حضرت آقا اولویت یک را به آن دادند، عهدی که ایشان در رابطه با ادامه مسیر رهبر شهیدمان بستند که خیلی مهم است. یعنی آقا در این پیام دو تا عهد بستند، یکی عهد به اینکه انتقام گرفته خواهد شد و دوم که البته ایشان به مورداول اشاره کردند، این بود که راه امام شهید را ادامه میدهند که بسیار مهم است. غربیها به این بسیار توجه میکنند، در داخل هم باید به این توجه شود. چرا میگویند مهم است و حضرت آقا به آن اشاره کردند، چون اساساً نگرشهای نسبت به مسئله سیاست خارجی که بحث شما هم در رابطه با این مسئله بود، الان یک جریانهایی درحال شکل گیری است، حتی میتوانم بگویم که غربیها هم تلاش میکنند این ادبیات و این صداها تقویت شود که مسیر دیگری را میخواهند مطرح کنند. وقتی کسی میگوید یک جریان جریان این است که جلوی امریکا بایستد و میگوید به نتیجه نمیرسد و متأسفانه با یک نوع طعنه اشاره میکند و میگوید آن رویکردی که قائل به دلیل تجربه است، آن را زیر سؤال میبرد و بعد میگوید ما یک مسیر سوم هستیم، این بسیار خطرناک است و تقابل با رویکرد آقا و تقابل با رویکرد سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی است.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
حضرت آقا وقتی گفتند ماهیت مذاکره و توافق با امریکا را براساس تجربه چندین دهه خودشان مطرح کردند، کسانی که تجربه سیاست خارجی ندارند و ممکن است صدای جریانهای سیاسی باشند و رویکردهای دیگر را مطرح میکنند، اینها بسیار خطرناک هستند، این انحراف از مسیر انقلاب است. اما بعضیها ممکن است بیایند و این رویکرد را مطرح کنند. درحالی که تجربه نشان داده است که اتفاقاً آن چیزی که آقا فرمودند که در یک تجربه، تجربه تعامل به امریکا از ابتدای انقلاب و حتی قبل از انقلاب تا دوره برجام و پسابرجام و دوره دولت ترامپ نشان میدهد که اساساً امریکا قابل توافق نیست. در دوره برجام که دیگر توافقی بود که رئیس جمهوری که تمایل به توافق داشت، اینها خودشان به آن پایبند نبودند. دولت اوباما در ابتدای کار قانونی که دوره آن تمام شده بود را تمدید کرد، قانون تحریمی علیه ایران را تمدید کرد و بعد هم پایبند نبود، دولت بعدی اش هم به آن زد. وقتی مباحث پشت پرده اینها را میخوانید، متأسفانه بعضیها درخصوص سیاست خارجی صحبت میکنند درحالی که مطالعه سیاست خارجی ندارند، یعنی در حد خبرخوانی و فضای مجازی مطالعه دارند. بروید کتاب و مقاله و تاریخ بخوانید و ببینید چطور است. وقتی مباحث اینها را میبینید چه از دوره قبل، چه دوره بعد از آن، اینها از ابتدای انقلاب نگاه شان این بود. اسناد جدید لانه جاسوسی امریکا را بخوانید که خودشان منتشر کردهاند.
همیشه نگاه طرف امریکایی این بوده است برای اینکه نظام از داخل استحاله شود، باید یک جریان میانه روی در داخل حاکمیت ایران تقویت کنیمکه در مقابل جریان اصیل انقلابی قرار بگیرد و اینها را خنثی کند. با گذر زمان شاهد این هستیم که کم کم امریکاییها از بخشی از این جریان سیاسی آنها را کنار گذاشتند، نمیخواهم اسم بیاورم و الان به این سمت آمدهاند که در داخل حاکمیتی که حتی قائل به رویکرد انقلاب اسلامی هستند در داخل این شکاف ایجاد کنند. اگر به صحبتهای ونس که طرف مذاکراتی ما در گفتوگوها است دقت کنید، ونس بارها گفته؛ شاید ۱۰ تا ۲۰ بار گفته، خود ترامپ بارها گفته که ما دنبال این هستیم که یک جریانی که آنها اسمش را عملگرا میگذارند، در داخل حاکمیت ایران تقویت کنیم، باید صدای اینها در داخل حاکمیت ایران تقویت شود و اینها سکان سیاست خارجی را در دست بگیرند، در مقابل جریانی که اسمش را تندرو میگذارند؛ جریان انقلابی، اصیل و پیرو خط آقا مد نظرشان است؛ اینها به دنبال این هستند که در داخل حاکمیت، یک سری صداهای دیگر را تقویت کنند.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
چرا احساس میکنند باید این صدا را آن هم در داخل نظام جمهوری اسلامی تقویت کنند؟ برای این که احساس میکنند به آنها خدمت میشود و آنها ممکن است مسیر دیگری را دنبال کنند. حرفهایی که ونس میزند؛ حرفهای بسیار بدی است، حتماً مقامات مسئول و تیم مذاکره کننده، جوابشان را میدهند، امیدواریم این کار را کنند. اینها دنبال این هستند و در زمان اوباما هم همین حرف را میزدند. اوباما خود پس از برجام مصاحبه کرد و گفت ما دنبال این هستیم که معادله قدرت داخلی را تغییر دهیم؛ چرا؟ چون آن موقع تصورشان این بود؛ این را بعداً گفتند، در کنفرانسهای امنیتی خود حتی به این اشاره کردند و مورد توجه مسئولین عالی نظام بود که در واقع ما این جریان را تقویت میکنیم؛ چرا؟ چون از نظر آنها، آنها میگفتند عمر رهبر شهید رو به پایان است و در زمان انتقال قدرت، ما باید جریانی در داخل ایران در حاکمیت باشد که بتواند جهت انقلاب را بچرخاند و دیگر آن مسیر اصیل انقلاب خمینی کبیر و خامنهای که پیرو حضرت امام بودند و خامنهای شهید؛ به قول حضرت آقا، این ادامه پیدا نکند، اما دیدند این نشد؛ آقا جلوی آن ایستاد، همان موقع برجام دو و سه را که گفتند؛ آقا گفت تمام است؛ همین برجام را شما عمل کنید، ببینید به کجا میرسد؟ این ادامه آن مسیر بود؛ مسیری که آنها به عنوان نرمالیزاسیون ایران مطرح میکردند. نرمالیزاسیون؛ یعنی انقلابزدایی از سیاست خارجی، انقلاب زدایی از حاکمیت جمهوری اسلامی.
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
اتفاقاً در خود بیانیه گام دوم انقلاب که حضرت آقا دادند، آنجا یکی از مباحث اصلی را تأکید بر عنصر انقلابیگری و ماهیت انقلابی جمهوری اسلامی مطرح کردند، همه دعوای آمریکا با ایران، ماهیت انقلابی آن است؛ انقلاب هم نه این که بخواهیم رادیکالیسم را ترویج کنیم؛ پایبندی روی اصول، تلاش برای حفظ استقلال؛ اینها از نظر جمهوری اسلامی و مکتب امام خمینی رحمت الله علیه و امام خامنهای شهید، میشود انقلاب، آنها میخواهند این را حذف کنند، آمدند آن موقع این را مطرح کردند، فکر میکردند که با آن جریان سیاسی در قدرت باشند، میتوانند چه کنند، آقا جلوی آن ایستاد، نگذاشت، بعداً همین جریان؛ یعنی اندرونیهای کسانی که در تیم ترامپ بودند، بعداً آمدند گفتند برای چه از برجام خارج شدند؟ برای این که دیدند رهبری الحمدلله آن موقع سرحال و در قدرت بود و برآوردهای آنها از سلامتی رهبر هم غلط از آب درآمد، لذا گفتند ما از برجام خارج میشویم، قرار نیست مثلاً معادله این طور شکل بگیرد؛ یعنی هدفگذاری آنها برای حذف و زدن رهبری و به قدرت رساندن جریانهایی که با رهبری فاصله دارند، یک حرکت واقعی بود که توسط جریانهای اصلی صهیونیستی و پشتپرده امنیتی هدایت میشد.
برخیها تصور میکنند ترامپ یک آدم مثلاً رفتارهایش، چون رفتارهای غریزی و هیجانی است، عقل راهبردی در آن وجود ندارد؛ این اشتباه است، اتفاقاً نگاه کنید همین ترامپ روزی که مذاکرات آتشبس و مذاکرات در اسلامآباد شروع شد؛ ترامپ توئیت زد مذاکرات موفق بود، محاصره دریایی را اعمال میکنم؛ یک عقل و طراحی در پشت آن وجود دارد، اگر مذاکرات خوب بود و با ایران به تفاهم رسیدی، چرا فشار جدید میگذاری؟ برای این که ماهیت توافق برای آنها چیز دیگری است؛ لذا آن چیزی که آقا میفرمایند من عهد میبندم که مسیر و طریق مستقیم شما را ادامه دهم، این چیزی است که دشمن را ناامید میکند و این چیزی است که در داخل باید دوستانی که نظر میدهند دقت داشته باشند، بالأخره بعضی ژورنالیستی میخواهند صحبت کنند، بالأخره جای آن، جای دیگری است، بروند صحبت کنند، اما نمیتوانند؛ سیاست خارجی اساساً چیزی است که کارکرد آن متعلق به رهبری است، باید با هماهنگی رهبری باشد، تصمیماتی که در شورای عالی امنیت ملی گرفته میشود با تأیید رهبری قابل اجرا است، لذا سیاست خارجی در حوزه رهبری است، نمیشود شما این کار را کنید. رهبری تأکیدشان این بود که من این مسیر را ادامه میدهم و این به نظرم بسیار مهم است و باید به این دقت داشته باشیم جریانهایی که امروز میآیند و صحبت از چیزهای دیگر میکنند، به نظرم آنها نیازمند این هستند که تذکر دوستانه به آنها داده شود که مسیر را اشتباه نروید. اگر امروز صحبت از وحدت میشود که درست است؛ وحدت حول چیست؟ وحدت؛ حول رهبری قابل قبول است، و الا هر کسی میآید یک عَلمی بلند میکند و میگوید وحدت است. کدام علم را میخواهید شما دنبال کنید؟
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
آن علمی که متعلق به رهبری است. خود آقا فرمودند؛ یک عدهای در دورههای قبل میگفتند اعتدال؛ حتی اسلام هم دین اعتدال و اصلاح است؛ از این حرفها میزدند. امام شهید فرمودند که اسلام با همان جهاد و قتالش نمایانگر اعتدال است، یعنی نمیشود بگویی که اسلام خیلی به قول امروزی صورتی را مطرح کنی، بعد ادعا کنی اسلام هر چیزی است که ملایم و عاطفی و اینهاست و این میشود اسلام، نه، این اسلام برای شماست؛ اسلام سکولار را مثلاً شما مطرح میکنید. اما اعتدال در اسلام، همان حکم خدا را باید اجرا کنیم، در انقلاب اسلامی هم در راه جمهوری اسلامی و مسیر رهبری هم سیاست خارجی اقتضائات خود را دارد. اینها یک تصوری دارند مبنی بر این که از این راه و مسیر سوم میتوانند با آمریکا کنار بیایند یا مشکل با آمریکا را حل کنند. درک درستی هم از راهبرد سیاست خارجی آمریکا ندارند و این یک معضل است؛ من نمیخواهم به تاریخ برگردم؛ آمریکا آن موقع که دوره انزواگریاش بود؛ دکترین مونروئه را مطرح میکنند؛ مال قرن ۱۸ که ترامپ هم میگوید من مونروئه جدید هستم. معنی انزواگری آمریکا به لحاظ تاریخی چه بود؟ یعنی نصف جهان مال من؛ کل نیمکره غربی مال من، بقیه دنیا هم بروند استعمارگرها و اروپاییها بروند باهم بجنگند، ورود نکنند. در همان دوره آمریکاییها پدر آمریکای جنوبی و همه ایالتها را درآوردند؛ چقدر اشغال کردند، چقدر بومیها را کشتند، فقط از زمان استقلال آمریکا که الان هم به قول خودشان چهارم جولای؛ سالگرد استقلال دویست و پنجاه سالگیشان بود، از اواخر قرن ۱۸ تا جنگ داخلی؛ حدوداً ۱۸۶۰، ۱۸۶۱؛ یعنی حدود ۷۰ تا ۸۰ سال، اینها ۶۶ جنگ خارجی با مجوز کنگره کردند؛ در دورهای که هنوز مثلاً ۱۳ ایالت بودند، داشتند آرام، آرام بزرگ میشدند. ۳۶۰ تا ۳۷۰ معاهده خارجی دارند که همه را نقض کردند و مدام جنگ کردند، یعنی مدام توافق میبستند و جنگ میکردند، شما یک نگاهی به تاریخ آمریکا بیندازید، بعد از جنگ داخلی حدود ۱۸۷۰، کل توافقاتی که با کشورهای خارجی که سرزمین نگیرند، همه را نقض کردند و گفتند همه این سرزمینها مال ما؛ این آمریکا انزواگرای قرن ۱۸ است؛ حالا آمریکایی که امپریالیسم شد، بعد هژمون و بعد امپراطوری شد؛ همه را کنار بگذارید.
حالا آمریکایی که احساس میکند که ممکن است در رقابت قدرتها عقب بیفتد، میآید مثلاً راهبرد تعاملی با شما انتخاب میکند؟ یا بعضیها احساس میکنند که به آمریکا اگر یک امتیاز اقتصادی بدهیم، مشکل حل میشود. چنین چیزی نیست. اساساً جریان ترامپ و شخص او، یک جریان ماگائیست؛ جریانی هستند که ضد دستور کار جهانی شدن به قدرت رسیدند؛ چرا؟ میگویند جهانی شدن پول، ثروت و کار را از آمریکا خارج کرد، ما باید همه را برگردانیم، هر چه بتوانند دنیا را میچاپند، کار را برمیگردانند، کارخانه ماشین و همه را برمیگردانند، حالا این آمریکا، کسی است که به شما مثلاً امتیاز بدهد؛ صندوق ۳۰۰ میلیاردی برای ایران راه بیندازد یا پول ایران را پس دهد؟ مگر این که بله بروید از خودش محصولاتش را بخرید، این طور ممکن است بدهند؛ لذا این تصوراتی که در رابطه با آمریکا وجود دارد باید حرفهایتر شود، این نیازمند حرفهای شدن است، الان مشکلی که در کشور مشاهده میکنم؛ این است که افراد مختلف نظر دارند، اشکالی ندارد، اما باید نسبت به این مسأله دقت داشت؛ ما راهبرد آمریکا را متوجه شویم؛ راهبرد آمریکا در قبال توافق چیست؟ آمریکا توافق نمیکند که به آن پایبند باشد، من این را به همه دوستان، مسئولین و هر کسی که دستم رسیده گفتم؛ دلسوزانه هم میگویم. این که ما بیاییم مثلاً فقط تعریف و تمجید کنیم از یک متنی که به قول وزیر خارجه آمریکا که صرفاً یک کاغذ است و تفاهمنامه است؛ تعهد و توافقنامه نیست؛ MOU است، اگریمنت و تریتی نیست؛ مشخص است. این چیست؟ ماهیت این توافق و تفاهم را باید متوجه باشیم.
آمریکا دنبال دانپاشی برای ایران است، میخواهد ایران را در یک مسیری بکشاند، اولاً یک جریانی در داخل ایران تقویت و صدای یک عدهای را بلند کند؛ در گفتمانسازی سیاست خارجی و دوم او دنبال امتیازگیری اصلی است؛ دو امتیاز اصلی میخواهد از ایران بگیرد؛ یکی تنگه و یکی هستهای است و میخواهد این دو را از ایران بگیرد؛ اهرمهای قدرت اصلی ما که معادله جنگ را تغییر دادند، به خاطر این که این دو را از ما بگیرد، حاضر است هزار جمله زیبا برای ما بنویسد که ما باور کنیم که چقدر وعدههای خوب و وعدههای در باغ سبز به ما نشان میدهد که ما راضی شویم در آن مسیر بیاییم، وقتی در وادی و مسیر آن افتادی، بازگشت به راحتی امکانپذیر نیست. الان یکی از اشکالاتی که من به مذاکره با آمریکا حتی سر تنگه هرمز دارم؛ این است که آمریکا که یک کشور متجاوز بود و به ایران حمله کرد و این جنایت را پدید آورد؛ ملت را کشت، دنبال تغییر رژیم بود و رهبری را ترور کرد، وقتی شما وارد گفتوگو درباره تنگه هرمز میشوی، از حالت جنایتکار تبدیل میشود به کسی که میخواهد به قول خودشان یک آبراه بینالمللی را باز کند؛ یعنی یکدفعه یک تغییر نقش میدهد و ماسک خود را عوض میکند. ما اصلاً در مورد تنگه هرمز نباید با آمریکا صحبت کنیم، ماهیت این توافق را هم باید ما دقت داشته باشیم؛ آمریکا دنبال این نیست که به ما امتیازی بدهد، نمیگویم مذاکرهای کنید یا نکنید؛ آن چیزی است که طبق دستور آقا باید حرکت کنیم، اما از نگاه آمریکا جنگ تمام نشده و دنبال جنگ مجدد است، ولی دنبال این است که اهرمهای قدرت اصلی ما را در فرایند مذاکره از ما بگیرد تا بتواند جنگ بعدی را مؤثرتر انجام دهد و ما باید آن را متوقف کنیم.