کرمان رصد - نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی گفت: رهبر شهید انقلاب در همه دوران رهبری، همه توان خود را بهکار بردند تا مرزهای قدرت ایران توسعه یابد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، سعید جلیلی با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری به پرسشها پاسخ گفت.
مهمترین سخنان نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی
ـ چند ماه قبل از جنگ تحمیلی سوم، سخن از هدف قرار دادن رأس قدرت میکردند.
ـ دولتمردان آمریکا تصور میکردند میتوانند مدل (الگوی) ونزوئلا را در ایران هم اجرا کنند.
ـ رئیس جمهور آمریکا به قدری سطح کار خود را پایین آورده بود که راهبری رفتارهای خشن در ایران را بر عهده گرفته بود.
ـ آمریکا و رژیم صهیونی با تصور اینکه ایران به فناوری جدید دفاعی و نظامی دست یافته است، جنگ تحمیلی سوم را آغاز کردند.
ـ رهبر شهید انقلاب در همه دوران رهبری، همه توان خود را بهکار بردند تا مرزهای قدرت ایران توسعه یابد.
ـ ملت مبعوث شده ایران، یکپارچه به صحنه آمدند و آرمانهای انقلاب اسلامی را فریاد زدند.
ـ ملت ایران در ۴۷ سال، ساخته شده، ارتقا یافته و به یکی از ۴ قدرت دنیا تبدیل شده است.
ـ تشییع با شکوه رهبر شهید انقلاب، آغازی برای اوج گرفتن هدفهای بنیادی انقلاب اسلامی است.
ـ کنشگری سیاسی امروز ایران باید در تراز جدید انقلاب اسلامی باشد.
ـ درخواست انتقام و خونخواهی ملت، خواستهای دقیق و عقلانی در سطح حقوقی جهان و مبتنی بر حقوق ملتها است.
ـ پاسخ درخور به ترامپ، پاسخی به حقوق و حق حاکمیت همه ملتها و این پاسخی عقلی است.
ـ باید با قدرتی که بهدست آوردهایم، کنشهایی داشته باشیم که ترامپ بداند هر حرکت خلاف برای او بسیار پرهزینه خواهد بود.
ـ رهبری با قدرت، پرچم انقلاب اسلامی را به دست گرفته است و راهبری میکند.
ـ تابآوری در رویارویی باطل در برابر حق، پیروز را تعیین میکند.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
پرسش: خاطرم هست که اولین روزهای جنگ تحمیلی دوازده روزه در خرداد سال گذشته مصاحبهای داشتم محضر شما. موضوعات مختلفی را اشاره کردید. وظایف مردم را گوشزد کردید و اشارهای داشتید به مسیر. اشاره کردید به خطرها و همچنین فراز و نشیبهایی که پیش روی ایران و مردم ایران وجود دارد. یک سال از آن رویداد گذشت و رویدادهای مختلفی را ایران عزیزمان تجربه کرد و تلخترین آن وداع با رهبر شهیدمان هست. بر ایران چه گذشت، دشمنان چه کردهاند، ما چه کردهایم و کجای راه هستیم؟
جلیلی: بسمالله الرحمن الرحیم. من مجدد خدمت همه مردم عزیزمان هم سلام عرض میکنم و هم خداقوت میگویم به خاطر این حماسه بزرگ و ارزشمندی که رقم زدند. همان طور که فرمودید به هر حال یکسال گذشته یک سال پر از ماجرا داشتیم. پر از حوادث مختلفی داشتیم. از جنگ دوازده روزه که سال قبل شروع شد به بعد روندی دنبال شد که تامل در آن به نظر من خیلی مهم هست. کار به هر حال چنین جلساتی چنین برنامههایی و بعد به تبع آن در تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای کشور به گونهای باشد که از تحولات پیشی بگیرد از آنچه که میخواهد پیش بیاید، ما بتوانیم پیشی بگیریم تا بتوانیم با ابتکار عمل با مدیریت و با قدرت به اصطلاح آن چیزی که منافع کشور هست، دنبال کنیم.
در یکسال گذشته بعد از جنگ دوازده روزه که وسط مذاکرات صورت گرفت، یعنی وقتی که با این نگاه که ممکن است مذاکره، مسائل کشور را حل کند بنشینیم با آمریکا حرف بزنیم، دیدیم که آمریکا وسط گفتوگوها آمد و میز مذاکره را بمباران کرد. بعد هم رفتارهای خصمانه خود را ادامه داد در شکلهای مختلف و در آن بحث مکانیسم ماشه، بعد در بحثهای دیگر تا حتی آن موضوعی که رهبر شهید انقلاب از آن یاد کردند با عنوان کودتا، کودتای هجده دی و رفتارهایی که دشمن برنامه ریزی جدی کرده بود برای مقابله همه جانبه با ملت ایران.
بعد دوباره فضایی شکل گرفت که گفتوگوها باز از سرگرفته شد، در حالیکه خوب گفته میشد که این گفتوگوها مثلاً پیشرفت خوب دارد که مردم ما شاهد بودند در همان شبی که گفته شد گفتوگوها پیشرفت خوبی داشت، صبح آن آمریکا حمله کرد و شد آنچه نباید میشد. نگاه آن هم یک نگاه همانطور که خودشان اعلام کردند، اینها تحلیل نیست، رسماً بیان کردند که بله ما این دفعه هدفمان تجزیه ایران است. سرنگونی جمهوری اسلامی است، اینکه اینها را دنبال میکردند.
من اینجا یک نکتهای را عرض کنم. تقریباً چند ماه قبل از اینکه جنگ تحمیلی سوم شروع شود، اینها یک موضوعی را خیلی در ادبیات چه مسئولان دشمن و چه در حتی برخی از تحلیلگران آنها رایج شده بود، آن هم این بود که ما یک امکان فناوری داریم در به ویژه عرصههای دفاعی و کمی امکان اطلاعاتی داریم، لذا باید شکلهای سنتی جنگها را بگذاریم کنار که مثلاً حمله کنند و از مرزها وارد بشوند. چند تا کار را انجام بدهند و باید رفت سراغ آن مرکز قدرت و رأس نظام را زد. اصطلاحی را خیلی روی ان تکیه و تکرار میکردند که باید به مدد این دو مؤلفه به اصطلاح آنها سرزنی کنیم. دیگر نمیخواهد هزینه کنیم، وارد مرز بشویم، این پاسگاه و آن پاسگاه برسیم. مثلاً به مراکز قدرت. ابتدا برویم سراغ مرکز قدرت، تعبیر به اصطلاح خودشان سر زدن. رأس یک نظام را بزنیم. یک آزمایشی هم در ونزوئلا انجام دادند. به نظر میرسید حرکتی بود، بعد گفتند ببینید که این راهبرد به اصطلاح مؤثری هم هست. ما چهل و پنج دقیقه رفتیم آنجا عملیات کردیم. همین فرد حاکم بر آمریکا رفت در صحبتهای مختلف خود در جاهای مختلف به این افتخار کرد که من چهل و پنج دقیقه آنجا عملیات کردم، الان میلیونها بشکه نفت از آنجا میبرم.
با چنین توهم و خطای محاسباتی، این رفتار را نسبت به ملت ما و مردم ما کشورمان شروع کردند.آنها میدانستند که عمود این خیمه، رهبری معظم انقلاب هست. میگفتند خوب ما این کار را انجام میدهیم، پس به هدفمان میرسیم و این کار را کردند. چه وقت؟ وسط گفتوگو، وسط وقتی که گفته میشد مذاکرات مثلاً پیشرفت خوبی دارد، این کار را کردهاند و امید ملت ایران، خانه امید ملت ایران را هدف قرار دادند.
پرسش: یک نقطه بگذاریم اینجا. یک مسیری را رفتند و آنچه شما اشاره کردید، مرکز قدرت جمهوری اسلامی ایران را به شهادت رساندند. تصورشان این بود که از اینجا به بعد یعنی از روز نخست جنگ و بعد آن صحنه جمهوری اسلامی ایران، رویدادهای دیگری رقم میخورد و صفحه و صحنه به نفع آنها پیش میرود، اما نشد. چه شد؟
جلیلی : بله نگاه محاسباتی این فرمی شد. من همین را میخواهم عرض کنم. دو تا نکته را اینجا باید به آن توجه کرد. یکی اینکه خوب چرا اینها از بین دویست کشور دنیا ایران را انتخاب کردند. نکته دوم هم اینکه خوب اینها در ظاهر این بود که عملیاتشان را دقیق انجام دادند. رهبری معظم انقلاب به شهادت رسیدند. اینها میگفتند که خوب نه فقط بحث نظام حتی همان روز اول این حاکم بر امریکا با تجزیه طلبها تماس گرفت که شما حرکتی میخواهید شروع کنید، شروع کنید حالا بحث تغییر نظام را اینها که جای خودش، حتی فراتر تجزیه کشور را دنبال میکردند، سؤال شما این است که چرا نشد؟ اول میگفتند چند روز بعد، بعد گفتند سه هفته، اما چه شد؟
من این نکته را میخواهم اول عرض کنم. چرا سراغ ایران آومدند؟ چرا خوب این روندی که دنبال شده از یکسال پیش اینها در جنگ دوازده روزه و بعد در این جنگ و بعد در آن فاصله، رفتارهای کودتا گونه را دنبال میکردند. همه ظرفیتشان را هم پای کار آوردند. دیگر چیزهایی که بیان میکنند، شما میدیدید رسماً هم این حاکم بر امریکا بیان میکرد که آره مثلاً فلان شهر الان سقوط کرد، حتی در این سطح میآمد لیدری بهاصطلاح و راهبری یک مشت رفتارهای خشن تروریستی را در آن قضیه کودتای هجده دی، مثلاً کسی که خودش را ابرقدرت دنیا میداند انجام داد، چرا این کار را انجام داد؟
اینجا من میخواهم این را توجه بدهم، اگر بخواهیم این موضوع را یک تحلیل دقیق داشته باشیم ،باید بدانیم که در هشتاد سال گذشته چه چیز بر دنیا حاکم بود. بعد از جنگ جهانی دوم اینها مناسباتی را در دنیا شکل دادند بر اساس آن منافعی را برای خودشان تعریف کردند، بر اساس آن خیلی از رفتارهایی که در جهت منافع آنها و چپاول ملتها بود، توجیه کردند. حالا اینجا، چون ما در ایام این تشییع پرشکوه رهبری شهید انقلاب هستیم؛ در زمانی که اینها این حرکت را شروع کردند، حضرت آقا به دنیا آمدند، یعنی هزار و سیصد و هجده که در اوج استبداد رضاخانی، رفتارهایی علیه دین، کشور، مردم و علیه آزادی شکل گرفته بود. این فرزند خلف این ملت چشم به دنیا گشود، زمانیکه اینها جنگ جهانی دوم و این مناسبات را شکل میدادند، حضرت آقا هفت، هشت سال سن داشتند، مثلاً سال هزار و سیصد بیست و پنج شما میبینید به موازات حرکتی که اینها انجام دادند، در ایران یک حرکتی شکل گرفت. در سال هزار و سیصد و بیست و سه یعنی در اوج جنگ جهانی دوم، حضرت امام اولین پیام سیاسی خود را در کتابخانه وزیری یزد نوشتند. چی نوشتند؟ نوشتند که امروز یک فرصت بسیار ارزشمند است. همه را فراخوان دادند. آن زمان سال بیست و سه که به پاخیزید.
من میخواهم بگویم امروز اگر شعار این تشییع پرشکوه باید برخاست است، این ریشه در آن سال دارد، این حرکت جدی و امام همان زمان فرمودند که اگر این کار را انجام ندهید، یک مشت شهوتران حاکم خواهند شد و مناسبات ظالمانهای بر جهان حاکم خواهد شد. من عرضم این است که در این هشتاد سال چه روندی طی شد، به جایی رسید این کسانی که هشتاد سال این مناسبات را دنبال میکردند، دیدند خودشان رسماً اعلام کردند که این نظم و این مناسبات ظالمانه با تهدید وجودی روبرو شده و در این تهدید وجودی، چه کسی پیشتاز است؟ در اینکه این مناسبات ظالمانه را به چالش بکشاند، انقلاب اسلامی ایران از ابتدا که شاه را بیرون کرد از ابتدا که اجازه نداد اینها این کار را بکنند. خوب ایران در چه شرایط بود.
اینها وقتی که نظم جهانی را به اصطلاح خودشان در جهان و جنگ جهانی دوم شکل دادند، ایران جدا از آن استبداد رضاخانی تحت اشغال خارجی بود. سران همین سه قدرت بزرگ دنیا آمدند، شاه ایران را راه نمیدانند در جلسه خود، تحقیرش میکنند. در آن شرایط بود. یعنی وقتی که اینها مناسبات جدید به اصطلاح جهانی را میخواستند بعد از جنگ جهانی دوم شکل بدهند، اصلا محلی را برای ایران قائل نبودند، تحقیر میکردند، رضاخان را عوض کرده بودند. کشور را اشغال کرده بودند. در این هشتاد سال چه روندی طی شد.
آن کودک هفت ساله امروز شده بود یک پیر هشتاد و هفت ساله، سی و شش سال این مملکت را راهبری میکرد و به کشور قدرت داد. یعنی که آنها میگویند باید سر زنی کنیم، این، آن عظمت حضرت آقا است. این را درباره حضرت آقا میشود خیلی از زاویههای مختلف صحبت کرد. زندگی، منظومه فکری و مظلومیت ایشان. من بیشتر اینجا در این ایام این را میخواهم عرض کنم که آن عظمت حضرت آقا در چیست. ممکن است که چیزی بگویند که اینها کارهای خوبی بوده، اما فایده آن چه بوده است؟ من میخواهم بر اساس نتیجه کار حضرت آقا عرض کنم، ما به جایی رسیدیم که آن قدرتی که خودش را ابرقدرت دنیا میدانست، در کودتای هجده دی میآمد برای مقابله با قدرت جمهوری اسلامی ایران در حد لیدری چند تا اغتشاشگر عمل میکرد؛ به جایی رسیدیم که او امروز وقتی که میخواست مقابله کند، میگفت که من باید خود رأس نظام را هدف قرار دهم.
حالا این تشییع برای چه عظمت دارد؟ این چیزی که در تاریخ ما وجود دارد، اسطورههایی را بیان میکنند که مثلاً جان خودش را گذاشت، کمان را گذاشت، تیر را زد و تمام. حال، آقا جان خود گذاشت تا آن مرزهای قدرت ایران توسعه پیدا کند. حضرت آقا تمام توان خود را در تمام عمر پر برکت سیاسی خویش، یعنی این کودک هفت ساله تا هشتاد و هفتسالگی با همه قدرت، سعی خودش را به کار برد که این قدرت ریشه پیدا کند، عمق یابد، متبلور شود. دنیا در برابر او دیگر مثل بعد جنگ جهانی دوم، نه اشغال بتواند کند، نه تحقیر بتواند کند، بلکه سر تعظیم فرود میآورد.
این قدرتی که شکل گرفت، آن موقع شهادت حضرت آقا مثل همان تیری بود که آخرین تیر خودشان که جان خود و فرزندان خودشان را گذاشتند و این را دوباره ارتقا دادند. یعنی این رفتار دشمن که میگفت، من سه روزه و سه هفته به نتیجه میرسم، نه تنها به نتیجه نرسید، ملت ما و دنیا شاهد بود، ارتقایی شکل پیدا کرد، همین کسی که روز اول میگفت سر زنی، بعد بر این اساس، نظام و کشور ایران را حتی تجزیه میکنم، نشد نظام ایران را عوض کنم، بعد از سی و نه روز، چهل روز افتاد به عجز و لابه؛ این ترجیع بند همه مواضع مقامات آمریکایی بود و تحلیلگران آنها که گفتند در باتلاق گیر کردیم و باید از این باتلاق خارج شویم.
این فضای آنها بود و آن چیزی بود که ملت ما ایجاد کرد. حالا من عرضم این است که خروجی حضرت آقا چه بود، این قدرت بود. یعنی کشور ما را به یک جایگاه پر افتخار رساند، به برکت انقلاب اسلامی و سی و شش سال رهبری هوشمندانه، هوشیارانه و دقیق در عرصههای مختلف که این کشور جای خود را پیدا کرد که بعد با شهادت ایشان، تازه ارتقا پیدا کند. مثل آن تیری که بیان میکنیم، فلان اسطوره مثلاً تاریخی در ادبیات ما است. بهطور مثال، آرش این کار را کرد و بعد این را ارتقا داد. آخرین تیر در ترکش آقا چه بود، جان خودشان، شهادت، با آن باز، مرزهای قدرت و افتخار ایران را ارتقا داد.
پرسش: یک مسیری را ترسیم کردید که رسیدیم به جایگاه ایران قوی، ایرانی که در مولفههای مختلف قدرتمند است و امروز یک ایرانی میبالد از اینکه در چنین کشوری زندگی میکند؛ اما از نگاه تشییع کنندگان رسیدیم به این جا که شهادت آقا، وداع با حضرت آقا انتهای این مسیری که شما ترسیم کردید، نیست، یعنی ما باید برویم و این مسیر و این هدف را ادامه دهیم. چگونه؟ مردم مبعوث شده چه وظیفهای دارند، نیروهای مسلح باید چه کار کنند، اجزاء مختلفی که این قدرت را حاصل کرده است، چگونه باید راه را در پیش بگیرد؟
جلیلی : باید ببینیم چگونه این پیروزی شکل گرفت، این اتفاقی بود، نه، این حاصل عوامل متعدد بود که برای آن کار شده بود، تدبیر شده بود، حضرت امام از همان سال ۲۳ که شعار فرمان انتقوموا مثنی و فرادی و بعد، ۳۶ سال حضرت آقای شهید ما این حرکت را با همه قوت برای آن کار کردند، برنامه ریزی کردند، یک وقت است شما خروجی آن را میبینید، دنیا خودشان، دشمنان ما که میدانند، چقدر کار کردند، همین چیزی که در کودتای ۱۸ دی خیلی روی آن مانور میدادند که ما این کار را میکنیم، اصلا فضا است، یک فضایی میخواستند از ایران نشان بدهند که با واقعیت فرسنگها فاصله داشت، اما امروز دنیا میبیند این ملت را بعد از ۴۷ سال. همه تلاش و رسانههای دشمن، جدا از جنگ، تحریم ملتی است که یکپارچه اینگونه آمده در صحنه و آرمانها و حمایت از رهبری خود را را کماکان فریاد میزند.
آن تشییع حضرت امام بود در سال ۶۸، امروز شما میبینید در تشییع حضرت آقا باز شکوه و عظمتی است. این میشود آن ملت مبعوث شده، این کار میخواهد، این الگو میخواهد، این مبتنی بر یک اندیشه است. اینکه آقا فرمودند ملت مبعوث شده خواهند آمد، اگر دشمن بخواهد خطایی کند و ملت، کار را تمام خواهد کرد، یک ملتی آمد در صحنه و بندگانی در این خیابان ها، خانه ها، کوچه ها و خیابان ها، حضور پیدا کردند و آنان این کار را تمام خواهند کرد.
فقط این نیست، حضرت آقا یکی از توصیههایی که داشتند در همین یک سال گذشته به مردم میگفتند، سوره فتح بخوانید، یک بحثی را درباره سوره فتح خواهم داشت در مناسبتهای دیگر، در حد خودم، یکی از آن بحثها، آخرین آیه آن چیست، یک بحث این است که وقتی که میگوید پیامبر رسول خدا است، میگوید کسانی که با او هستند، این ویژگیها را دارند، این الگوی حرکتی ایشان است. این یک حرکت گسترده است، این ادامه پیدا خواهد کرد، فراگیر خواهد شد، مثل یک گیاهی که از کنار آن جوانه خواهد زد، نیروهای جدید، قدرت جدید، این تشییع که در عراق شد، مشابه تشییع در ایران بود. اگر این تشییع در پاکستان میشد، کمتر از این نبود، همچنان که در شهرهای ما، همین چیزی که در قم، مشهد و تهران روی داد، در هر شهری صورت میگرفت، این بود.
این یک ملت ساخته شده، ارتقا پیدا کرده، حالا نه یک ملت، بلکه یک امت تکثیر شده است. اینکه دشمنان اینگونه بیتاب میشوند و میگویند سر زنی، میگویند ولش کن، هزینه هرچه است، تمام کن، برای این است که درمانده شده، میفهمند یک قدرتی ظهور پیدا میکند، آن را اگر میخواهیم ارزیابی کنیم، آن کودک هفت سالهای که ابتدای نظم جدید جهانی بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفت تا ۸۷ سالگی و آن ایران را که اشغال شد و همه تحقیر میکردند، رساند به یکی از چهار قدرت دنیا.
در این جنگ همه دیدند و بیان کردند، حضرت آقا با آن جانفدایی خودشان این را نشان دادند، ارتقا دادند که بعد از همین جنگ بود که حتی دشمنان ما اعتراف کردند که ما امروز با یک قدرت چهارم رورو هستیم، قدرت چهارم، نه به لحاظ رتبه در مقام چهارم است، یکی از چهار قدرت جهان، در خیلی از بحثها این قدرت اول است، برخی از آنها در خیلی از مناسبتها شاید همراه باشند. این قدرت در به چالش کشیدن مناسبات غلط، حتما اول است. پیشتاز و پیشگام است، بعضی میخواستند این را تعبیر کنند که این ملت منزوی است، در حالیکه این ملت پیشگام است، پیشگام با منزوی تفاوت دارد، کسی که پیشگام میشود، ابتدا در آن جلو تک است، اما با او همراهی میشود.
این، آن عظمت این ملت است. نکتهای که من میگویم، پاسداشت و تثبیت آن است. این تشییع، تازه یک شروع است برای شتابگیری و اوج گرفتن این حرکت. این را باید بدانیم که در چه وضعی هستیم. دشمن امروز میفهمد که این چیست.
پرسش: برای این خیلی عصبانی است از این تشییع و حضور گسترده؟
جلیلی : این اظهارات حاکم آمریکا را ببینید، چقدر عصبانی شروع کرده، کسی که ادعا داشت که نه، شروع کرده بود که بله من میخواهم حل کنم، این چقدر گستاخانه و بی ادبانه صحبت میکند.
این همان فرموده شهید بهشتی است که به آمریکا خطاب میکند که عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر، از این به بعد مهم است، باید دانیم موفقیت ملت در چیست، در این است که بتواند پیشی بگیرد از آنچه که پیش است، ابتکار عمل داشته باشد. با قدرت، ظرفیتهای خود را شکل بدهد، این یک مثال ملت مبعوث شده و امت همراه بود،که جوانههایی در کنار انقلاب اسلامی شکل گرفت. شما میبینید هر کدام از آنها امروز روی پای خود ایستادهاند، این حرکت هوشمندانه حضرت امام و رهبری شهید ما بود.
آنان، این حرکتها را شکل دادند، اگر امام یک زمانی میگفت که هستههای مقاومت در سراسر جهان شکل بگیرد، رهبری شهید انقلاب این را باور کردند، الگوی هر کدام، برخی چیزهایی که در مناسبات جهانی بوده است و عدهای احزاب وابسته داشتند، نیست. اینها هر کدامشان یک هسته مقاومت هستند، روی پای خودشان میایستند، خودشان تصمیم میگیرند، اما همافزا هستند. در جنگ تحمیلی سوم دیدیم که قرارگاه مشترکی هم اعلام و هم اعمال شد.
اینها روی پای خود بودند، عراق را ببینید، در این تشییع ببینید، این مردم را مگر با بخشنامه میتوان آورد، مگر با حرکتهای حزبی میتوانید تا ابلاغ کنید یا کسی بیاید. این اشکی که مردم میریختند و این شوری که داشتند که یک مسافت ۶ کیلومتری چند ساعت طول بکشد، پیکر مطهر را مثل نگینی در بغل بگیرند و اشک بریزند، یک الگو و یک قدرت است.
امروز باید کنشگری سیاسی ما و آن حرکتی که در این صحنه میخواهیم تا انجام دهیم، در تراز انقلاب اسلامی و ترازی باشد که ملت ما شایسته آن است.
پرسش: الگو و آنچه که برای تثبیت این دستاورد بسیار عظیم پیش بگیریم، باید چگونه باشد؟
جلیلی : اگر چنین موفقیتی شکل گرفته، ممکن است کسی بگوید به چه دلیل، این امروز مورد اذعان دشمنان ما است، این چیزی نیست که من و شما یا کس دیگری از روی علاقه به کشورمان ادعا میکنیم، ظرفیتهایی است که شکل گرفته، یکی را عرض کردیم که این پایه است، آن جمهوریت نظام بوده، مردمی که همراه نظاماند.
یکی از آخرین فرمودههای رهبری شهید ما این بود که قدرت نظام جمهوری اسلامی ایران مردم هستند. آن وقت، رهبری معظم انقلاب، حضرت آیتالله آقا سید مجتبی خامنهای فرمودند که این مبعوث شدن مردم، امتداد پیدا کند در هنر، اقتصاد، سیاست خارجی، فرهنگ و در همه عرصهها ظهور و بروز پیدا کند. این ظرفیت بزرگی است که امروز در دنیا شما میبینید مقامهای مطرح دنیا مطرح میکنند. غبطه میخورند به چنین ملتی و مردم ما. رشک میبرند. میگویند این چه ملتی است.
این عظمت را ما باید قدر بدانیم، کنشگری سیاسی داشته باشیم، هر فعالیتی که میکنیم، چه در سیاست خارجی، چه اقتصادی و مناسبات دیگری که داریم، اگر این را تثبیت کند، ارزشمند است، اگر این را ارتقا بدهد، قابل تحسین است، اما نباید این را تضعیف کند، باید این را دنبال کند.
امروز ملت ما دوباره پیشگام است، این چیزی است که در همین روزها در تشییع، ملت ما بیان کرد. من توفیق داشتم در شهرهای مختلف در میان مردم، حضور پیدا کردم و در جمع مردم صحبت آنان را شنیدم. چه بیان میکردند، فریاد خونخواهی که فریاد، فقط از سر احساس نیست، بله احساس ملت ما به رهبری خود این طوری است، اشک میریزند، مثل کسی که جوان از دست داده است، مردم برای او اشک میریزند. در همین تشییع مشهد، خانمی به من میگفت، من ۶ ساله بودم، پدرم شهید شد، این قدر اشک نریختم که امروز در فراق و داغ آقا اشک میریزم. این است، تحلیلهای بسیار دقیق و عمیقی دارند، مردم، امروز خیلی روشن، صحنه و این قدرت را میفهمند.
این فریاد انتقام خواهی است. همین کسانی که بیان میکنند آقا حق ملتها چه میشود، حقوق بینالملل چه میشود حقوق بین ملتها چیست، این که دیگر یک امر بدیهی است، حق حاکمیت کشورها این است که یک فردی با همه آن کارنامه سیاه و کثیفی که دارد که حتی تکرارش هم زشت است، آدم شرم دارد که بیان کند، چه جرثومه فسادی است، این بنشیند تصمیم بگیرد و بگوید من سر زنی میکنم. من فلان کشور را مثلاً رفتم رئیسشان را دزدیدم. حالا میلیونها بشکه نفت میبرم. اگر همان زمان جامعه جهانی در برابر او میایستاد، ما نمیگوییم ایران، درباره گرینلند هم آن اظهار نظر را نداشت، درباره کانادا هم نداشت. حالا اگر او امروز جسارتی کرده به قلب ملت ایران، به امید ملت ایران، اگر پاسخ در خور به او داده شود که باید داده شود، این کمکی است به حقوق ملتها به حق حاکمیت همه ملتها که بداند همچنین چیزی بدون هزینه نیست.
پرسش: پس اینجا پررنگ شدن حقوق بینالملل یک درخواست است؟
جلیلی : بینالملل یعنی چی؟ غیر از این که میگویند در کشورها استقرار آزادی و حق حاکمیت باشد. شما اظهارات او را در جاهای مختلف بخوانید. در همین جاهایی که حضور پیدا میکند، درباره گرینلند، کانادا، نفت شمال انگلیس که متحد او است، ادعا میکند. درباره همه چیز حرف میزند. حالا این فرد با این فهم ذهنی بعد مثلاً میگوید من یک امکانی دارم، قدرت فناوری دارم، اطلاعاتی دارم، خیلی خوب سرزنی میکنم، این میخواهد باب کند در دنیا ما قبلاً چرا آنطوری جنگ میکردیم، اینطوری جنگ کنیم. میخواهم بگویم این خواسته انتقام ملت ما فقط یک خواسته عاطفی نیست، یک خواسته دقیق و کاملاً عقلانی در سطح حقوقی جهان است.
پرسش: یک نکته اینجا مطرح میشود. مردم ما مردمی که داغ دارند و حماسه ساختند، بیش از صد و سی روز در خیابانهای ایران، بدون اینکه خسته بشوند، حضور پیدا کردند و اعلام کردند ما تا هر زمانی که لازم باشد در خیابانها میآییم و میمانیم. در مراسم تشییع رهبرمان اعلام کردند که ما خونخواهیم، ما انتقام رهبر شهیدمان و خانواده عزیزشان را باید بگیریم. در کنار این خط خونخواهی، خط دیگری مطرح میشود. حالا که خونخواهی، انتقام شاید در ادامه آن جنگ باشد. اینطرف معیشت و اقتصاد و موضوعهای دیگر است. پس قرار است که چه شود؟
جلیلی : اصلا معیشت چطوری به دست میآید؟ معیشت بدون امنیت به دست میآید؟ معیشت بدون حاکمیت یک ملت به دست میآید؟ بدون دفاع از حاکمیت ملت که اجازه تعرض ندهید به دست میآید؟ اینها بحثهای نخ نمایی است که کسانی مطرح میکنند، یک نوع تحجر است، تحجر یعنی چی؟ یعنی شما پاسخی را برای برای سؤال داشته باشی، اگر ده بار تجربه نشان داد، آن غلط را باز تکرار کنیم. دیگر از این واضحتر چیست، تمام این بحثها برای چه بود. دغدغه انقلاب اسلامی امام بزرگوار ما حضرت آقای شهید ما چه بود. تمام دغدغه آنان پیشرفت کشور بود، رفاه مردم بود. این توسعه در عرصههای مختلف برای چه بود. برای این بود که ملت ما آینده پرشکوه داشته باشد، پیشرفت داشته باشد. الان یکی از بحثهای اساسی همین است. ما اگر میخواهیم پیشرفت داشته باشیم در سایه امنیت است، در سایه اینکه تعرض دشمن باید برای همیشه ریشهکن شود، نمیشود در یک حالت نه جنگ، نه صلح باشیم. او جنگی را شروع میکند، باید به آن جنگ با تنبیه او پایان داد.
پرسش: یک مسیری طی شد. الان اشاره کردید، نگاه جهانی. راجع به این نگاه جهانی بیشتر صحبت کنیم. یک مسیری طی شد. ایران از یک مسیری رسید به واسطه فراز و نشیبهایی که طی کرد و رهبری سی و هفت ساله رهبر شهیدمان رسید به یک جایگاه قدرتی که الان به عنوان قدرت چهارم جهان از آن نام میبرند. لفاظیها همچنان ادامه دارد. الان میگویند سایه جنگ و صلح. چگونه باید این سایه جنگ و صلح برداشته شود؟ ما میبینیم دیگر مسیر مذاکره طی میشود، مسیر دفاعی و نظامی طی میشود، اما همچنان او به این لفاظی های خود ادامه میدهد؟
جلیلی : یکی از بحثهای خیلی مهم این است، دشمن ما یک قدرتی است یا به اصطلاح امکاناتی دارد، خودش را یکی از ابرقدرتهای دنیا میداند، امروز هم خیلی عریان آمده وسط کار، لذا چنین قدرتی نیست که شما بگویید با فلان کاغذ میشود تا عقب رانده بشود، نه او همین شکستی که در جنگ خورده، همین ناکامی که پیدا شد، همین باتلاقی که در آن گرفتار شد، بله میخواهد از آن خارج شود. نکته دوم آن این است که میخواهد، اما شما را در این حالت نه جنگ و نه صلح نگه بدارد که نتوانید آن پیشرفت لازم را داشته باشید. راه آن، این است که شما بتوانید با قدرت، کنشهایی داشته باشید که او بداند هر حرکتی کند، برای آن بسیار پرهزینه و بلکه بیفایده خواهد بود.
پرسش: در همه ابعاد، یعنی مردمی، مذاکره و اقتصادی رعایت شود؟
جلیلی : اصلا همین بود که ما توانستیم به جایگاهی برسیم که دشمن مستاصل شود. این حرکتی که نیروهای مسلح ما انجام دادند، سپاه پاسداران ما ارتش ما این قدرتی که در این چهل روز نشان دادند، درون عرصه خوب بود. او خودش را قدرت اتمی میدانست، همراه با به اصطلاح نوچه خود که به اصطلاح قدرت اتمی دیگر میداند. اینها با همه ظرفیت خود آمدند. چه چیزی را به کار نگرفتند. دیدید دیگر میگفتند بله مجهزترین سلاح و امکانات و اطلاعات خود را همین ظرفیتهای منطقه را به کار گرفته بودند. دیگر رسماً از همه خاک همسایگان ما استفاده میکردند برای تعرض به ایران. مگر نکردند. چرا ظرف چهل روز به آن استیصال رسیدند، چون یک قدرتی شکل گرفته بود، چه ملت مبعوث شده، چه قدرت نظامی نیروهای مسلح.
بسیاری از همین عزیزانی که در همین تشییع دیدم، میگفتند ما پای آن لانچرها (پرتابگرها) ایستادیم و باز هم خواهیم ایستاد و بگویید که مقاومت ادامه پیدا کند. این، آن قدرت ملت است، آن توان علمی و فناوری که شما کسانی را رهبری شهید انقلاب از آن سال هشتاد که بحث تولید علم را مطرح کردند، بعد فناوری،بعد اقتصاد مقاومتی را، بعد شرکتهای دانش بنیان، هر کدام از آنها یک به اصطلاح سرفصلی است که رهبری انقلاب برای آن با تمام وجود مایه میگذاشتند، دفاع میکردند و میفرمودند من از قدرت علمی کشور تا جان دارم، حمایت خواهم کرد. اجازه نمیدادند تا کسی مانع تحقیقات علمی کشور بشود؛ فلان قدرت بگوید نه من نمیخواهم شما فلان موضوع را بسازید. این افتخار یک ملت است که چنین رهبری دارد.
ارزیابی ما امروز چیست. ما بر اساس خروجی داریم میگوییم آنهایی که اول این مناسبات جهانی بعد از جنگ جهانی دوم که ایران را اشغال میکردند، شاه ایران را تحقیر میکردند، دیدند، امروز معترفاند که ایران شده یکی از چهار قدرت. این اتفاقی نیست. این کار شده. روی آن زحمت کشیده شده، تلاش شده، یک ملتی با همه توان آمده پای کار، لبیک گفته، امام بزرگوار ما و امام شهید ما این دو بزرگوار این پرچم را بلند کردند و هوشمندانه ملت را راهبری کردند تا این نقطه. دشمن، چرا اینقدر نگران است که میبیند این نظام کماکان زنده است. شما میبینید که رهبری معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای با قدرت این پرچم را در دست گرفتند. این صدق این وعدهای که بیان میشود، این فریاد حضرت زهرا سلام الله علیها در هزار و چهارصد سال پیش را امروز ملت ما عینیت داده که چگونه این نگاه، این اندیشه میتواند یک نظام بدهد به ملتها، میتواند وحدت یک ملتی را پشت سر ولایت حفظ کند.
پرسش : شما الان اشاره میکنید که ما رسیدیم به آن جایگاه و او نگران از اینکه ما در زمره قدرتهای جهانی هستیم. الان از اسم ایران و جمهوری اسلامی ایران نام برده میشود، چهل و هفت سال با ما دشمنی کرده، چهل و هفت سال از هر گزینه و ابزار و روشی که میتوانسته برای اینکه ما را از این شتاب، از این حرکت، از این سرعت بازدارد، استفاده کرده، حالا که او نگران است، قدم بعدی ما باید چه باشد، چون او که از هیچ خدعه و نیرنگ و توطئهای ما را خلاصی نمیگذارد؟
جلیلی : ببینید، دقیقاً آن نکته که باور دارم، این است باید این وضع را یک فهم درست از آن داشت و دچار خطاهای محاسباتی نشد که رهبری معظم انقلاب در پیام چهارده خرداد خود تذکر دادند به مسئولان که دچار خطاهای محاسباتی نشوند. نکته مهمی که در این مسیر وجود دارد چیست. وقتی که یک رویارویی صورت میگیرد، دو تا جبهه باهم درگیر میشود که امروز خوشبختانه دنیا اذعان دارد باطلترین جبهه در برابر ایران ایستاده در برابر جبهه حق ایران، اینجا چه چیز نقطه پیروزی است، چه چیز پیروزی را رقم میزند، آن تابآوری بوده که ملت ما با همه توان نشان داده است. شاید اگر بخواهیم تعبیر قرآنی آن را بیان کنیم، صبر است.
حضرت آقای شهید ما بارها بیان فرمودند که صبر، متوقف شدن نیست، صبر ایستادن نیست که حالا ببینیم چه میشود، صبر عقب نشستن نیست. صبر، جزع و فزع نیست. این را حضرت امام در کتاب خود میفرمایند که صبر از جنود عقل است. جزع و فزع از جنود جهل است. اگر کسی بازتاب جزع و فزغ کرد که نشد و نداریم و اینها نه این نیست. صبر چیست. آقای شهید در ترجمه فارسی بیان فرمودند که صبر یعنی خسته نشدن. ملت ما امروز این نشان میدهد.
شما در همین هفته گذشته ببینید چگونه حضور دارند در این تشییعهای میلیونی، آن هم با شور، پر احساس، آن هم با اهداف عالی. همین بحثی که مطرح میشود. خوب الان همه میدانیم وضع اقتصادی و بحثهای دیگر را. شما در همین تشییع جنازهای که هیچکس نمیتواند آن را انکار کند که میلیونها تن شرکت دارند، فهم دقیق را بیان میکنند. اولویت اصلی که نباید به دشمن اجازه داد تا چنین غلطی را کند. برای آن، هزینهکرد خونخواهی، یعنی این خدمتی به همه ملتها و دولتهای مستقل و آزاده جهان که اجازه نمیدهیم ما که اگر کسی بیاید بگوید بله حالا من راهبرد سر زدن دارم، میزنم و بعد میروم منافع را مثلاً در ونزوئلا رفتم نفت را گرفتم و بردم، نه. این خونخواهی ملت ما یک شعار کاملاً عقلانی است، یک شعار کاملاً مبتنی بر حقوق ملتها است که باید دنبال شود.
این حق مردم ما است، چون همان کسی که میگوید آقا معیشت پس چی، در این فضا است که باید معیشت تو تأمین شود؛ اگر امنیت نباشد و هر روز بخواهد بیاید و هر روز یک رفتاری و تعرضی داشته باشد، شما را در وضع نه جنگ و نه صلح نگه بدارد، به چه درد میخورد. شما ببینید در چند روز گذشته، پس از این تفاهمی که انجام شد، میآید و عملیات نظامی میکند. ماهیت دشمن این است. شما باید این را بدانید که معیشت مردم با چی به دست میآید، با اینکه شما روی حقوق خود بایستی، اینکه او امروز به زیرساختهای شما حمله میکند، آیا معیشت فراهم میشود. بحث من این است که معیشت و زندگی مردم، رفاه مردم و آن پیشرفت کشور، چه وقت رقم میخورد، وقتی که شما در بهترین موقعیت بتوانید از این فرصتها به بهترین شکل استفاده کنید و من بسیار به آینده امیدوارم با این وحدتی که ملت ما پشت سر رهبری معظم انقلاب و این هوشمندی و هوشیاری که دارند و اینطور به وسط میدان میآیند. این بحثها مگر عادی است، این ظرفیت بزرگی است که دنیا به آن غبطه میخورد. دشمنان ما امروز غبطه میخورند به اینکه ملت ایران، چنین جایگاهی دارد.
پرسش: چیزی که همه ملت ایران میبینند، دشمن تلاش میکند که سایه جنگ را بر سر کشور نگه دارد، نه جنگ، نه صلح. با دشمنی که ۴۷ سال با ما دشمنی کرده، است، ما به تفاهم یا صلح میرسیم؟
جلیلی : آن نقطهای که بازدارنده خواهد بود بر دشمن چیست، آن را توجه داشته باشیم. دشمن قصد دشمنی دارد، نه اهل اخلاق است که بگوییم جام اخلاق را باخت. این خیلی قدیمی شده است.
پرسش: نه اهل توافق و تفاهم است؟
جلیلی : بارها نشان داده که وسط گفتوگو میز مذاکره را بمباران کرده است. نقطه بازدارندگی آن چیست، وقتی که دشمن بداند، آن رفتار برای او بسیار پرهزینه و بیفایده خواهد بود.
در یک مقطعی مثلا برجام، میگفتیم تضمین آن چیست، میگفتند میگوییم که یک قطعنامه سازمان ملل صادر شود، چه شد نتیجه آن، قطعنامه سازمان ملل صادر شد، در تایید برجام. بعد زد برجام را پاره کرد و خارج شد و هیچ چیز آن را انجام نداد، قطعنامه سازمان ملل هیچ کاری نکرد، حتی آمد جنگ کرد، آن سازمان ملل بیانیه بدهد، قطعنامه که جای خود، آژانس یک بستهای داده، از چه چیز مانع میشود، این چیزها نیست که بگوییم با این میتوان امید بست که تمام شود.
بله، اینها یک ابزاری است که استفاده میشود، یک ابزار را نباید موضوعیت داد. بعضیها میگویند که فلان مذاکره آری یا نه، مذاکره یک ابزار است، ظرفیت سیاست خارجی ابزار است، هم استفاده کردن و هم استفاده نکردن از آن میشود. یک ابزارهایی در دست شما که بدانید در کجا استفاده کنید و کجا استفاده نکنید، چگونه و در چه وضعی استفاده کنید. آن بحثی است که حضرت آقا میگویند مذاکره عزتمندانه باشد، رهبر معظم انقلاب، این بحث را فرمودند.
این یک ابزار است، اما چه چیز بازدارنده است، از هر موضوعی هم شما بتوانید، هر فرصتی استفاده کنید. در همین مذاکره که یکی از بحثها این است که در دنیا اگر ۲۰۰ کشور وجود دارد، منطق سیاست چیست، این است که شما از نقاط اشتراک باید همکاری را شروع کنید که میشود تعامل و بعد میشود فرصت، نقاط افتراق میشود تهدید و بعد میشود تقابل.
اینجا اولویت این است که از کسانی شروع کنیم که بیشترین نقاط اشتراک را با ما دارند، نه کسانی که بیشترین نقاط افتراق را با ما دارند. فرصتهای بزرگ سیاست خارجی در سطح دنیا داریم.
پرسش: نگاه کشورها به جمهوری اسلامی ایران، بعد از جنگ عوض شده است؟
جلیلی: جایگاه ایران، یک جایگاه متعالی شده است و انتظار دارند کنشگری فعال در این عرصه داشته باشید، در عرصه اقتصادی، سیاسی، در عرصههای مختلف، ابتکارها را این جا به کار بگیرید.
این جا است که آن قدرت خودتان را تثبیت میکنید، این جا پیروزی ملت را اگر مذاکره تثبیت کند، ارزشمند است، اگر ارتقا دهد، قابل تحسین است. باید دقت کنید که این را تضعیف نکند، این را باید تقویت کند، در این تراز که شما امروز قرار گرفتید، رهبر معظم انقلاب در همین پیامهایی که در این ۴ ماه صادر فرمودند، شما نگاه میکنید در عمده پیامها این مطلب را بسیار تاکید فرمودند که ما امروز باید در یک تراز تمدنی، در یک ترازی که شایسته این قدرتی است که این همان خروجی زحمتهای رهبری ۳۶ ساله رهبری شهید ما است که باید این را حفظ و تثبیت کنیم.
پرسش: نکتهای که رهبر شهیدمان بر آن تاکید میکرد و بدون شک در هر آنچه که در کشور میبینیم، در هر حوزهای، در هر مسیری که قرار است با قدرت و با قوت طی کنیم، تاثیرگذار است، اتحاد مقدس است. حتی پرهیز از اختلافهای موجهی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند. این اتحاد مقدس چه بین مردم، چه بین مسئولان و چه بین مردم و مسئولان، چه بین اجزاء مختلف کشور چگونه باید حفظ شود که این خط موفقیت ما باشد و به ایران قوی، خدشه وارد نشود؟
جلیلی : این چیزی که ما به آن رسیدیم، این اتحاد کشور ما قابل انکار نیست، وحدت ملت ما بود که این گونه ما را به این جایگاه رساند. این چطوری بوده، اینکه آحاد ملت امروز تجدید بیعت میکنند با رهبری معظم انقلاب، آحاد مردم بیان میکنند که ما پشت سر رهبری هستیم، همه باید حول این محور متحد بشویم که آن وقت همین راهبری که حضرت امام، حضرت آقای شهید و امروز رهبری معظم انقلاب دارند، این یک تجربه موفق بوده است، امروز دیگر ملت ما یک تجربه ۴۷ ساله دارد.
این چیزی که ما در معارف خود داریم که ولایت و رهبری میتواند شما را عبور بدهد، یک کشتی در حال حرکت است، ساکن نیست، ایران را پیشرفت میدهد، ایرانی که در جنگ جهانی دوم اشغال بود، آنها تحقیر میکردند، امروز رسیده به یکی از ۴ قدرت جهان، این چیست، چگونه این آمده، یک حرکتی که آن را این قدر رو به جلو برده، آن هم چی، ملت ما امروز میبینند امواج سهمگین در یک سال گذشته مگر کم است. خاطرم است حدود نزدیک ۲۰ سال پیش، یکی از مقامهای اروپایی که از قدرتهای اروپا بود، بیان میکرد این فشاری که به شما میآورند، اگر به ما میآوردند، شش ماه دوام نمیآوردیم. چرا ما توانستیم که عبور کنیم، این وحدت ملت پشت سر ولایت بود.
آن پاسداشتی که ملت ما چه در تشییع حضرت امام در سال ۶۸ داشت، چه در این روزها در بزرگداشت رهبری شهید انقلاب دارند. با همه توان میآیند، دشمن این همه ۳۶ سال تبلیغ میکرد، میلیونها تن میآیند، در عراق ببینید، همین مردک حاکم بر آمریکا بیان میکرد که ما ۷ هزار میلیارد دلار در آن جا هزینه کردیم، بعد من با هواپیمای چراغ خاموش رفتم به عراق. ملت ما به جایگاهی رسیده است که آنها مشتاقانه آرزو دارند که اینگونه تکریم کنند رهبری ما را. دنیا دید جمعیت میلیونی آنان را.
ما به آن نقطه بازدارنده رسیدیم. در همین جنگ در جایگاهی بودیم. چرا دشمن گفت من در باتلاق گیر کردم، اگر ترور، تحریم، جنگ و اینها را به عنوان ابزار دست خود میگیرد، به جایگاهی میرسد که ایران بلافاصله جواب میدهد. ایران در جایگاهی است که میتواند او و متحدین او و کسانی را که به او کمک میکنند، بزند. عاجزند از اینکه بتوانند در برابر ما مقاومت کنند. مصاحبههای چند روز گذشته این را بخوانید، یک وقت است که یک نوشته مجازی دارد، یک وقت است که یک جملهای بیان میکند، یک وقت است که بعضی وقتها همین رفته بود نشستی داشت این حاکم بر آمریکا با ماهیگیران آمریکایی، مفصل یکی دو ساعت با آنها صحبت کرده بود، در آن جا یکی از بحثهای او این بود که ما از این مخمصه نجات پیدا کردیم، الان قیمت نفت دوباره این شد، سهام بالا میرود، در این وضع قرار گرفت، اما ملت ما در جایگاهی قرار گرفت که توانست منافع خود را دنبال کند. این چیزی است که بسیار اهمیت دارد.
پرسش: در آیین تشییع رهبر شهیدمان دیدیم که رسانههای دنیا نتوانستند، حتی اگر نمیخواستند، نتوانستند تصویرها را کتمان و سکوت کنند در برابر این جمعیت میلیونی و ملت وفادار به رهبر شهیدمان. یک نکته بسیار مهم و یک اصل بسیار پر اهمیت، جنگ روایتها است و میبینیم که در روزهای جنگ، خوب عمل شد. در مقاطعی خوب عمل میشود، اما شاید در برخی از مقاطع، انتظار و توقع مردم این است که در این جنگ روایتها مسئولان ما بیشتر با آنان صحبت کنند. بیشتر وقایع را برای آنان شرح دهند، بیشتر از افق پیش رو بگویند، بیشتر از آینده بگویند، جنگ، جنگ روایتها است، اگر ما نگوییم، دشمن میگوید و از نگاه خود میگوید، شما چه آسیبشناسی از این موضوع دارید؟
جلیلی : بحث من فراتر است، شما باید ابتکار عمل را در دست داشته باشید، چه در صحنه اقتصادی، سیاسی، دفاعی و از جمله در صحنه رسانهای.
شما باید آن روایت خودتان را که درست است، آن را برای مردم، برای جهان بیان کنید، پیشگام باشید، بدانند چیست، آن ظرفیتهای خودتان را بشناسانید، خیلی از اینها بازدارنده است، بعضی وقتها یک علامت یا رفتار غلط باعث میشود که دشمن دچار خطای محاسباتی شود.
بعضی وقتها میگوید که میشود یک کاری کرد، نه، ما امروز یک توانمندیهای عظیم داریم، ملت ما، نیروهای مسلح و قدرت ما اینها است که بازدارنده است، نباید در ظرفیت خود فقط تمرکز کنیم که در حد یک ابزار به کار گرفته شود. فکر کنیم که با آن، همه مسائل حل میشود. ما ظرفیت خود را به کار بگیریم، همانطور که در روز ۴۰ جنگ به این جایگاه رسیده بودیم. در آن موج صدم در جایگاهی بودیم که دشمن درمانده بود، میدانست هر خطای او بلافاصله پاسخ میگیرد، آن قدرت یک ملت است، این آن قدرتی است که دشمن میداند، نه خودش و نه متحدان او، رفتارهای خطای آنها بیهزینه نخواهد بود. فایدهای نخواهد داشت، آن رفتارشان، بلکه برای آنها پرهزینه خواهد بود. آن، ملت را ارتقا میدهد، سایه جنگ را برمیدارد. ما نباید این را دست کم بگیریم، ویژگیهای این نکته را بشناسیم و تقویت کنیم. ملت ما با این حضور بیش از ۱۳۰ شب، میآیند، میایستند و میفهمند، صحنه را تشخیص میدهند که کدام ابزار، کارایی دارد و کدام ابزار، نه.
پرسش: مردم ایران بینظیرند. به حق نشان دادند که پای کار انقلابند و عجب صحنههایی خلق کردند. باید کتاب مردمشناسی را از اول بنویسند با یک سرفصل جدید، آن هم از روی مردم ایران. یک جمعبندی کلی داشته باشید و هر آنچه که ممکن است از آن غفلت شده باشد؟
جلیلی : این را دوباره صادقانه و بیتعارف عرض میکنم؛ ملت ما یک حماسه بزرگ تاریخی، نه فقط در تاریخ ایران و تاریخ اسلام، بلکه تاریخ جهان آفریده است. یک ملتی، اینگونه پای کار بیاید، اینگونه فهم، شعور، تحلیل دقیق و عمیق داشته باشد و مطالبی که مطالبه میکند، اینقدر درست و دقیق باشد. بینظیر است.
باید قدردان این ملت بود، باید این ظرفیت را امتداد داد، در اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجی و عرصه دفاعی آورد که همه آمادهاند.
ملت مبعوث شده، امروز برای حرکتهای بزرگ آمادگی دارد و انشاءالله آیندهای بسیار روشن خواهد داشت.