کرمان رصد - نوزدهم تیر، یادآور ناکامی یکی از بزرگترین توطئههای طراحیشده علیه جمهوری اسلامی ایران در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب است.

به گزارش گروه تاریخ و امام و رهبری خبرگزاری صداوسیما ، کودتایی که با عنوان «نقاب» طراحی شد، اما به دلیل قرار گرفتن پایگاه هوایی شهید نوژه همدان در کانون اجرای آن، در تاریخ سیاسی ایران به نام «کودتای نوژه» شناخته میشود.
این کودتا که از ماهها قبل برای اجرای آن برنامهریزی شده بود، قرار داشت در شامگاه ۱۸ تیر ۱۳۵۹ با بهرهگیری از بخشی از توان نظامی باقیمانده از رژیم پهلوی، حمایت گروههای ضدانقلاب و پشتیبانی برخی بازیگران خارجی به اجرا درآید.
اسناد و اعترافات منتشرشده طی سالهای گذشته نشان میدهد طراحان کودتا به دنبال ایجاد یک شوک امنیتی گسترده، بمباران مراکز حساس کشور، هدف قرار دادن بیت حضرت امام خمینی (ره)، تصرف صداوسیما و در نهایت براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی بودند.
بررسی اسناد تاریخی همچنین نشان میدهد پس از شکست آمریکا در عملیات طبس، گزینههای مختلفی برای مقابله با جمهوری اسلامی در دستور کار محافل تصمیمگیر غربی قرار گرفت. کودتای نوژه یکی از مهمترین این سناریوها بود که با مشارکت عناصر وابسته به رژیم گذشته، برخی جریانهای ضدانقلاب و حمایتهای سیاسی، مالی و اطلاعاتی خارجی طراحی شد. هدف نهایی نیز بازگرداندن مهرههای وابسته به قدرت و متوقف کردن روند تثبیت جمهوری اسلامی بود.
اما این طرح گسترده تنها چند ساعت پیش از اجرا با شکست روبهرو شد. روایتهای متعدد تاریخی از نقش افراد مطلع در افشای کودتا حکایت دارد. در مشهورترین روایت، یکی از خلبانان درگیر در عملیات پس از آگاهی از ابعاد فاجعهبار طرح، به ویژه برنامه بمباران بیت امام و کشتار گسترده مردم، سحرگاه ۱۸ تیر ۱۳۵۹ خود را به منزل آیتالله خامنهای رساند و جزئیات کودتا را اطلاع داد. این گزارشها در کنار اطلاعات بهدستآمده از سایر منابع، موجب شد نیروهای امنیتی، سپاه پاسداران و ارتش پیش از آغاز عملیات وارد عمل شوند.
در ادامه، شبکه کودتا در تهران، همدان، اصفهان و اهواز شناسایی و متلاشی شد و دهها نفر از عوامل اجرایی آن بازداشت شدند. به این ترتیب یکی از پیچیدهترین طرحهای براندازی علیه جمهوری اسلامی، پیش از آنکه به مرحله اجرا برسد، ناکام ماند.
مرور کودتای نوژه پس از گذشت بیش از چهار دهه، یک واقعیت مهم را یادآوری میکند؛ اینکه دشمنان ملت ایران از نخستین روزهای پیروزی انقلاب، راهبرد ضربه زدن به کانون رهبری و مدیریت کشور را دنبال کردهاند.
چنانکه در سال ۱۳۵۹ بمباران بیت امام خمینی (ره) و حذف رهبری انقلاب در دستور کار کودتاگران قرار داشت حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ رژیم صهیونیستی که با حمایت امریکابه بیت رهبری و به شهادت رساندن ایشان و جمعی از فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی ایران منجرشد ادامه همان رویکرد است.
جنایتی که در ۹ اسفند با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران طراحی شده بود، نهتنها همچون بسیاری از توطئههای براندازانه دهههای گذشته به اهداف خود دست نیافت، بلکه واکنش گسترده افکار عمومی نشان داد که انقلاب اسلامی همچنان از ظرفیت بالایی برای بسیج اجتماعی و سیاسی برخوردار است.
این رخداد بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که فشارها و اقدامات خصمانه، لزوماً به تضعیف گفتمان انقلاب اسلامی منجر نمیشود و حتی میتواند به تقویت همبستگی و انسجام ملی بینجامد.
با این حال، تجربه کودتای نوژه نشان میدهد هرگاه دشمنان با محاسبات نادرست، ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار دادهاند، نتیجهای جز ناکامی نصیب آنان نشده است.
سحرگاه ۱۸ تیر ۱۳۵۹ نماد روشنی از این واقعیت تاریخی است؛ روزی که یکی از بزرگترین پروژههای براندازی علیه جمهوری اسلامی، تنها چند ساعت پیش از اجرا فروپاشید و طراحان آن از دستیابی به اهداف خود بازماندند. مرور آن واقعه تاریخی یادآور این نکته است که اتکای دشمنان به توطئه، خشونت و حذف فیزیکی رهبران و نمادهای یک نظام سیاسی، لزوماً آنان را به اهدافشان نمیرساند و چهبسا موجب استحکام بیشتر جبهه مقابل شود.
پژوهشگر و نویسنده: طیبه السادات حسینی