کرمان رصد - از ترور فرزندان انقلاب تا همسویی با دشمنان ایران، کارنامه منافقین روایتی متفاوت از شعارهای اعلامی این گروه ارائه میدهد. روایتی که در جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه ایران بار دیگر مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت.

به گزارش گروه تاریخ و امام و رهبری خبرگزاری صدا و سیما، درسازمان مجاهدین خلق که در نزد ملت انقلابی ایران «گروهک منافقین» شناخته میشود، از نخستین سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش کرد خود را به عنوان مدافع آزادی و حقوق مردم ایران معرفی کند.
اما عملکرد این گروه در چهار دهه گذشته، بهویژه در بزنگاههای حساس تاریخی، نشان میدهد که فاصلهای عمیق میان شعارهای اعلامی و رفتار عملی آن وجود داشته است. مسیری که از ترور شخصیتهای برجسته انقلاب آغاز شد و امروز به ادعای همکاری با رژیم صهیونیستی در جنگ علیه ایران رسیده است.
منافقین در سالهای ابتدایی انقلاب با اقدامات مسلحانه و ترورهای گسترده، مسیر تقابل با نظام و مردم ایران را در پیش گرفتند. ترور شخصیتهایی اندیشمند و تاثیر گذار همچون شهید آیتالله بهشتی، شهید مرتضی مطهری و شهید محمد مفتح، تنها بخشی از کارنامه خشونتبار این گروه به شمار میرود. اقداماتی که نهتنها نتوانست اهداف سیاسی آنان را محقق کند، بلکه موجب انزوای اجتماعی و طرد گسترده این سازمان از سوی مردم ایران شد.
پس از ناکامی در دستیابی به اهداف خود و از دست دادن پایگاه اجتماعی در داخل کشور، سران این گروه به خارج از ایران گریختند. استقرار در فرانسه و سپس همکاری آشکار با حکومت صدام حسین در عراق، نقطه عطف دیگری در فاصله گرفتن این سازمان از ادعاهای اولیهاش بود.
در حالی که ملت ایران درگیر جنگ تحمیلی بود، منافقین در کنار رژیمی قرار گرفتند که شهرها و مردم ایران را هدف حملات خود قرار داده بود.
با سقوط حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳، بحران تازهای برای منافقین آغاز شد. از بین رفتن مهمترین حامی منطقهای این گروه، مسئله اقامت و آینده اعضای آن را با چالش جدی مواجه کرد.
در همین دوره گزارشهای متعددی درباره تلاش رهبران سازمان برای یافتن پناهگاه جدید منتشر شد. روزنامه الوطن در گزارشی مدعی شد که انتقال اعضای این گروه به برخی کشورهای اروپایی و حتی رژیم صهیونیستی در حال بررسی است. اندکی بعد نیز خبرگزاری النخیل به نقل از منابع عراقی گزارش داد که مریم رجوی برای خود و اعضای سازمان از رژیم صهیونیستی درخواست پناهندگی کرده است. فارغ از جزئیات این گزارشها، نفس طرح رژیم صهیونیستی به عنوان یکی از گزینههای اصلی برای آینده این سازمان، نشاندهنده نوعی همگرایی سیاسی میان دو طرف بود؛ همگراییای که در سالهای بعد ابعاد بیشتری پیدا کرد.
امروز و پس از جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی از جمله جنگ ۱۲ روزه، برخی رسانههای اسرائیلی از نقش و همکاری عناصر وابسته به منافقین در پیشبرد اهداف ضدایرانی سخن گفتهاند.
بر اساس این گزارشها، اعضای این سازمان در فعالیتهای اطلاعاتی، تبلیغاتی و پشتیبانی از عملیاتهای خرابکارانه مشارکت داشتهاند. همچنین ادعا شده است که برخی عناصر عملیاتی وابسته به این گروه در داخل ایران اقدام به ایجاد خانههای تیمی، ساخت تجهیزات دستساز و جمعآوری اطلاعات کردهاند.
درهمین چارچوب، نام افرادی، چون مهدی حسنی و بهروز احسانی اسلاملو نیز مطرح شده است؛ افرادی که به جرم همکاری در اقدامات خرابکارانه و ضد امنیتی محاکمه و مجازات شدند. نکته قابل توجه آن است که مریم رجوی پس از اجرای احکام این افراد، بهصورت علنی از آنان تجلیل کرد و برایشان مراسم یادبود برگزار نمود؛ اقدامی که از نگاه بسیاری از ناظران، تأییدی بر ارتباط تشکیلاتی این افراد با سازمان محسوب میشود.
واقعیت آن است که سازمانی که روزی با شعار «آزادی ایران» خود را معرفی میکرد، امروز از سوی بسیاری از ایرانیان با سابقه ترور، همکاری با صدام حسین و همسویی با دشمنان خارجی کشور شناخته میشود. اگر آزادی و استقلال ایران هدف اصلی این گروه بود، همراهی با قدرتهایی که آشکارا در پی اعمال فشار، تحریم و حتی اقدام نظامی علیه ایران هستند، چگونه قابل توجیه است؟ پرسشی که پاسخ آن را باید در کارنامه چهار دهه گذشته این سازمان جستوجو کرد؛ کارنامهای که بیش از هر چیز، حکایت از فاصله گرفتن از منافع ملی ایران و نزدیک شدن به دشمنان ملت ایران دارد.
پژوهشگر و نویسنده: طیبه السادات حسینی