کرمان رصد - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
محمدحسین موسوی| «چهارشنبه وقتی از سر کار به هتل برگشتم، گفتند دیگر اجازه ورود به اتاق را ندارید. حتی به ما اعلام کردند کارت اتاق دیگر فعال نیست و نمیتوانید وارد اتاق شوید؛ در حالی که تمام وسایل ما در اتاق مانده بود. من و دو فرزندم مجبور شدیم دزدکی وارد اتاقها شویم و وسایلمان را جمع کنیم». این روایت آقای «ف» است؛ یکی از جنگزدگانی که اواخر شب سهشنبه 26خردادماه با دستوری مواجه شد که منبع نامشخصی داشت: باید هتل را ترک کنید.
این اولینبار نیست که «جنگزدگان» در هتل مستقر میشوند. پس از جنگ 12روزه نیز شهرداری تهران اقدام به اسکان افرادی کرد که خانههایشان در جنگ آسیبدیده بود. آن موقع هم گروهی از این افراد بدون اینکه خانههایشان آماده سکونت باشد یا هزینه بازسازی خانههایشان را دریافت کرده باشند، با دستور تخلیه هتلها مواجه شدند و حالا پس از گذشت نزدیک به یک سال و تجربه جنگی دیگر، همان اتفاق در حال تکرار است. اکنون گروهی از آسیبدیدگان جنگ اخیر با دستور تخلیه هتلها با شرایطی مواجه شدهاند که هنوز حتی درباره شروع بازسازی خانههای آنها تصمیمگیری دقیقی نشده است. «حسین جنتی»، مدیرکل بنیاد مسکن استان تهران، 20 اردیبهشتماه گفت: «140 واحد در سطح استان تخریب شده و نیاز به بازسازی دارند». او شروع فرایند بازسازیها و پرداختها را وابسته به «مصوبه نهایی هیئت دولت» دانست. از سوی دیگر «عبدالمطهر محمدخانی»، سخنگوی شهرداری تهران، نیز 26 اردیبهشتماه با اشاره به آسیبدیدن «51 هزار واحد مسکونی در تهران» اعلام کرد: «۱۸۱۹ واحد نیز طبق کارشناسی نیاز به تخریب و نوسازی دارند که در این بخش، فرایندهای کارشناسی به پایان رسیده و پروندهها وارد مسیر تعیین خسارت، انتخاب پیمانکار و تأیید نقشه شدهاند». او در گفتوگویی به تاریخ 9خردادماه، شهرداری را مسئول بازسازیها دانست و ادامه داد: «عمده مسئولیتهای بازسازی به شهرداری تهران تفویض شده و رئیسجمهور و معاون اول در این زمینه کاملا همراه هستند و ایدههای ابتکاری شهرداری با همکاری رئیسجمهور عملیاتی شد و تقریبا میتوان گفت دست شهرداری باز است». کلنگ بازسازی هیچ خانهای نخورده است و حتی مسئول بازسازیها نیز مشخص نشده است، اما جنگزدگان از هتل خارج شدهاند.
«گفتند باید بروید»
«من همراه با دختر و همسرم در خانه بودیم که 25اسفندماه نزدیک خانهمان موشکباران شد. خودم مجروح شدم، همسرم در بیمارستان بستری شد و دخترم نیز آسیب دید. جز خانه ما، چهار خانه دیگر نیز تخریب شد و مجروحین و شهدای زیادی داشتیم. ما صحنههای بسیار دلخراشی دیدیم. دخترم هنوز وضعیت روحی بسیار بدی دارد و همسرم نیز آسیب زیادی دیده است». آقای «ع» در محلهای در شرق تهران ساکن بود، در خیابانی که موج انفجار آسیبهای شدیدی به آن وارد کرد: «همان موقع که خانهها تخریب شد، شهردار منطقه آمد و با ناراحتی و بغض به ما و همسایههایمان گفت: «همه این خانهها را بهتر از قبل میسازیم و شرمنده و خدمتگزار شماییم». چند روز بعد ما را به ستاد بحران شهرداری دعوت کردند و هرکدام از خانوادهها را به یک هتل یا اقامتگاه فرستادند». اقامت در هتل اما سختیهای خودش را برای او و خانوادهاش داشت: «هتل برای زمانی است که فرد به سفر میرود و زمانهایی محدود برای استراحت به اتاقش میآید، جای زندگی نیست. مایی که تا پیش از حادثه در خانههای خودمان زندگی میکردیم و حالا با شرایط بد روحی و روانی به هتل آمدیم، در یک فضای بستهای قرار گرفتیم که نه میتوانستیم کسی را به اتاقمان دعوت کنیم و نه میشد جایی برویم. در نهایت شرایط اینقدر بد بود که مجبور شدیم دخترم را به خانه یکی از اقوام بفرستیم». مدتی از اقامت آقای «ع» در هتل نگذشته بود که اردیبهشتماه او و دیگر همسایههایشان را به جلسهای دعوت کردند: «در جلسه آن روز از تمام معاونتها، نیروی انتظامی و دیگر بخشهای دولتی، افرادی حضور داشتند. کمی که از جلسه گذشت، مسئول جلسه که شهردار منطقه بود، حرفهای جالبی نزد و بهشکلی با ما اتمام حجت کرد». در ادامه هم وعدههایی به آنها داده شد: «ما گفتیم حتی یک پیچ از خانهمان سالم نمانده، چطور قرار است به همان خانه برگردیم؟ در جواب گفتند شهردار تهران مبلغی برای کمک در نظر گرفته است. از آن جلسه دو ماه گذشته، هنوز یک ریال به من ندادهاند. سایر همسایهها هم جز چهار خانواده که بن خرید لوازم منزل دریافت کردهاند، باقی مبلغی نگرفتهاند». او ادامه میدهد: «شهرداری برای آنها وامی از طرف «بانک شهر» در نظر گرفته است، وامی با سود چهار درصد. بانک شهر وام 1.5میلیارد تومانی به جنگزدگانی میدهد که توسط شهرداری معرفی شدهاند؛ فارغ از مبلغ آن، بانک شهر چهار درصد سود میگیرد و ما نیز باید در دو سال وام را برگردانیم». این اما تمام ماجرا نیست. درباره بازسازی خانه آنها نیز تصمیماتی متناقض گرفته شده است: «روز اول به ما گفتند خودمان میسازیم و مثل روز اول تحویل میدهیم. بعد به جایی رسید که اعلام کردند خودتان یک سازنده پیدا کنید، ما به شما تراکم میدهیم تا بتوانید سازنده را برای ساخت خانه قانع کنید. اما سازندهای قبول نکرده است که با شرایط موجود خانه ما را بسازد. حتی سراغ سازندههایی که شهرداری معرفی کرده رفتیم، آنها هم گفتند به دلایلی نمیارزد خانه را بسازند». آقای «ع» سراغ معاون شهرسازی منطقه رفته است: «معاون شهرسازی گفت بیاید یا نفری دو میلیارد تومان به سازنده بدهید تا برایش صرفه کند، یا از متراژ خانههایتان به سازنده بدهید تا برای او سود کند». آنها هنوز سازندهای پیدا نکردهاند، اما مجبور به تخلیه هتلها هستند: «مدتها بود شایعاتی مبنی بر تخلیه هتلها وجود داشت، اما نهایتا 31خردادماه مسئول هتل به ما گفت از این به بعد هزینه اقامت را باید خودتان پرداخت کنید یا باید از هتل بروید».
روزهای تلخ جنگزدهها
خانه «خانم میم» در خیابان میرداماد حدودا 20 اسفندماه تخریب شد؛ او از آن شب برای «شرق» روایت میکند: «یکی از دوستانمان میگفت میخواهند همه ساختمانهای دولتی را بزنند و شما هم از خانه بروید، اما ما ترجیح دادیم بمانیم و در خانه خوابیدیم. حوالی ساعت 2:30 بامداد صدای چند انفجار شدید آمد و دیوارها، شیشهها و تمام خانه در چند دقیقه فروریخت». او همراه با خانوادهاش در میان صدای جیغ و فریاد همسایهها توانستند به کمک امدادگران از خانه خارج شوند و به خانه یکی از اقوام بروند: «بعد از چند روز متوجه شدیم به افرادی که خانههایشان آسیب دیده، هتل تعلق میگیرد. ثبتنام کردیم و با ما تماس گرفتند تا راهی هتل لاله بشویم. روزهای اول هتل بسیار شلوغ بود و وضعیت دردناکی داشت». در مدت اقامت در هتل شاهد اتفاقات عجیبی بودهاند. خانم «میم» میگوید سایه جنگ بر فضای هتل بسیار سنگین بود: «آدمها باهم شوخی میکردند، از رنجهای هم میگفتند و درباره جنگ حرف میزنند. یک زنی بود که سه ترکش در کمرش بود و درگیر دفع ترکشها شده بود. مادری هرروز گریه میکرد و میگفت پسرم میخواهد پولهای شهرداری را بگیرد و من را در خانه سالمندان بگذارد. اما در این بین جلسات نمایشنامهخوانی، کارگاههای آموزشی و برنامههای تفریحی نیز برگزار میشد». آنها در هتل بودند تا 25خردادماه که مطلع شدند باید هتل را ترک کنند: «هنوز جایی برای رفتن نداشتیم که به ما گفتند سه ماه مدت زمانی که شما حق اقامت در هتل داشتید، تمام شده و باید بروید». به آنها پیشنهاد دریافت ودیعه مسکن دادند، اما پیشنهادی که کمکحالی برایشان نبود: «اول به ما گفتند دو میلیارد تومان ودیعه میدهیم، بعد گفتند یک و نیم میلیارد تومان پرداخت میکنیم به شرط آنکه به شهرداری چک بدهیم. ما نمیدانستیم چند ماه بعد چطور این پول را بازگردانیم». آنها خود سراغ سازندهای خصوصی رفتند تا بتوانند خانهای برای اقامت داشته باشند.
خانه بیدروپنجره
خانه خانم «ج» در خیابان دردشت است؛ جایی که 11 اسفندماه مورد حمله قرار گرفت و خانه او نیز در این حمله آسیب دید: «خانه من تخریب نشد، آسیب دید. 155 میلیون تومان به من خسارت پرداختند، درحالی که حداقل 400 میلیون تومان برای بازسازی خانه من نیاز است. همان موقع که این پول پرداخت شد، شکایت کردم اما تابهحال نتیجه شکایت من اعلام نشده است. پیگیری که کردم، گفتند ثبت شده و منتظر باشید». او با این پول نتوانست خانهاش را برای اقامت خود بازسازی کند، اما مجبور است در همان خانه آسیبدیده، زندگی کند: «ساعت 12 شب روز سهشنبه گفتند باید هتل را تخلیه کنید.آیا این انسانی است؟ مشکل نیز از طرف هتل نیست، آنها چهار ماه مثل خانواده کنار ما بودند». خانم «ج» از شرایط بد اسکانش میگوید: «مگر ما گفتیم هتل بدهید که حالا به این شکل برخورد میکنید؟ من را در شرایطی به خانهام فرستادند که خانه من نه گاز دارد، نه کولر دارد و نه حتی در. یک باد میآید، خاک زندگی من را میگیرد. چرا من نباید بتوانم در خانهام یک چای بخورم؟ حمام بروم؟». او میگوید در جنگ قبلی نیز خانهاش آسیب دید اما بهجای هتل به خانه مادرش رفت، آن تجربه بود که باعث شد رفتن به هتل را بپذیرد اما حالا این حق را نیز از او گرفتند: «به ما گفتند بروید خانه اقوام. من چند ماه در خانه مادر و اقوام دیگرم بمانم و مشکلات آن شکل از زندگی را به خودم و دیگران تحمیل کنم؟».
حق ورود به اتاقتان را ندارید
«چهارشنبه وقتی از سر کار به هتل برگشتم، گفتند دیگر اجازه ورود به اتاق ندارید و کارت اتاقتان در را باز نمیکند. تمام وسایل ما در اتاق مانده بود. من و دو فرزندم مجبور شدیم دزدکی وارد اتاقها شویم تا وسایلمان را جمع کنیم. در حال جمعکردن وسیله بودیم که دوباره گفتند میتوانید امشب را بمانید. ما وسایل را وسط اتاق گذاشتیم و خوابیدیم تا اینکه دوباره ساعت 11:30 دقیقه شب درِ اتاق را زدند و با لحنی تند گفتند آقا برای چه هنوز در هتلاید؟».
خانه آقای «ف» 11 اسفند 1404 مورد اصابت موشک قرار گرفت و تخریب شد. از آن زمان او همراه با همسر و دو فرزندش در «هتل شهر» ساکن شدند. البته تا 27 خرداد که به آنها گفتند باید هتل را تخلیه کنید و حتی یک شب بیشتر نمیتوانند اسکان داشته باشید: «اواسط هفته به ما گفتند دیگر قرارداد هتل با شهرداری به پایان رسیده و اگر میخواهید بمانید، باید خودتان باقی هزینهها را بپردازید. من همان زمان با معاون شهردار منطقه 8 صحبت کردم و او گفت هتل اصلا ارتباطی به ما ندارد و از اول نیز نباید ورود میکردیم. معاون شهرداری گفت اگر میخواهید با کسی صحبت کنید و چند روز وقت بگیرید، باید با نمایندهای که خود شهردار تهران در هتل تعیین کرده حرف بزنید». او سراغ نماینده شهرداری تهران در «هتل شهر» رفت، اما او نیز از خود سلب مسئولیت کرد: «نماینده شهرداری گفت ما قراردادمان تمام شده و خودم هم دارم میروم. دیگر خودتان میدانید و هتل، چون شهرداری دیگر پول ندارد». آقای «ف» میگوید بیشتر جنگزدهها به علت همین برخوردها، هتل را تخلیه کردهاند: «افراد حس میکردند به آنها توهین شده، چون به طور مداوم میگفتند باید از هتل بروید و حتی زمان برای جمع کردن وسایل نیز به عدهای ندادند. متأسفانه برخوردها در روز آخر خیلی بد شده بود. ما فقط میخواستم حداقل تا تیرماه به ما فرصت بدهند تا بتوانیم از هتل برویم». در نتیجه این برخوردها، آقای «ف» و خانوادهاش 6 صبح چهارشنبه هتل را ترک کردند: «من به فرزندانم گفتم هرچه دارید فقط در چمدان بریزید تا از اینجا خارج شویم. ما شانس آوردیم که توانستیم مدتی به خانه خواهرم برویم. صبح در هتل دیدم هنوز خانوادههایی به علت اینکه جایی برای رفتن ندارند، تصمیم به ماندن در هتل به هر قیمتی گرفتهاند». دولت تابهحال خسارت یا کمکی به جنگزدگان نکرده است: «پولی ندادهاند، نه ودیعه مسکنی پرداخت شده و نه مبلغی برای خرید وسایل خانه. برای بازسازی خانه نیز گفتند خودتان کارفرمایی پیدا کنید و از او بخواهید تا زمان ساختهشدن خانه، به شما محلی برای اسکان بدهد».
رهاشدن بدون خانه
«10 اسفندماه در اثر موشکباران خانهمان در خیابان گاندی آسیب دید به طوری که نمیشد در آن زندگی کرد. از آن زمان در هتل مستقر شدم تا امروز که گفتند باید هتل را تخلیه کنم». آقای «خ» میگوید درحالی به او دستور تخلیه هتل دادهاند که ودیعه مسکنی که قرار بود به او بدهند کمتر از میزانی است که او بتواند خانهای برای خود بگیرد: «هنوز ودیعه ندادهاند، اما میگویند یک میلیارد تومان به من میدهند در این صورت که منم چک بدهم. من با این پول در گاندی که خیر، در کجا میتوانم خانهای 90متری مثل خانه خودم رهن کنم؟». او میگوید شهرداری برای وسایل خانه نیز فقط «بن خرید» به آنها داده است: «به ما یک بن دادند و گفتند برویم در سرای ایرانی لوازم منزل بخریم. در آنجا سه قیمت روی کالاها گذاشته شده است که یکی برای خرید با بن شهرداری است و قیمت آن بیشتر از قیمت اجناس در بیرون است. من چطور با 200 میلیون تومان در جایی که اجناس آن از بیرون گرانتر است، وسایل خانه بخرم؟ تلویزیون، مایکرویو و بسیاری از وسایل خانهام را از دست دادهام. تازه من اگر بخواهم اسبابکشی کنم، باید فرش و مبل را که الان آوار روی آنها ریخته است بدهم شسته شوند و خود این اسبابکشی 100 میلیون تومان برای من هزینه خواهد داشت». بازسازی خانه او نیز تابهحال شروع نشده است: «ساختمان ما مسکونی-تجاری بود و شهرداری میگوید وظیفهای در قبال ساختمانهای تجاری ندارد. به ما گفتند نهایتا 12واحد مسکونی را میسازیم همراه با مشاعات و باقی ساختمان به ما ارتباطی ندارد». بههرحال من باید ساعت 12 هتل را تخلیه کنم. هنوز به هتل نرسیدهام و این نگرانی بدی است که نمیدانم آیا اصلا میگذارند وارد اتاقم بشوم و وسایلم را جمع کنم یا خیر. من الان کجا بروم؟ چند روز میتوانم در خانه اقوامم بمانم؟».
سخنگوی شهرداری: تخلیه هتلها یک خبر خوب است
«عبدالمطهر محمدخانی»، سخنگوی شهرداری، در گفتوگو با «شرق» با تأیید خروج شهروندان جنگزده از هتلها، این خروج را به علت پایان عملیات تعمیر و بازسازی خانه این افراد میداند و به مصاحبه خود در هفتههای گذشته اشاره میکند. او از خبرنگار «شرق» میخواهد از صحبتهای او در آن مصاحبه استفاده کند. محمدخانی 9خرداد گفته بود: «تخلیه هتلها توسط خانوادهها یک خبر خوب است و معنای آن بازسازی و آمادهشدن منازل آنها برای اسکان است». همینطور در این مصاحبه او به پرداخت ودیعههای مسکن اشاره کرده بود: «هزارو ۱۰۸ ودیعه مسکن تا امروز پرداخت شده و این مسیر تداوم دارد. در یک یا دو هفته آینده رشد قابل توجهی را در این زمینه شاهد خواهیم بود». او این را هم گفته بود: «خانوادهها تا زمانی که نسبت به تعمیر خانه آنها اطمینان یابیم و عقد قرارداد برای بازسازی منازل آنها منعقد شود، در هتلها اسکان خواهند داشت».
بازار ![]()