کرمان رصد - پیام اخیر و پرمعنای رهبر انقلاب درباره تفاهم پایان جنگ با آمریکا، فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک عادی، نقشهای جامع، صریح و تاریخی برای روشن ساختن مسیر گذشته و آینده این پرونده سرنوشتساز است.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، پیام اخیر و پرمعنای رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره تفاهم پایان جنگ با آمریکا، فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک عادی، نقشهای جامع، صریح و تاریخی برای روشن ساختن مسیر گذشته و آینده این پرونده سرنوشتساز است. این نوشتار در دو بخش عمده به تحلیل ابعاد بیانات رهبری و واقعیتهای حاکم بر میدان و مذاکرات پیشرو میپردازد.
بخش اول: کالبدشکافی پیام رهبری؛ بازگشت به شریعت مردمپایه و نفی محرمانگی
پیام صریح و در عین حال موجز رهبر معظم انقلاب، حاوی اصول بنیادین نظام اسلامی در مواجهه با پروندههای کلان ملی است. مهمترین محورهای تحلیلی این پیام عبارتند از:
قوام نظام بر مدار رابطه «امت و امام»: خطاب این نامه مستقیماً مردم هستند و رهبری در تبلوری عینی از مردمسالاری دینی، خود را در صف امتِ مطالبهگر و ناظر قرار دادهاند. این امر نشان میدهد سرنوشت وجودی نظام گرفتار تعارفات ساختاری نمیشود و مردم مَحرم و یار اصلی نظاماند.
ترجیح نظر مسئولان بر پایه تعهد آنان: یادآوری «نظر دیگری» نشاندهنده اصالت مردمسالاری در نگاه رهبری است. ایشان علیرغم تفاوت دیدگاه خود با مسئولان، نظر آنان را بر پایه تعهدی که برای حفظ حقوق ملت دادهاند، ترجیح میدهند؛ مشروط بر اینکه از این شروط تخطی نشود.
معیار سنجش سلامت مذاکرات: ملاک قطعی رهبری برای تأیید مراحل آتی مذاکرات، پایبندی تام و بدون عقبنشینی دیپلماتها به شروط اولیه است. هرگونه انحراف از این شروط، به معنای خروج از دایره تأیید رهبری است و این مردم هستند که باید با نظارت دائمی مانع این اتفاق شوند.
نفی هرگونه «فرود نرم» مشکوک: با تأکید بر اینکه «فریادهای شما در میادین در نتیجه مذاکرات مؤثر است»، ناظر و ضامن اصلی روند سیاسی، حضور مردم است. بنابراین، هرگونه تلاش برای پایان دادن به تجمعات دغدغهمندان و زمزمههای فرود نرم، مشکوک ارزیابی شده و مخل سلامت مذاکرات است.
پایان عصر محرمانگیهای غیرموجه: رهبر انقلاب با افشای مضمون نامه محرمانه رئیسجمهور و تعهدات وی، عملاً نشان دادند در اموری که مستقیماً به حقوق ملت مربوط است، هیچ امر محرمانهای بین امام و امت وجود ندارد و مردم باید در جریان ریز امور قرار گیرند.
اعتبارزدایی از ادعاهای هماهنگی پشتپرده: از این پس هیچ مقام مسئول یا جریان سیاسی نمیتواند در غیاب موضع علنی و صریح رهبری، ادعای هماهنگی کامل با ایشان را مطرح کند. پیام اخیر هرگونه ادعای تایید را منوط به تایید علنی شخص ایشان کرد. همچنین رسانه ملی موظف است به عنوان سخنگاه امت، نظارتی دقیق، عالمانه و مطالبهگرانه بر این فرایند داشته باشد.
بخش دوم: واقعیتهای میدان؛ نقض تعهدات رژیم صهیونیستی و وظایف دیپلماتها
در تحلیل شرایط کنونی میدان و پیوند آن با میز دیپلماسی، توجه به اصول زیر برای بنبستشکنی و حفظ منافع ملی حیاتی است:
۱. نقض صریح تفاهمنامه توسط رژیم صهیونیستی
استمرار تجاوزات و اشغالگری رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان، نقض آشکار بند اول تفاهمنامه است؛ بندی که در آن آمریکا ضامن خاتمه فوری عملیات نظامی و حفظ حاکمیت لبنان شده است. بر این اساس، پاسخهای مقاومت تا رفع کامل اشغالگری کاملاً مشروع بوده و اقدام متقابل محسوب میشود.
۲. درسآموزی از عبرت مذاکرات اسلامآباد
در مذاکرات اسلامآباد، آتشبس محدود به جنوب شد و سپس دشمن به بیروت و ضاحیه حمله کرد. این بار ایران هوشمندانه پیش از آغاز هرگونه مذاکره، بر اجرای کامل تفاهم تاکید دارد. تا زمان قطع کامل حملات و پایان اشغالگری (یا اعلام زمانبندی قطعی عقبنشینی)، هیچ مذاکرهای صورت نخواهد گرفت.
۳. رسوایی بازی پلیس خوب و بد (آمریکا و اسرائیل)
ادعای اختلاف میان آمریکا و رژیم صهیونیستی یک دعوای زرگری و نخنماست. تجاوزات رژیم همواره با تسلیحات و هماهنگی آمریکا بوده است. از آنجا که تفاهم با آمریکا امضا شده، واشنگتن موظف به مهار رژیم صهیونیستی است و نمیتواند از خود سلب مسئولیت کند.
۴. ضرورت انتشار فوری «فکتشیت» ایرانی
متن ضمیمه تفاهمنامه مصوب شورای عالی امنیت ملی (که حاوی نوع و حجم پاسخهای ایران به نقض تعهدات است) باید فوراً منتشر شود. تأخیر در انتشار این فکتشیت رسمی، دست دشمن را برای تحریف و جا انداختن قرائت خود باز میگذارد و این متن ملاک اصلی قضاوت امت درباره عملکرد مذاکرهکنندگان است.
نتیجهگیری و افق پیشرو: منطق برنده-بازنده در میدان دیپلماسی
مسئولان دیپلماسی موظف به اطلاعرسانی شفاف، صریح و به موقع هستند و توجیهاتی نظیر «در رسانهها مذاکره نمیکنیم» برای فرار از پاسخگویی پذیرفته نیست. همچنین تکیه بر کلیدواژههایی، چون «مذاکره برد-برد» یا «داد و ستد سیاسی»، نباید به بهانهای برای کوتاه آمدن از شروط تفاهم تبدیل شود.
نباید فراموش کرد که دشمن در سختترین میدانهای نظامی شکست خورده است؛ بنابراین منطقاً حق ندارد آنچه را که در میدان نبرد به دست نیاورده، در میز دیپلماسی تصاحب کند. دیپلماتهای ما باید با باور عمیق به تصویر واقعیِ «برنده در برابر بازنده» و اتکا به حضور مبعوث و فعال مردم در صحنه، به مصاف دشمن بروند؛ چرا که در این نبرد سیاسی نیز همانند جنگ، حضور مردم کار را تمام خواهد کرد.