کرمان رصد - فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران گفت: دشمن آمریکایی - صهیونی هرجا با مقاومت درگیر شد آبرویی برایش نماند. بابالمندب یکی از برگهای برنده جبهه مقاومت است و اگر لازم باشد برگهای دیگری هم رو میشود.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ،سردار اسماعیل قاآنی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری،ضمن تشریح آخرین تحولات میدانی جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت، به پرسشهای مطرح شده در این خصوص پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سوال: در طول چند ماه اخیر با حوادث و اتفاقات متعددی روبهرو بودیم در طول جنگ تحمیلی سوم، جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ملت ما آغاز کردند و حوادث متعددی را شاهد بودیم، درباره ابعاد مختلف این جنگ و اهدافی که آنها دنبال میکردند و مقاومت تاریخی که اتفاق افتاد چهرههای مختلف در این روزها و ماهها صحبت کردند، اما یک بعد ویژه دارد این جنگ و آن قصهای است که در محور مقاومت اتفاق افتاد و اهدافی که آنها برای محور مقاومت داشتند و وحدتی که در محور مقاومت اتفاق افتاد هم در طول جنگ و هم تا پایان در میز مذاکره حتی، درباره ابعاد این ماجرا میخواهیم صحبت کنیم با سردار عزیز سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
قاآنی: در ابتدای ماه محرم هستیم، اول از همه یاد کنیم از سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) و یاران و فرزندان وفادار آن حضرت وفادارترین فرزند آن حضرت در عصر ما حضرت آیت الله العظمی امام خامنهای عزیز و شهید ما که هم در حیات مبارک شان راه امام را رفتند، سالار شهیدان را و پایان زندگی شان حسین وار شهید شدند و همه شهدای عالیمقامی که در طول این یک سال گذشته دو جنگ تحمیلی و یک کودتای تحمیلی به این کشور شهید شدند، فرماندهان بزرگ ما، دانشمندان ما، مرد و زن قهرمان ما، کودکان ما خصوصا کودکان عزیز میناب، شهدای لامرد و همه شهدای عالی مقامی که افتخار این کشور و اثبات کردند که پیروان واقعی سالار شهیدان هستند و با عمل شان و با خونشان هیهات من الذله را ترجمه کردند. این دو جنگ تحمیلی و یک کودتای تحمیلی دوره سختی را بر کشور ما و بر منطقه ما تحمیل کرد. حرف در این فراز و نشیب یک ساله گذشته بسیار زیاد است. طبیعتا کسانی که باید در این زمینه صحبت کنند، مخصوصا کسانی که صاحب بیان و توان تبیین هستند حتما ابعاد مختلف این جنگ را خیلی حرف دارند برای زدن آن. من وظیفه خودم دانستم که در این دوره، چون ما در صحنه مقاومت بنای صحبت کردن نداشتیم و مقاومت در اوج افتخار و اقتدار بدون اینکه حرفی بزند عمل میکرد فقط من از باب این که این واژه ارزشمند مقاومت که فراگیر بود از درون خانههای مردم ما در ایران تا دورترین نقاط منطقه درگیری موج میزد این واژه ارزشمند و مردم همه این واژه را خیلی استفاده کردند، یک اشارهای من بکنم اولا مقاومت یکی از مهمترین واژههایی است که هر مسلمان بر آن پایبند است، چرا؟ چون ما مسلمان هستیم و نبی مکرم اسلام مسیر اسلام را برای ما مشخص کردند و پیامبر اعظم هر چه گفتند حرف خداوند تبارک و تعالی بود و هر چه به دیگران هم توصیه کردند بر اساس دستور الهی بود وقتی این پیامبر با این عظمت به ایشان از طرف خداوند تبارک و تعالی صریحترین دستور داده میشود که این جزء باصراحتترین دستورات اسلامی است که خداوند به پیامبر خود و پیامبر به پیروانش داده، و این بنای محکمی است که از زمان پیامبر گذاشته شده و ما امروز همه ما، حرف در این زمینه زیاد است، همه ما بعنوان یک مسلمان در هر روز حداقل ۵ بار در بهترین شرایط روحی و روانی که رو به خداوند تبارک و تعالی میایستیم و نماز میخوانیم، بعد از صلوات یک خواسته از خداوند تبارک و تعالی داریم در نمازمان و آن خواسته محکم ماندن در صراط مستقیم است، اهدنا الصراط المستقیم، و این را دشمنان ما نفهمیدند. اگر میفهمیدند هیچ کافری نباید متعرض مسلمان واقعی بشود، برای این که روح مسلمان واقعی روح مقاومت است لذا شما در این جنگ از روز اول تا امروز هر چه میبینید از این درون خانهها تا خیابانها و میدانها بزرگ و کوچک، هر که حرف میزند با بیانات مختلف از مقاومت حرف میزند و درست هم هست. این واژه ارزشمند که حتما علمای بزرگوار در این زمینه حرف زیاد دارند این ریشه و اساس این که دیگران میپرسند در ایران چه خبر است؟ چرا اینقدر فشار؟ چرا اینقدر حمله؟ اما این مردم ایران اینطور محکم ایستادند همه بدانند ریشه آن اینجاست؛ و این مکتب مکتب اسلام و خاصتا مکتب شیعه تنها مکتبی است در دنیا که بلااستثنا همه رهبران آن شهید شدند، شهید شدن یعنی چه؟ یعنی در اوج مقاومت بودند، و جایی که دیگر دشمن تحمل نتوانسته بکند شهیدشان کردند
سوال: و تمام آن عملیات روانیها و آن همه ماجراهایی که در این سالها ساختند نقش بر آب شد این همه گفتند که رهبری ایران کجاست؟ اینهمه درباره فرماندهان ما گفتند و درباره چهرهها و این که همه ایستادند و همه تا لحظه شهادت حتی با خانواده هایشان و حتی با فرزندانشان یک اتفاق ویژهای بود، میخواهم از این جا گفتوگو را شروع کنیم که ما درباره اهداف دشمن درباره شروع کردن این جنگ تحمیلی سوم از ابعاد مختلف صحبت کردیم بخصوص بعدی از آن که درباره داخل ایران و اهدافی که درباره داخل ایران داشتند درباره خود ایران داشتند، اما میخواهم ببینم در باره منطقه چه در سر اینها بود و دنبال چه بودند؟ آیا این جنگ ابعادی داشت که برای منطقه هم دارای اهمیت باشد و تحلیل شما درباره این موضوع چیست؟
قاآنی: موضوع مقاومت در منطقه، به حول و قوه الهی از شروع انقلاب اسلامی و فرمان حضرت امام در خصوص تشکیل هستههای مقاومت در سرتاسر عالم، که از همان زمانها تشکیل شد و بعد امام شهید ما با استحکام این خط امام را دنبال کرد و هستههای مقاومت تبدیل شدند به جریانات مقاومت و این جریانات با هم جریان پیدا کردند و شدند محور مقاومت، این موضوع به شدت امریکا و استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی را نگران کرده بود. موضوع مربوط به الان نیست، قدیمی است، امروز امریکا خوب میداند و رژیم صهیونیستی بهتر از امریکا که آنی که در سختترین شرایط میایستد در مقابل آنها و مبارزه میکند و از میدان خارج نمیشود مقاومت است و این دوره خودش اثبات کرد. از طوفان الاقصی را شما بگیرید تا الان، هر چه فشار آوردند، بی سابقهترین فشارها را و تخریبها را و جنایات را در فلسطین اشغالی، در لبنان عزیز مرتکب شدند، اما شما یک مقاومتی را نمیبینید از میدان برود بیرون، این به شدت آنها را ترسانده، آنها برای مقاومت برنامه دارند، داشتند و دارند. این فرصت را فکر کردند که فرصتی شد که در این جنگ با مقاومت هم یک درگیری جدی داشته باشند خبر نداشتند تمام برادران مقاومتی ما این را من باید بگویم وظیفه من است حالا شاید دیگران نتوانند بگویند که از مدتها قبل که احساس خطر میکردند وقتی خودشان جمع میشدند کنار هم و ما هم حضور نداشتیم بعنوان جمهوری اسلامی، همه آنها میگفتند در نبرد با آمریکا ما باید پیشقدم باشیم نگذاریم ایران دچار مشکل بشود، بدون این که کسی یک کلام از ایشان خواسته باشد، این فهم درست و درایت و رشدی را نشان میدهد که مقاومت در طول این سالها پیدا کرده و لذا ایران تهدید شد بدون این که کسی یک کلام درخواست داشته باشد مقاومتیها هر کدام شان در هر منطقهای، لبنان در حد و وضع خودش، عراق همین طور، یمن همین طور، حتی فلسطین در سختترین شرایط این همراهی و حمایت و در حدی که در استطاعت شان بود کمک به انقلاب اسلامی را و کانون اصلی مقاومت یعنی جمهوری اسلامی را وظیفه خودشان میدانستند لذا آمدند.
سوال:آن اتفاق افتاد آن وحدت ساحات اتفاق افتاد و همه میدانها با هم متمرکز شدند در ضربهای به دشمن.
قاآنی: همین طور است میتوانیم همین جوری بگوییم شاید بهتر باشد که بگوییم وحدت ساحات خودش را یک بار دیگر نشان داد، شرایط سخت بود خسارت بالا بود، در لبنان چندین هزار نفر شهید شدند. در همین مقطع کوتاه، چه بچههای حزب الله و چه آنهایی که از حزب الله حمایت میکردند، اما این همه تلویزیونهای فاسد در لبنان هست یک صحنه نتوانستند پیدا کنند از یک مجاهد حزب الله یا یک مردم حامی حزب الله که علیه مقاومت یک حرفی بزند. اصلا اینها در دنیا بی سابقه است، این مرحلهای بود که مقاومت اصیل از درون انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی شروع شد مخصوصا وقتی که پرچمدار اصلی مقاومت امروز در روی کره زمین امام عظیم الشان مان حضرت آیت الله العظمی امام خامنهای شهید وقتی ایشان را شهید کردند این موج همه جا را فرا گرفت و الحمدالله به برکت این خون و تلاش و اهتمام جدی که فرزندان مقاومت در مناطق مختلف داشتند یک مرحله علیرغم همه خسارتهای زیاد افتخارات بسیار بزرگی آفریده شد که انشاالله ادامه خواهد داشت.
سوال:خیلی هم شگفتی ساز شد این اتفاق؛ من یادم هست در گفتگوی قبلی که با شما داشتیم در فکر میکنم مهرماه سال ۱۴۰۴ و در سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله آنجا از شما پرسیدم که خیلیها دارند درباره این صحبت میکنند که حزب الله تضعیف شده، آیا حزب الله دیگر توان مقاومت دارد و آنجا شما پاسخ دادید اطلاع دادید به ما از آن آماده سازیهایی که دارند میکنند و اتفاقا این که نه تلقی دشمن غلط است. حالا در این جنگ اتفاقی افتاد که بسیاری از چهرههای رسانهای، خبرنگاران و تحلیلگران درباره این صحبت کردند از درون لبنان در منطقه و درجهان که فکر نمیکردیم که حزب الله اینقدر دوباره توان داشته باشد برای مقاومت و برای ضربه زدن به رژیم، درباره خود لبنان به صورت خاص و این توان و این که این شرایط برایش وجود داشت برای ما بگویید
قاآنی: فرمانده نیروی قدس سپاه: یک اشارهای پارسال کردیم، اما اصل آن اشاره، جلوهگاهش در شروع این فصل جدید از جنگ بود، لبنان عزیز و حزبالله قهرمان بعد از جنگ ۶۶ روزه که آن هم با خواست رژیم صهیونیستی و وساطت آمریکا، آتشبس شد، به تعهداتش در آتشبس عمل میکرد، اما رژیم صهیونیستی علیرغم این که آمریکا ضامن و ناظر بود که این آتشبس درست اجرا شود، آتشبس را اجرا نکرد، ولی مردان حزبالله ۱۵ ماه تحمل کردند، نزدیک به ۵۰۰ شهید دادند؛ از مردم حزبالله و خود جوانان مجاهد حزبالله، ولی، چون متعهد شده بودند، اقدام نکردند. با شروع این جنگ سوم تحمیلی، حزبالله قهرمان با مبانی که داشت وارد شد و اثبات کرد آن حرفی را که دیگران میگفتند حزبالله تمام شد و ما به عنوان برادران حزبالله، چون میشناختیم، میگفتیم حزبالله این دفعه اگر بیاید، قویتر؛ اثبات کردند که انصافاً قویتر از گذشته به میدان آمدند. امروز یا دیشب که جنگ تمام شد، برادران حزبالله ما ۱۰۴ روز جنگیدند. یگانهای رژیم صهیونیستی چندین بار عوض شدند، در سختترین شرایطی که بعضی وقتها نیرویی که میخواست برود کمک کند تا میخواست به خط برسد، تعدادی از آنها شهید میشدند و همه امکانات دنیا در اختیار رژیم صهیونیستی با این برادران میجنگید، یکسره این بچهها جنگیدند، چندین بار یگانهای رژیم صهیونیستی عوض شدند، ولی بچهها کوتاه نیامدند، اینهایی که خام هستند در لبنان و خامتر از آنهایی که از آمریکا بلند میشوند میآیند، طراحی میکنند که حزبالله را حالا جمع کنیم، باید بفهمند؛ حزب الله جمع شدنی نیست. اگر خواسته باشیم مقاومت را در کل منطقه، حزبالله جزو مقاومتهای برجسته در منطقه است، شما هر چه از حزبالله میبینی، این کوه یخی است که نوک آن را میبینی. حزب الله؛ کسی حساب نکند که این چندده هزار نفر یا این چندصدهزار نفر بسیجی که با او هستند، این حزب الله است. حزبالله یعنی کل جامعه شیعه لبنان و بلکه بخش قابل توجهی از جامعه حتی غیرشیعه لبنان. حزبالله این است؛ چه کسی میخواهد جمعش کند، لذا من قبلاً در بعضی صحبتهایم گفتهام، من به جنایتکاران آمریکا و رژیم صهیونیستی در اوجی که جنایتکار هستند، ولی این توصیه را میکنم؛ با مقاومت خود را درگیر نکنید، شما از پس مقاومت برنمیآیید، تجربهای هم در این چند سالی که خود را درگیر کردید نشان داده هر کجا با مقاومت درگیر شدید، آبرویتان رفته؛ فرقی نمیکند در فلسطین؛ همه غزه را خراب کردید، ولی همه آزادگان در دنیا میدانند؛ حماس و بچههای مقاومت فلسطین، جهاد و دیگران برنده این میدان هستند، اگرچه که خیلی خسارت دیدند. مقاومتهای اسلامی الحمدلله در منطقه که رشد پیدا کردند و خیلی از آنها تبدیل به حکومت شدند، در عین حالی که تبدیل به حکومت شدند، ولی فرهنگ مقاومت را درون خود حفظ کردند. با رعایت همه ملاحظاتی که باید رعایت کنند، هر کدام در حد استطاعتشان به خوبی آمدند. شاید خیلی به راحتی بیان نمیشود کرد، ولی عراقی که ما فکر میکردیم از جاهای دیگر خیلی آرامتر است، حداقلش این است که خود آمریکاییها اقرار کردند، بیش از ۶۰۰ حمله فقط به ما شده است. ۶۰۰ عملیات به ما شده، جمعاً به وظیفه خود به خوبی عمل کرد، بخشی پنهان؛ آشکار نبود، بخشی هم آشکار بود و دشمن میفهمید. بعضی از این ناوهای آمریکا که جزو مجهزترین ناوهای آنها بود، آمدند از دریای سرخ رد شوند بیایند در این دوره جنگ، نزدیک به دو هفته حدفاصل بین ینبع و جده را میرفت و میآمد که تصمیم بگیرد میتواند از اینجا عبور کند بدون این که تیر کلاش در رفته باشد روی دریای سرخ، آخرش جرأت نکرد از اینجا عبور کند، حالا داستان درست کردند آنجا آتش گرفته، زخمی شدند، فلان شدند. عظمت مقاومت این طور است؛ همین طور ایستاده و با ابهت نگاه میکند، حساب کار خود را خیلیها میکنند. بابالمندب مثل موم در دست بچههای حزبالله، انصارالله؛ بچههای یمن و حتی بعضی از جوانمردان و فرزندان مقاومت که یمنی هم نیستند، است. اما این که با بابالمندب چه کار کنند؟ این یک عقلانیت و تدبیر حکیمانه بر آن حاکم بود که کی چه کار کنند. آمریکاییها به شدت مرعوب از بابالمندب بودند، آثار حضور مقاومت را در بابالمندب وقتی از یک تنگه حدود ۲۶ کیلومتری میخواستند رد شوند، کاملاً استشمام میکردند اینجا چه خبر است، بعضی وقتها هم بیان کردند و هنوز آن سر جای خود هست، ما راه طولانیای داریم با استکبار و آمریکا، بابالمندب یکی از آن است، جاهای دیگری هم هستند که اگر لازم باشد، استکبار فکر نکند همه قدرتش به توپ، تانک، ناو و این طور چیزهایش است.
سؤال: مثل خود قصه تنگه هرمز که سالها گفته میشد، اما این بار که اجرایی شد، یک دفعه معلوم شد چه تأثیری میتواند بگذارد.
قاآنی: تنگه هرمز مقاومت ایران جرأت برخورد با آمریکا را در نقاط استراتژیک مختلف دنیا به برادران مقاومت به شدت افزایش داد. این دفعه اگر آمریکاییها خواسته باشند متعرض شوند به بچه مسلمانها در جاهای مختلف دنیا، نه تنها تنگه هرمز و بابالمندب، از خیلی جاهای دیگر هم باید بترسند، لذا خوب است حرمت خود را حفظ کنند، با مسلمانها و مقاومتیها درگیر نشوند؛ این توصیه ماست، خواستید گوش کنید، گوش کنید، گوش نکردید، مثل همین داستان حزبالله خواهد شد. روزی که در آن مرحله حدود دو هفته قبل به ضاحیه حمله کردند، سه موشک زدند، جمهوری اسلامی قانوناً و بر مبنای توافقی که کرده بود و آمریکاییها زیر آن را امضا کرده بودند، دفاع از لبنان جزو آن توافقنامه بود، لذا ما بر اساس آن توافق، زدن به ضاحیه را لغو آتشبس میدانستیم. با صراحت مسئولین کشور بیان کردند سه موشک زدیم، سه موشک خواهیم زد، اگر ادامه دادید، ما به شکل دیگری با شما مقابله خواهیم کرد. شخص ترامپ به دست و پا افتاد، با این نخست وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی تماس گرفت، روز قبل رژیم صهیونیستی گفته بود که ما در فلان حادثه دو کشته و هشت مجروح داده بودیم، وقتی به آمریکاییها میخواستند توجیه کنند که چرا ما ضاحیه را زدیم، گفتند روز گذشته در یک حمله حزبالله ۱۰ کشته از ما گرفته است. اینها بعد معلوم میشود چه سرشان آمده؟ اینها فکر میکنند حالا حزبالله همه شهدایش کاملاً مشخص هستند، با افتخار تشییع میکنند، اینها مخفی میکنند، بعد یواش یواش درمیآید که چه به روزشان گذشته است. شب گذشته به ضاحیه تعرض کردند، آمریکاییها با همه سیستمهای امنیتی که در کل منطقه هستند با این رادارها و امکانات مختلف کنترل میکنند، تا زدند دیدند جمهوری اسلامی از مسئولان بالای سیاسی گرفته تا فرماندهان نظامی آن دارند آماده میشوند که جواب قطعی بدهند.
سؤال: همین شب گذشته که بحث توافق هم خیلی جدی بود؟
قاآنی : همین شب گذشته. در حال مذاکره و توافق بودند، حالا مسئولین سیاسی باید بیایند بگویند، این آمریکاییهای بسیار بدقول و غیرقابل اعتماد، در این دوره از مذاکرات که به شکل توافقی و غیرمستقیم بود، یک بار دیگر باز موشک را وسط میز مذاکره و توافق زدند، منتها برادران عزیز ما در میز مذاکره که واقعاً باید به آنها خداقوت بگوییم، از برادر عزیزمان آقای قالیباف به عنوان رئیس تیم مذاکره کننده تا بقیه برادرانی که همراه ایشان کار کردند، انصافاً جای تقدیر و تحسین دارد که باز هم اینها هستند با روحیه مقاومتی، در لحظهای که به لبنان تعرض کردند، بعد خودشان میآیند و میگویند چقدر با اقتدار با آمریکاییها و واسطهها صحبت کردند، از این توئیتهایی که زدند معلوم میشود به دست و پا افتادند؛ از شخص رئیس جمهور آمریکا توئیتش معلوم میشود چطور میلرزد و حرف میزند که آقا نباید این کار میشد، چطور این طور شد، کسی نباید این کار را کند، اسرائیل این طور؛ این نشان از این دارد که چه برادری که پشت لانچرهای موشک ماست، چه برادران مقاومت ما در اوج سختترین لحظات در جنوب لبنان؛ در دفاع از نبطیه، صور و جاهای دیگر و چه برادرانی که پشت میز مذاکره و توافق نشستند، جنسشان مقاومتی است. آتشبس بعد از ۴۰ روز؛ اینها از نیمه دوم این ۴۰ روز به شکلهای دیگری دنبالش بودند و بالأخره درخواست کردند، البته ناجوانمردانگی هم کردند، چون خصلتشان این طور است؛ گفتند همه را پذیرفتیم، وقتی پشت میز مذاکره رفتیم، دیدیم بازی میخواهند دربیاورند که الحمدلله برادران عزیزی که این مذاکره را اداره کردند که در حقیقت با تدبیر مقام معظم رهبری، دیگر مذاکره از آن حالت متعارف غیررسمی خود بیرون آمد. شد در حقیقت یک صحنه توافق با وسعتها، با اقتدار ایستادیم، آن که آنها میخواستند از زیر آن در بروند و فرار کنند گرفته شد. اولاً خود جمهوری اسلامی؛ این صد روز، هر روز که جلو رفتیم، عزت، عظمت و قدرتش با همه فشارهایی که روی آن آمد، در دنیا بیشتر شد. الان دشمنان ما میگویند؛ دیگر بحث مسلمانها و ... نیست، خود آمریکاییها، خود دشمنان ما دارند میگویند؛ آمریکا بیاعتبار شد و دیگر آمریکای قبلی نیست. البته به حول و قوه الهی ما پیشگو نیستیم، ولی بر اساس تعالیم قران و عنایات الهی میگوییم؛ نقطه شروع از بین رفتن آمریکا با این جنگ سرعت پیدا کرد و فروپاشی رژیم صهیونیستی که وعده امام شهیدمان بود، با یک شتاب بیشتری به حول و قوه الهی جلو خواهد رفت، میبینند. وقتی ایران این طور میشود، همه کسانی که در این جبهه بودند، همین طور با ایران بالا آمدند، بله، فشار روی آنها زیاد بود، ولی همه دنیا ماندند که اینها چه انسانهایی هستند، این چه فرهنگی است؟ این قدر فشار، این قدر جنایت بر علیه آنها انجام میشود، اما این قدر مستحکم ایستادند و خم به ابرو نمیآورند و برنامهریزان نظامی دنیا متعجب هستند که با چند هزار کیلومتر فاصله چطور این همه باهم هماهنگ عمل میکنند. باید از این شهدایی که این راه مقاومت را هموار کردند؛ هم آقای سیدحسن و بقیه؛ حالا بعضیها را میگوییم؛ آقای سیدهاشم صفیالدین، حزبالله در کمتر از یک هفته در حقیقت دو دبیرکل خود را در این راه ارزشمند تقدیم کرده، اینها را یادمان نرود، اینها راه را باز کردند، اینها مسیر پر افتخار مقاومت را این طور هموار کردند و الحمدلله این قدر مردان جوان؛ جوانمردان و خانوادههای آنها که لازم است واقعاً تشکر کنیم از این خانوادهها و زنان قهرمانی که یا همسر اینها هستند، یا مادرانشآن هستند و یا عضو خانواده هستند و از اینها پشتیبانی میکنند، از همه اینها باید یاد کنیم که خداوند انشاءالله شهدای عالیمقاممان را درجاتشان را متعالی و آنهایی که حمایت کردند از این شهدای عالی مقام، خداوند عمر و کار با برکت به آنها عنایت کند.