کرمان رصد - یک سال از آغاز سلسلهجنگهای ترکیبی و همهجانبه علیه جمهوری اسلامی ایران میگذرد؛ سالی که در آن دشمن با تمام توان نظامی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی خود برای درهمشکستن اراده ملت ایران به میدان آمد.
یک سال از آغاز سلسلهجنگهای ترکیبی و همهجانبه علیه جمهوری اسلامی ایران میگذرد؛ سالی که در آن دشمن با تمام توان نظامی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی خود برای درهمشکستن اراده ملت ایران به میدان آمد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، امروز، در سالگرد «جنگ ۱۲ روزه»، نگاهی به واقعیتهای میدانی نشان میدهد که نه تنها پروژه سرنگونی نظام به شکستی مفتضحانه انجامیده، بلکه ایران در قامت یک ابرقدرت منطقهای، ابتکار عمل را در دست گرفته و آمریکا را در وضعیتی قرار داده است که برای خروج از بنبست جنگ، ناچار به التماس برای توافق شده است.
تقابل تمامعیار؛ وقتی دشمن همه «گزینهها» را سوزاند
از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ تا ۲۲ خرداد ۱۴۰۵، دشمن تمامی نقشههای انباشتهشده در دهههای گذشته را به صورت یکجا اجرا کرد. از ترور ناجوانمردانه رهبر فقید انقلاب و حمله سراسری به زیرساختهای هستهای و نظامی در جنگهای ۱۲ و ۳۸ روزه گرفته تا تجهیز تروریستها برای کودتای مسلحانه، اعمال محاصره دریایی و خیانتهای دیپلماتیک (اسنپبک)، همگی نشان از یک اراده واحد برای تجزیه ایران و غارت ثروتهای ملی داشت.
با این حال، محاسبات دشمن در همان گامهای نخست فروپاشید. برخلاف پیشبینیهای اتاقهای فکر غربی برای «یکسره کردن کار ایران»، نتیجه این وحشیگریها، سر برآوردن ایرانی مقتدرتر، باثباتتر و برخوردار از ظرفیتهای راهبردی جدید بود.
دستاوردهای راهبردی؛ «تنگه هرمز»؛ برگ برنده استراتژیک
وضعیت امروز جمهوری اسلامی ایران، پیامی روشن به جهان مخابره میکند:
شکست هیمنه پوشالی: ابهت نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در این نبرد درهم شکسته شد.
ثبات ساختاری: عبور مقتدرانه از شرایط سخت و تثبیت حاکمیت با هدایت رهبری جدید.
تغییر معادله قدرت: الحاق تنگه هرمز به داراییهای راهبردی ایران، عملاً ضریب امنیتی ایران را فراتر از بازدارندگی هستهای افزایش داده است.
ابتکار عمل جنگ و صلح: ایران اکنون به صورت انحصاری، زمان شروع و پایان درگیریها را تعیین میکند؛ تصویری که در حملات موشکی اخیر به وضوح به رخ کشیده شد.
فروپاشی «کدخدا» در ذهن غربگرایان
جنگ یکساله اخیر، تیر خلاصی بر پیکر فرضیه «جهان آینده، جهان گفتوگو است نه موشک» بود. علاوه بر شکست پروژه موسوم به «کدخدا» در داخل، آمریکا در سطح بینالمللی نیز دچار بیاعتباری شد؛ به طوری که نه تنها نتوانست از متحدانش در برابر پاسخ ایران دفاع کند، بلکه صدها میلیارد دلار خسارت مستقیم به اقتصاد خود وارد کرد و ذخایر استراتژیکش را در تقابل با سد مستحکم ایران بر باد داد.
توافق؛ از «تهدید» تا «التماس»
اینکه امروز شاهد استقبال ملتمسانه تیم ترامپ برای نهایی کردن توافق هستیم، نشاندهنده یک تغییر پارادایم است. با این حال، تحلیلگران راهبردی نباید دچار خطای دید شوند:
هدف دشمن: این تلاش نه یک تغییر رویه اخلاقی، بلکه اقدامی ساختارپایه برای حفظ «اعتبار قدرت غرب» از فروپاشی سریع است.
شروط پایان جنگ: توافق نباید صرفاً یک «آتشبس تاکتیکی» برای تنفس دوباره دشمن باشد. حفظ حاکمیت مطلق بر تنگه هرمز، صیانت از تمامیت هستهای، حفظ سپر دفاعی مقاومت و استیفای کامل غرامتهای جنگی، خطوط قرمزی است که نباید از آنها عقبنشینی کرد.
پایانناپذیری خصومت: توافق احتمالی، پایان دشمنی نیست؛ بلکه نقطه عزیمت یک رویارویی جدید است. دشمنی که با اصل وجودِ «ایران مقتدر» مشکل دارد، تنها در صورتی عقب مینشیند که اقتدار میدانی و باور به قدرت درونی (برخلاف تفکرات انفعالی و دشمنهراس) در حکمرانی کشور جاری باشد.
سخن پایانی
پیروزی ایران در «جنگ تابآوری»، حاصل ایمان به قدرت مردم و ولایتپذیری است. هرگونه توافق آینده باید بر پایه همین قدرت بیبدیل استوار باشد؛ چرا که عبور از سایه جنگ، نه با کرنش، که تنها با اعمال قدرت و نمایش صریح آن در برابر دشمنی که جز زبان قدرت نمیفهمد، محقق خواهد شد.