پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
سیاسی

چرا واشنگتن به «درگیری محدود» روی آورده است؟

چرا واشنگتن به «درگیری محدود» روی آورده است؟
کرمان رصد - تحلیل پیش‌رو به بررسی دلالت‌ها و اهداف حملات اخیر دشمن به مناطقی از کشورمان می‌پردازد؛ تحرکاتی که این‌بار با هدف ملموسِ «اجبار ایران به پذیرش توافق مورد نظر واشنگتن» بازطراحی شده است.
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - تحلیل پیش‌رو به بررسی دلالت‌ها و اهداف حملات اخیر دشمن به مناطقی از کشورمان می‌پردازد؛ تحرکاتی که این‌بار با هدف ملموسِ «اجبار ایران به پذیرش توافق مورد نظر واشنگتن» بازطراحی شده است.

تحلیل پیش‌رو به بررسی دلالت‌ها و اهداف حملات اخیر دشمن به مناطقی از کشورمان می‌پردازد؛ تحرکاتی که این‌بار با هدف ملموسِ «اجبار ایران به پذیرش توافق مورد نظر واشنگتن» بازطراحی شده است.

کرمان رصد


به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، واکاوی رفتار نظامی و رسانه‌ای اخیر دشمن نشان می‌دهد که ما با یک کلان‌استراتژی پیچیده رو‌به‌رو هستیم. بررسی ابعاد مختلف درگیری‌های اخیر، ۱۰ گزاره تحلیلی و راهبردی زیر را پیش چشم کارشناسان قرار می‌دهد:
۱. بازتولید الگو‌های «جنگ تحمیلی سوم»
حملات اخیر از نظر به‌کارگیری ابزار نظامی و اهرم جنگ برای تسلیم کردن ایران، شباهت ساختاری عمیقی با الگوی «جنگ تحمیلی سوم» دارد. با این حال، تفاوت این سناریو با جنگ ۳۸ روزه در «شدت»، «دامنه» و «هدف‌گذاری میانی» آن است. اگر در جنگ سوم تحمیلی هدف اصلی نابودی نظام جمهوری اسلامی و تسلیم مطلق کشور بود، درگیری‌های اخیر با هدف تعدیل‌شده‌ترِ تحمیل یک توافق یک‌جانبه و تسلیم ایران در برابر خواسته‌های آمریکا دنبال می‌شود.
۲. جنگ روانی؛ پیوست لاینفک عملیات نظامی
در این نبرد نیز مانند جنگ تحمیلی سوم، «عملیات روانی گسترده، شدید و گمراه کننده» جزء اساسی استراتژی دشمن است. شواهد این ادعا را می‌توان در رفتار رهبران کاخ سفید دید:
* لحن عصبانی، خشن و تهدیدآمیز ترامپ و هگست قبل از آغاز عملیات.
* خلاف‌گویی‌های صریح و ادعای دروغین تماس مقامات ایرانی برای پایان جنگ.
* ادعای زودهنگامِ کفایت درگیری به دلیل محقق شدن اهداف و پنهان‌کاری خسارت‌ها.
این زنجیره رفتار روانی، کپی‌برداری ناشیانه‌ای از شیوه‌های فریب آمریکایی در دهه‌های گذشته است.
۳. هراس از جنگ تمام‌عیار و بن‌بست محاسباتی
تجربه نشان داده است که آمریکا در تمامی درگیری‌های موضعی با ایران (حتی مواردی که با پاسخ گسترده و کوبنده ایران به پایگاه‌ها و منافع دشمن همراه شده)، انگیزه و توان تبدیل درگیری به یک جنگ تمام‌عیار را ندارد. اما نکته تامل‌برانگیز اینجاست که واشنگتن همچنان بر اساس یک خطای محاسباتی، تصور می‌کند عملیات نظامی محدود می‌تواند ایران را به تسلیم وادار کند.
۴. «راه چهارم»؛ فرار از خودکشی راهبردی
گزینه درگیری نظامی محدود در واقع «راه چهارمی» است که دشمن برای برون‌رفت از بن‌بست فعلی انتخاب کرده است. برای درک این انتخاب، باید سه گزینه دیگر پیش روی آمریکا را بررسی کرد که انتخاب هرکدام برای آنها به منزله نوعی خودکشی است:
*ورود به جنگ تمام‌عیار: پرهزینه، خطرناک و غیرقابل پیش‌بینی.
*پذیرش توافق با شروط ایران: به معنای اعتراف به شکست مطلق.
*ادامه وضعیت فعلی: تداوم حاکمیت ایران بر تنگه و ادامه محاصره دریایی.
۵. سه پیام مهم تاکتیکِ «درگیری محدود»
انتخاب تاکتیک درگیری محدود، موضعی و کوتاه‌مدت از سوی آمریکا، سه واقعیت مهم را اثبات می‌کند:
* اولاً: زمان به ضرر آمریکا در حال سپری شدن است.
* ثانیاً:جنگ همه‌جانبه با ایران به دلایل متعدد داخلی و منطقه‌ای برای واشنگتن خط قرمز است.
* ثالثاً: پیش‌نویس فعلی تفاهم پایان جنگ به نفع ایران تنظیم شده و برای آمریکا غیرقابل پذیرش است.
۶. ابطال پذیری راهبرد دشمن با پاسخ غیرمتعارف
در صورت صحت فرضیه فوق، چنانچه ایران با یک پاسخ «غیرقابل پیش‌بینی» و «موثر» به این درگیری‌های محدود واکنش نشان دهد، ریسک و هزینه این عملیات‌ها برای دشمن به شدت بالا خواهد رفت. در این صورت، آخرین گزینه روی میز آمریکا (راه چهارم) نیز بی‌اثر و باطل خواهد شد.
۷. خطای محاسباتی در زمین جبهه مقاومت
با قاعده گذاری جدید ایران در معادلات منطقه (به‌ویژه پیوند زدن جبهه دشمن در برابر یکپارچگی جبهه مقاومت)، اتاق‌های فکر غرب متوجه شده‌اند که سرمایه‌گذاری روی گزینه درگیری محدود مهارپذیر نیست. این استراتژی نه تنها آنها را به نتیجه مطلوب نمی‌رساند، بلکه در معادله جدید، وضعیت آمریکا را به مراتب بدتر از قبل خواهد کرد.
۸. بی اعتباری گزینه‌های روی میز
جمهوری اسلامی ایران تاکنون در بی‌اعتبار کردن تهدید‌ها و گزینه‌های دشمن نسبتاً موفق عمل کرده است. از تهدید نظامی تا تحریم و محاصره، همگی گزینه‌های مصرف‌شده‌ای هستند که دیگر کارایی سابق خود را از دست داده‌اند.
۹. گزینه‌های پیش‌روی ایران برای تغییر زمین بازی
در صورتی که دشمن قصد تداوم رفتار‌های تعرض‌آمیز خود را داشته باشد، دو اهرم کلیدی می‌تواند معادله را به نفع ایران تغییر دهد:
*پاسخ‌های غیرمتقارن: تمرکز بر نقاط ضعف ساختاری دشمن با ابزار‌های نوین.
*رفتار خلاف انتظار در حوزه دیپلماسی: استفاده از اهرم‌های پرقدرتی مانند تهدید یا اقدام به «خروج از NPT» و «تشدید شروط پایان جنگ». هنوز برگ‌های برنده بسیاری در اختیار تهران است که رونمایی از آنها می‌تواند محاسبات واشنگتن را به طور کامل به هم بریزد.


نظرات شما