سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
سیاسی

میدان و دیپلماسی؛ دو بازوی مکمل برای تأمین منافع ملی

میدان و دیپلماسی؛ دو بازوی مکمل برای تأمین منافع ملی
کرمان رصد - خبرنگار صدا و سیما نوشت: ایستادگی ملت، قدرت چانه‌زنی دیپلمات‌ها را افزایش داد و میدان و دیپلماسی، تحت هدایت رهبر انقلاب، به دو بازوی مکمل برای تأمین منافع ملی تبدیل شدند.
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - خبرنگار صدا و سیما نوشت: ایستادگی ملت، قدرت چانه‌زنی دیپلمات‌ها را افزایش داد و میدان و دیپلماسی، تحت هدایت رهبر انقلاب، به دو بازوی مکمل برای تأمین منافع ملی تبدیل شدند.

خبرنگار صدا و سیما نوشت: ایستادگی ملت، قدرت چانه‌زنی دیپلمات‌ها را افزایش داد و میدان و دیپلماسی، تحت هدایت رهبر انقلاب، به دو بازوی مکمل برای تأمین منافع ملی تبدیل شدند.

کرمان رصد


به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، خانم راضیه رنجبر نوشت: صد روز گذشت. صد روز از آن روز تلخ؛ روزی که خبر حادثه، چون صاعقه‌ای بر دل ایران فرود آمد و اندوهش همچون ابری سنگین بر آسمان خانه‌ها و دل‌ها سایه افکند. روزی که اشک بر گونه‌ها نشست و داغی بزرگ بر سینه یک ملت ماندگار شد. اما آن واقعه، تنها یک سوگ ملی نبود؛ آغاز فصلی تازه در تاریخ معاصر ایران بود.
در آن روز‌های سخت، ملتی برخاست که شاید رساترین توصیفش همان تعبیر «ملت مبعوث‌شده» باشد؛ ملتی که رهبر شهید انقلاب از آن سخن گفته بود و امروز نیز در بیانیه‌های راهبردی رهبر انقلاب، بار‌ها مورد خطاب قرار می‌گیرد. همان مردمی که امام خمینی (ره) آنان را از ملت حجاز در عهد رسول خدا (ص) برتر دانسته بود.
گویی تاریخ، بار دیگر این ملت را در بزنگاهی بزرگ فراخوانده بود. آزمونی دشوار در برابرش قرار گرفت؛ آزمونی از جنس مقاومت، صبر و ایستادگی. دشمنان، آینده‌ای آکنده از آشفتگی و فروپاشی را برای ایران تصور کرده بودند، اما آنچه رخ داد چیزی فراتر از همه محاسبات آنان بود. ملت ایران از دل تهدید، فرصت ساخت و از دل بحران، قدرتی تازه آفرید.
در این صد روز، بیش از هر زمان دیگری نقش رهبر شهید انقلاب در عبور کشور از این گردنه تاریخی آشکار شد. بسیاری از هشدارها، تبیین‌ها و پیش‌بینی‌های راهبردی که سال‌ها درباره آینده منطقه مطرح شده بود، یکی پس از دیگری به واقعیت پیوست. جنگی که دشمن می‌خواست آن را محدود و کوتاه نگه دارد، از مرز‌های جغرافیایی فراتر رفت و ابعاد منطقه‌ای پیدا کرد.
پس از شهادت رهبر انقلاب، این مسیر با صلابت و حکمت از سوی رهبر عزیز انقلاب ادامه یافت. در روز‌هایی که دشمن به دنبال ایجاد خلأ، سردرگمی و فروپاشی محاسباتی در کشور بود، این آرامش، تدبیر و اقتدار رهبری بود که افق پیش‌رو را روشن نگه داشت. اعتماد به مردم، تکیه بر توان داخلی و هدایت هوشمندانه میدان و دیپلماسی، اجازه نداد جنگ روانی دشمن بر اراده ملت سایه بیفکند.
دشمن با این تصور وارد میدان شده بود که می‌تواند در چند روز کار را تمام کند. گمان می‌کرد با ضربه نخست، ساختار فرماندهی ایران را مختل خواهد کرد و توان پاسخگویی کشور را از میان خواهد برد. اما از همان ساعات ابتدایی، با پاسخ‌هایی کوبنده و پشیمان‌کننده روبه‌رو شد. روند مقابله هرگز متوقف نشد و مجاهدت فرماندهان شهید و شجاعت نیرو‌های مسلح، معادلات دشمن را برهم زد. جنگی که قرار بود سه روزه پایان یابد، پس از صد روز نیز نتوانست اهداف طراحانش را محقق کند.
نه‌تنها اهداف دشمن محقق نشد، بلکه خود درگیر جنگی شد که هزینه‌هایش به پایگاه‌ها، منافع و متحدانش در سراسر منطقه کشیده شد. هرچه زمان گذشت، شکاف میان آنچه برنامه‌ریزی کرده بود و آنچه در میدان رخ می‌داد عمیق‌تر شد.
در عرصه دیپلماسی نیز ایران هرگز از موضع ضعف سخن نگفت. مذاکره‌کنندگان ایرانی با پشتوانه اقتدار رزمندگان در میدان و استقامت مردم در جامعه، پای میز مذاکره نشستند. ایستادگی ملت، قدرت چانه‌زنی دیپلمات‌ها را افزایش داد و میدان و دیپلماسی، تحت هدایت رهبر انقلاب، به دو بازوی مکمل برای تأمین منافع ملی تبدیل شدند.
اما شاید درخشان‌ترین صحنه این صد روز را مردم ایران خلق کردند.
از شهر‌های بزرگ تا دورترین روستاها، از خیابان‌ها تا مراکز خدمت‌رسانی، تصویری از یک خانواده بزرگ شکل گرفت. خانواده‌ای که در روز‌های سخت، شانه به شانه هم ایستاد و دست‌هایش را برای یاری به سوی یکدیگر دراز کرد. ایرانیان در این مدت، آزمون‌های بزرگی را پشت سر گذاشتند؛ آزمون جنگ و مقاومت، آزمون خدمت و همدلی، آزمون هوشیاری در میدان و مذاکره.
آنها در روز‌های نبرد، فرزندان خود را راهی دفاع از وطن کردند و در روز‌های گفت‌و‌گو، با چشمانی باز و آگاه از حقوق خود حمایت کردند. ایران تنها صحنه مقاومت در برابر دشمن نبود؛ صحنه رقابتی بزرگ برای مهربانی، ایثار و خدمت نیز بود.
در حالی که دشمن چشم به خستگی، اضطراب و گسست اجتماعی دوخته بود، مردم تصویری متفاوت آفریدند. جوانان داوطلبانه به میدان آمدند، گروه‌های جهادی شبانه‌روز در خدمت مردم بودند و خیرین بی‌هیاهو به یاری نیازمندان شتافتند. مسئولانی که در میدان خدمت حاضر بودند، دلگرمی آفریدند و حکمت و صلابت رهبری، مسیر آینده را روشن نگه داشت.
دشمن انتظار داشت جامعه‌ای مضطرب و بی‌ثبات ببیند؛ اما آنچه مشاهده کرد، ملتی آگاه، منسجم و امیدوار بود. حضور مردم در آیین‌های بزرگداشت، در میدان‌های مسئولیت، در حمایت از رهبری و در پشتیبانی از مسیر مذاکره و مقاومت، صحنه‌هایی ماندگار از تاب‌آوری و انسجام ملی را رقم زد.
امروز، پس از گذشت صد روز از آن واقعه تلخ، تصویر روشن‌تری از آنچه کشور را از این گردنه عبور داد، پیش روی ماست. این عبور تنها حاصل قدرت نظامی یا ابزار‌های سیاسی نبود. آنچه راه را گشود، پیوندی عمیق میان اراده مردم، مجاهدت رزمندگان، هوشیاری دیپلماسی و هدایت‌های حکیمانه رهبر انقلاب بود؛ هدایت‌هایی که در سخت‌ترین روزها، همچون قطب‌نمایی مطمئن، مسیر حرکت را نشان داد.
ملت ایران در این صد روز سوگوار بود، اما تسلیم نشد. گریست، اما ناامید نشد. ایستاد، صبر کرد و راه خود را ادامه داد؛ و شاید همین ایستادگی بود که از دل آن روز‌های دشوار، فصلی تازه از عزت، اقتدار و سربلندی را در تاریخ ایران رقم زد؛ فصلی که روایت آن، سال‌ها بعد نیز در حافظه این سرزمین باقی خواهد ماند.


نظرات شما