کرمان رصد - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
علی ملکی| روز گذشته تمام نگاهها به اخبار دوخته شده بود و بسیاری منتظر بودند تا خبر نهایی شدن یا شکست توافق میان ایران و آمریکا را بشنوند، اما در آخرین لحظات، این اتفاق نیفتاد و مذاکرات دوباره در وضعیتی پرنوسان قرارگرفت. این در حالی است که میانجیهای منطقهای از پاکستان تا قطر بهسختی در تلاشند تا فاصله میان طرفین را پر کنند.
در همین حین دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا وانمود میکند که عجلهای برای امضای توافق ندارد و زمان به نفع او و متحدانش در جریان است؛ اما جنبوجوش دیپلماتیک سران کشورهای منطقه حکایت از وضعیتی متفاوت دارد. فارغ از این، اعلام پیشرفت در گفتوگوها از سوی ترامپ، موجی از انتقادها به او از سوی برخی جمهوریخواهان طرفدار جنگ را برانگیخته است. همچنین، عدهای از سلطنتطلبان معترض شدهاند که چرا آمریکا از وعدههای اولیه خود از جمله رژیمچنج عقبنشینی کرده و حالا حتی در پستهای خود نام جمهوری اسلامی ایران را کامل مینویسد! با اینحال ترامپ چندان توجهی به این مسائل ندارد؛ چرا که او حالا بیش از قبل خود را وسط بازی باخت-باخت میبیند.
دوراهی باخت-باخت برای ترامپ
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در یک بازی قرار گرفته که هر تصمیمی بگیرد، دو سر باخت است. از یک طرف، او بهشدت تحت فشار بحرانهای داخلی است؛ قیمت بنزین در آمریکا بالا رفته، بازار اوراق قرضه بهشدت آشفته است و محبوبیت او در نظرسنجیها به پایینترین حد خود رسیده است. از طرف دیگر او با واقعیتی تلخ در سیاست خارجی روبهرو شده است.
او دو راه بیشتر ندارد. یا باید این توافق را که بر اساس خواستههای ایران تنظیم شده بپذیرد و یا دوباره وارد مسیر جنگی شود که پیش از این دو بار شکست آن را تجربه کرده است. ادامه جنگ برای آمریکا هزینههایی دارد که خود برای ایران ابزار بازدارنده است! چرا که نهتنها ذخایر نفتی و بازارهای مالیاش را ویران میکند، بلکه متحدان منطقهایاش هم دیگر حاضر به همراهی در یک درگیری بیپایان نیستند؛ اما اگر توافق را بپذیرد، با خشم شدید بدنه تندروی حزب جمهوریخواه و یاران سابقش مواجه میشود.
پیروزی روش ایران در متن توافق
یکی از نکات مهم در این پیشنویس نهایی، پیروزی روش و مدلی است که ایران برای مذاکره پیشنهاد داده بود. درباره بندهای توافق همیشه دو نگاه وجود داشت. آمریکاییها به دنبال این بودند که همه چیز از مسائل موشکی و هستهای تا منطقهای را در یک سبد بریزند و امتیاز بگیرند. اما ایران مدل «مرحله به مرحله» را روی میز اسلامآباد کوبید. اکنون متنی که روی میز قرار دارد و ایران آن را نسخه نهایی میداند، دقیقاً بر اساس روش پیشنهادی ایران تنظیم شده است. این تفاهمنامه ۱۴بندی ابتدا روی «خاتمه جنگ» و حل مسائل اساسی تمرکز کرده است. یعنی ابتدا باید درگیریها متوقف شود، محاصره برداشته شود و امنیت بازگردد و سپس در یک بازه زمانی ۳۰ تا ۶۰ روزه، درباره سایر جزئیات صحبت شود. رسانههای آمریکایی که ترامپ مدام به آنها حمله میکند، این را یک موفقیت راهبردی برای ایران میدانند که توانسته ترتیب اولویتهای خود را به طرف مقابل دیکته کند.
تنگه همچنان تحت کنترل
در بخش مربوط به تنگه هرمز، آنچه در این متن گنجانده شده برای بسیاری از تحلیلگران غافلگیرکننده است. طبق این پیشنویس، بدون اینکه حتی مذاکرات اولیه هستهای انجام شده باشد، وضعیت مدیریت تنگه هرمز به نفع ایران تغییر میکند. نکته مهم اینجاست که تردد در تنگه طبق پروتکلهای ایران انجام خواهد شد. این یعنی ایران نهتنها به وضعیت قبل از درگیریها برنمیگردد، بلکه امتیازات جدیدی را هم تثبیت میکند. موضوعاتی مثل اجازه عبور کشتیها، حق بیمهها و خدمات محیطزیستی تماماً تحت مدیریت ایران قرار میگیرد. ترامپ در حالی مدعی بازگشایی تنگه هرمز است که در واقعیت، مدیریت این آبراهه در اختیار ایران خواهد بود. این یعنی حاکمیت ملی ایران در دریا به رسمیت شناخته شده، آن هم بدون اینکه ایران در مورد توانمندیهای دفاعی یا هستهای خود امتیازی داده باشد.
غرامت
آمریکا همچنین متعهد شده است که محاصره دریایی ایران را به طور کامل رفع کند. این یعنی بازگشت به وضعیتی حتی فراتر از دوران پیش از جنگ. طبق این توافق، اموال بلوکهشده ایران باید آزاد شود. اما نکته مهمتر، ایجاد سازوکاری تحت عنوان «صندوق بازسازی منطقه» است؛ همان «غرامت» که دشمن برای حفظ آبروی خود، نام دیگری روی آن گذاشته است. مبالغ کلانی قرار است به این صندوق واریز شود که بخش بزرگی از آن در اختیار ایران قرار میگیرد تا صرف بازسازی زیرساختها و جبران خسارات شود. ترامپ در اینجا عملاً پذیرفته است که هزینههای بازسازی را به شکلی غیرمستقیم تأمین کند تا بتواند از باتلاق جنگ خارج شود.
غیبت هستهای
عجیبترین بخش این توافق برای منتقدان ترامپ این است که ایران در این پیشنویس مطلقا هیچ تعهد هستهای نداده است. منطق این موضوع هم ساده است و هم چندین بار توسط تهران اعلام شده است که «مسئله هستهای نباید زیر سایه تهدید و بمباران مذاکره شود.» ایران تأکید کرده تا وقتی تجاوزات آمریکا به طور کامل متوقف نشود و رفع تحریمها به صورت ساختاری و واقعی حس نشود، نوبت به بحثهای فنی و هستهای نخواهد رسید. آمریکاییها که همیشه موضوع اورانیوم غنیشده را بهعنوان اصلیترین بهانه خود مطرح میکردند، حالا در این مرحله مجبور شدهاند فعلاً از این خواسته عقبنشینی کنند. ایران موضوع هستهای را به مرحله دوم (بعد از تثبیت صلح و رفع محاصره) موکول کرده است. برای ایران این موضوع که آمریکا در آینده چقدر به تعهداتش پایبند میماند، در درجه دوم اهمیت است؛ چرا که هدف فعلی شکستن محاصره، آزادسازی پولها و تثبیت حاکمیت بر آبهای سرزمینی است و اگر این مرحله به طور کامل انجام نشود خبری از مراحل بعدی نخواهد بود.
مخالفت تجزیهطلبان و شکاف در جمهوریخواهان
توافق احتمالی باعث شده تا حزب جمهوریخواه آمریکا بهشدت دچار تنش و دودستگی شود. درحالیکه خود ترامپ و برخی از نزدیکانش از پیشرفتهای بزرگ در مذاکرات و نزدیکی به یک «توافق صلح» صحبت میکنند، بخش دیگری از همحزبیهای او بهشدت نگران و منتقد هستند. چهرههایی مثل مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان به طور کامل از این حرکت حمایت کردهاند. جانسون معتقد است که تنها رهبری مثل ترامپ توانایی این را داشت که ایران را پای میز مذاکره بیاورد. از نظر این گروه، توافق در حال شکلگیری نشاندهنده قدرت و اقتدار آمریکا در سطح بینالمللی است و میتواند باعث امنیت بیشتر شود. در مقابل، سناتورهای بانفوذی مثل تد کروز و لیندزی گراهام بهشدت هشدار میدهند. حرف اصلی آنها این است که هرگونه توافقی که به ایران اجازه دهد کنترل خود را بر تنگه هرمز حفظ کند یا در آینده قدرتمندتر شود، یک «اشتباه فاجعهبار» خواهد بود. آنها نگرانند که این توافق باعث «تقویت گروههایی مثل حزبالله لبنان و مقاومت در عراق» شود. تندترین انتقادها از طرف مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق، مطرح شده است. او این توافق احتمالی را با سیاستهای دولت جو بایدن مقایسه کرده و میگوید این کار باعث میشود ایران به منابع مالی دسترسی پیدا کند و غنیسازی اورانیوم را ادامه دهد. پمپئو معتقد است به جای توافق، باید دسترسی ایران به پول را کاملاً قطع کرد و تواناییهای آن را از بین برد تا نتواند متحدان آمریکا را تهدید کند. مدیر ارتباطات کاخ سفید اما در واکنش به اظهارات پمپئو درباره توافق احتمالی با ایران گفت: «پمپئو اصلاً نمیداند درباره چه چیزی حرف میزند. او باید دهان گشادش را ببندد و کار واقعی را به متخصصان بسپارد.»
ترامپ در منگنه
در نهایت ترامپ خود را گرفتار در یک دوراهی سرنوشتساز میبیند. او از یکسو با خطر ضربههای مهلک به وضعیت اقتصادی آمریکا و شکست نظامی روبهروست و از سوی دیگر با اتهام «تسلیم شدن در برابر ایران» از سوی همحزبیهایش. متنی که اکنون روی میز است، درواقع تعهدی است برای بهرسمیتشناختن واقعیتهای میدانی که ایران تحمیل کرده است. این به جز با هماهنگی دیپلماسی و میدان میسر نمیشد. در صورت نهایی شدن توافق، ایران با هوشمندی توانسته است موضوع امنیت دریایی و اقتصاد را از موضوع هستهای جدا کند و بدون دادن امتیاز هستهای، محاصره را بشکند. حالا توپ در زمین ترامپ است؛ او یا باید امضای خود را پای این توافق بگذارد و با تبعات سیاسیاش در داخل آمریکا کنار بیاید، یا اینکه کشورش را به سمت یک بحران اقتصادی و نظامی عمیقتر ببرد که هیچ نقطه مثبتی برای او نخواهد داشت. باید دید آیا رئیسجمهور آمریکا جرئت نهایی کردن آن «نسخه ایرانی» را خواهد داشت یا خیر.
بازار ![]()