کرمان رصد - ایران / «کلید پیروزی در روزهای دشوار» عنوان یادداشت روز در روزنامه ایران به قلم محمود واعظی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
در روزهایی که ایران عزیز همچنان با پیامدهای جنگ ترکیبی و فشارهای اقتصادی روبهروست، کنش سیاسی و حکمرانی بیش از هر زمان دیگر نیازمند عقلانیت، خویشتنداری و پرهیز از افراطگرایی است. تجارب گذشته بهروشنی نشان داده است که کشور هیچگاه در بزنگاههای حساس، با شعارهای تند و هیجانهای زودگذر سیاسی، از بحرانها عبور نکرده است، بلکه همواره با اتخاذ تصمیمهای سنجیده، مبتنی بر عقلانیت و اعتدال، توانسته است بر بحرانها فائق آید و از آنها عبور کند. برآیند تجارب تاریخی فوق الذکر را امروز میتوان در نزدیکی و همگرایی جریانهای سیاسی میانهرو و معتدل مشاهده کرد؛ همگراییای که نه از سر همسانی دیدگاهها، بلکه برخاسته از درکی مشترک نسبت به اقتضائات کنونی کشور و ضرورت ترجیح منافع ملی بر رقابتهای جناحی است. این همگرایی، بیش از آنکه نشانه همفکری سیاسی باشد، بیانگر شکلگیری اجماعی منطقی بر سر حفظ ثبات، امنیت و فراهم آوردن زمینههای عبور کشور از شرایط دشوار کنونی است. جریانهای میانه رو، با وجود تفاوت در رویکردها و پیشینههای سیاسی، بیش از گذشته بر این واقعیت تأکید دارند که حفظ منافع ملی، بسط امنیت و ثبات کشور و بهبود معیشت مردم، بر هرگونه رقابت جناحی و ملاحظات سیاسی تقدمی ماهوی دارد. از همین منظر، «میانه روی» صرفاً یک اندیشه و جریان سیاسی یا تاکتیکی مقطعی نیست، بلکه در عرصه حکمرانی به مکتبی مبدل شده که بر پایه عقلانیت، واقعبینی و مسئولیتپذیری استوار است و در پرتو دههها تجربه مدیریت کلان کشور، به جریانی ریشهدار، مؤثر و متشکل از عقلا و نیروهای معتقد به حفظ و بسط بیقید و شرط منافع ملی منجر شده است. این همان تفکری است که با دوری از شعار، افراط و تفریط و پرهیز از هرگونه هیجان زدگی همواره پشتوانهای برای افزایش سرمایه اجتماعی، تحکیم انسجام داخلی و ارتقای قدرت کشور در رویارویی با چالشهای پیشرو بوده و هست. نشانههای این ضرورت را امروز میتوان در نزدیکی و همگرایی جریانهای سیاسی معتدل مشاهده کرد. البته تأکید میشود که این همگرایی الزاماً به معنای یکسان شدن آرا و اندیشههای سیاسی متکثر نیست؛ بلکه بیانگر درک مشترکی است که اعتقاد دارد حفظ نظام، حراست تمام قد از تمامیت ارضی، تأمین امنیت و توسعه معیشت و رفاه اجتماعی بر هرگونه رقابت غیر سازنده جناحی آن هم در ایامی غیر از انتخابات مقدم است. تندروی و یکجانبهگرایی، غالباً زاییده فضای هیجانی است؛ فضایی که در آن هیاهو بر خردورزی غلبه مییابد و صدای بلند، جای استدلال و منطق را میگیرد.
حال آنکه تصمیمگیری در سطح ملی، بویژه در بزنگاههایی چون جنگ یا مذاکره، مستلزم آرامش، محاسبه، آیندهنگری و نگاهی راهبردی است. در چنین شرایطی، آنچه میتواند منافع کشور را تضمین کند، نه واکنشهای احساسی و موضعگیریهای شتابزده، بلکه اتخاذ تصمیمهایی سنجیده، مبتنی بر عقلانیت و ارزیابی دقیق هزینه و فایده است. یکی از مهمترین آسیبهای تندروی و یکجانبهگرایی آن است که عرصه تصمیمگیری برای مسئولان تنگ و راههای حل مسأله محدود میشوند. هنگامی که هر تصمیم، پیش از آنکه مجال بررسی، اجرا و ارزیابی کارشناسانه بیابد، با موجی از حملات سیاسی و رسانهای روبهرو شود، فضای لازم برای ابتکار، گفتوگو، مذاکره و اتخاذ راهحلهای مؤثر بهتدریج از میان میرود. پیامد چنین وضعیتی، تعویق تصمیمهای ضروری، افزایش هزینههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و در نهایت، فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی است. از اینرو، افراطگرایی نهتنها خود راهحلی برای مسائل کشور ارائه نمیدهد، بلکه با محدود کردن ظرفیت تصمیمسازی و تصمیمگیری، توان نظام حکمرانی در حل مسائل را نیز به شکل قابل توجهی تضعیف میکند. نمونههای اخیر نشان داده که حتی توافق و تفاهمهایی که با هدف کاهش تنش، پایان دادن به جنگ و در راستای تأمین منافع ملی دنبال میشوند، گاه پیش از آنکه فرصت بررسی دقیق و ارزیابی کارشناسانه بیابند، در معرض مخالفتهای شتابزده و واکنشهای تند سیاسی از سوی اقلیتی پر هیاهو قرار میگیرند. حال آنکه در مسائل کلان کشور، داوری درباره هر تصمیم، پیش از هر چیز، باید بر پایه سنجش دقیق پیامدها، هزینهها و دستاوردهای آن صورت گیرد، نه بر مبنای هیجانهای مقطعی یا ملاحظات جناحی. پرسشگری و نقد، حق طبیعی جامعه و از الزامات پویایی نظام حکمرانی در عصر جدید است، اما میان نقد مسئولانه با تخریب سیاسی و برچسبزنی، تفاوتی بنیادین وجود دارد.
هماکنون ایران عزیزمان در مقطعی سرنوشتساز قرار گرفته؛ مقطعی که پایان جنگ، کاهش تنش و کاستن از فشارهای اقتصادی میتواند افقی تازه پیش روی کشور بگشاید و زمینه را برای حرکت در مسیر توسعه و ثبات پایدار فراهم سازد. تحقق این چشمانداز، بیش از هر زمان دیگری، در گرو تقویت وحدت و همبستگی ملی است. البته وحدت ملی به معنای نادیده گرفتن اختلافنظرها یا یکسانسازی دیدگاههای سیاسی نیست، بلکه به معنای توافق بر سر اصول و منافع بنیادینی است که همه جریانهای سیاسی، فارغ از گرایشهای فکری و جناحی، باید خود را نسبت به آنها متعهد بدانند. تنها در پرتو چنین اجماعی است که میتوان ظرفیتهای ملی را در مسیر عبور از چالشها و تأمین آیندهای باثباتتر و امیدبخشتر به کار گرفت. هر اندازه انسجام، همبستگی و اعتماد ملی تقویت شود، توان کشور در صیانت از منافع ملی، افزایش قدرت چانهزنی و مقابله مؤثر با تهدیدهای بیرونی نیز فزونی خواهد یافت. از سوی دیگر، میانه روی و اعتدال به معنای انفعال یا چشمپوشی از «اصول» نیست؛ بلکه ترجمان عقلانیت در عرصه حکمرانی و ترجیح مصلحت ملی بر هیجانهای جناحی است. میانهروی یعنی برگزیدن گفتوگو به جای تقابل، تعامل به جای تنش و آیندهنگری به جای منافع کوتاهمدت سیاسی است. کشوری که در پی توسعه، پیشرفت و ارتقای جایگاه خود است، ناگزیر به ثبات داخلی، تعامل سازنده با جهان، گسترش مناسبات اقتصادی، توسعه تجارت و بهرهگیری از فرصتهای بینالمللی نیاز دارد. در غیاب چنین رویکردی، حتی ارزشمندترین دستاوردهای امنیتی و نظامی نیز بهتنهایی قادر نخواهند بود به رشد اقتصادی، رفاه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی مردم بینجامند، زیرا توسعه پایدار، حاصل همافزایی امنیت، ثبات، عقلانیت و شکوفایی اقتصادی است. واقعیت این است که شاید تا کنون اجماع کامل بر سر میانه روی شکل نگرفته باشد، اما مسیر ناگزیر کشور به سوی همین اجماع است. ایران برای پایان دادن به جنگ تحمیلی، حل مشکلات اقتصادی و حرکت به سوی توسعه، راهی جز تقویت عقلانیت و همبستگی سیاسی ندارد. هرچه زودتر این واقعیت پذیرفته شود، هزینههای عبور از شرایط دشوار به شکل قابل توجهی کمتر خواهد بود. میانهروی امروز یک انتخاب سیاسی و شرط عبور ایمن ایران از گردنههای حساس و رسیدن به آیندهای باثباتتر و توسعهیافتهتر است.