پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
سیاسی

چگونه «دریا‌های دروازه‌دار» جایگزین نظم آمریکایی شدند؟

چگونه «دریا‌های دروازه‌دار» جایگزین نظم آمریکایی شدند؟
کرمان رصد - جنگی که برای تغییر نظام ایران طراحی شده بود، به فروپاشی ابهت نظامی آمریکا و شکل‌گیری ائتلاف‌های نوین راهبردی میان رقبا انجامید. حالا این اراده بومی ایران و یمن است که قواعد دریانوردی بین‌المللی را بازنویسی می‌کند.
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - جنگی که برای تغییر نظام ایران طراحی شده بود، به فروپاشی ابهت نظامی آمریکا و شکل‌گیری ائتلاف‌های نوین راهبردی میان رقبا انجامید. حالا این اراده بومی ایران و یمن است که قواعد دریانوردی بین‌المللی را بازنویسی می‌کند.

جنگی که برای تغییر نظام ایران طراحی شده بود، به فروپاشی ابهت نظامی آمریکا و شکل‌گیری ائتلاف‌های نوین راهبردی میان رقبا انجامید. حالا این اراده بومی ایران و یمن است که قواعد دریانوردی بین‌المللی را بازنویسی می‌کند.

کرمان رصد


#دکتر_حسن_عابدینی معاون سیاسی رسانه ملی و کارشناس ارشد مسائل بین الملل، پیامد‌های جنگ سوم تحمیلی رژیم‌های امریکایی – صهیونی به ارامی در حال جهانگیر شدن است. جنگی که با هدف تغییر نظام در ایران طراحی شده بود، اما نظام بین الملل را دچار تغییر کرده است. پیامدش هم زمینه سازی انتقال قدرت از غرب به شرق است که مولفه‌های ان هویدا شده است.
نخستین اثر این تحول در نظام بین الملل کم رنگ از بین رفتن سه گانه ابرقدرتی در مورد امریکاست:
۱-قدرت تمام کنندگی
ابرقدرت باید از توانایی برای پایان دادن به بحران‌ها یا فصل الخطاب بودن در تصمیم‌ها برخوردار باشد. اگر تحولات و رخداد‌های گیتی بررسی شود دریافته می‌شود که این ویژگی در مورد امریکا بشدت کاهش یافته است.
۲-قدرت اجماع سازی متحدان
ابرقدرت این توان را دارد که میان متحدانش بر سر برخی موضوعات ائتلاف سازی کند. کاخ سفید نتوانست کشور‌های اروپایی که از متحدان سنتی واشنگتن بودند یا حتی کشور‌های شرق دور که امنیت انان بخاطر قرار گرفتن زیر چتر اتمی امریکاست در بحران تنگه هرمز با خود همراه کند.
۳-قدرت اختلاف افکنی در رقبا
هنر ابرقدرت‌ها این است که از طریق تطمیع یا تهدید، توانایی ایجاد اختلاف میان رقبا را دارد. ایران، روسیه و چین سه دشمن یا دست کم رقیب امریکا هستند، اما کاخ سفید نه فقط نتوانسته میان انان اختلاف ایجاد کند بلکه انان در صدد ایجاد شراکت راهبردی هستند.
بسیار از ناظران تحولات بین المللی بر این باورند که امریکا باید توهم بازگرداندن " نظم نوین قدیم " را کنار بگذارد. سیاست تحریم که قدرتمندترین ابزار رژیم امریکا برای دستیابی به اهداف طی سه دهه گذشته بود دیگر کارایی لازم را ندارد یا با محدودیت زیادی مواجه شده است. این دگرگیسی پیامد‌هایی در بر داشته است:
۱- تنگه هرمز شروع دریا‌های دروازه دار
جمهوی اسلامی ایران بیش از یکصد روز حاکمیت بر تنگه هرمز را در دست دارد. شناور‌ها برای گذر از ان باید اطلاعات لازم در مورد نوع کشتی، محموله و مالکیت را به مدیریت دریانوردی ایران اطلاع دهند تا نیروی دریایی سپاه پاسداران اجازه عبور از مسیر مشخص داده شود.
در این نظم نوین، " دریا‌های دروازده دار " جایگزین " دریای ازاد " می‌شود که امریکا نتواند ازادانه منافع کشور‌های مستقل را تهدید کند.
۲-فروپاشی کدخدایی دریا‌ها
کاخ سفید پیشتر با ابزار تحریم، کشور‌ها را در دو راهی تسلیم یا فروپاشی قرار می‌داد، اما اینک برای عملیاتی کردن تحریم ضد جمهوری اسلامی مجبور به لشکر کشی ناوهایش و بازرسی کشتی به کشتی در دهانه دریای عمان شده است.
این اقدام بیانگر فرو پاشی فرماندهی امریکا در حوزه قلمرو‌های مشترک است. امریکا پیش از این به اتکای نیروی دریایی و هوایی فرمانده خودخوانده آب‌های ازاد بود که هیمنه اش در حال افول است.
۳-تحول اقتصاد دفاع و تهاجم
امریکا با جنگ ضد ایران خواسته یا ناخواسته وارد دالان تاریک زور ازمایی تجهیزات گران قیمت با امکانات کم هزینه شده است که برنده این نبرد نامتقارن شگفت انگیز است. امریکا ناچار است برای مقابله با پهپاد‌های ارزان قیمت رزمندگان یمنی، میلیون‌ها دلار هزینه هدر بدهد. موشک‌های پاتریوت ۳ میلیون دلار هم صرف مقابله با پهپاد شاهد چند هزار دلاری می‌کند. این ناترازی بنیادی دیر یا زود با قدرتمندترین ارتش جهان را بتدریج فرسایش یا خانه نشین می‌کند.
۴- ظهور بازیگران جدید
رویداد‌های جدید از یک سو دایره نفوذ امریکا در دریا‌ها را محدود کرده و از دیگر سو بازیگران جدید، این خلا قدرت را پر می‌کنند. بازیگران جدید بدون ناوگان جنگی براحتی قادرند ناو‌های هواپیمابر افسانه‌ای امریکا را صد‌ها کیلومتر به عقب برانند. ارتش یمن با پهپاد‌ها و موشک‌های ارزن قیمت توانسته است بر امد و شد تنگه باب المندب نظارت کند که یک رسوایی راهبردی برای پنتاگون پر مدعاست.
جمهوری اسلامی ایران با بهره گیری از اراده و توان بومی و نامتقارن در حال نوشتن و تثبیت معادله جدیدی از قدرت است که ثمره ان گذر شناور‌ها از تنگه هرمز در چارچوب ترتیبات ایران است. رفت و امد شناور‌ها از تنگه باب المندب هم در صورت نیاز بدون مجوز نیرو‌های مسلح یمن میسور نخواهد بود. نکته جالب ان است که یمن و ایران در یک محور قرار دارند پس مدیریت تنگه‌ها روز بروز حوزه مانور امریکا را تنگ‌تر می‌کند. باذن الله*


نظرات شما