کرمان رصد - استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه و دبیر شورای روابط خارجی گفت: رویکرد امنیتی ایران از «انتظار برای وقوع تهدید» به «اقدام پیشگیرانه و تهدیدزدایی پیش از عملی شدن خطر» تغییر کرده است. رویکردی که در آن مذاکره و میدان، همزمان قابل جمعاند و دفاع از منافع ملی، حتی در حین دیپلماسی، منتفی نمیشود.
استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه و دبیر شورای روابط خارجی گفت: رویکرد امنیتی ایران از «انتظار برای وقوع تهدید» به «اقدام پیشگیرانه و تهدیدزدایی پیش از عملی شدن خطر» تغییر کرده است. رویکردی که در آن مذاکره و میدان، همزمان قابل جمعاند و دفاع از منافع ملی، حتی در حین دیپلماسی، منتفی نمیشود.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، به مناسبت عملیات موفق نصر، آقای دکتر جلال دهقانی فیروزآبادی با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری، این عملیات را نشانه بازبینی در راهبرد دفاعی ایران دانست. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سؤال: عملیات نصر به جهات مختلف بسیار حائز اهمیت است. برخی اهمیت آن را در این می بینند که شاید این اولین باری است که ایران به علت تعرض به نقطه ای خارج از مرزهای ایران وارد حمله نظامی می شود، آغازکننده و پایان دهنده این حمله ایران است و به لحاظ نظامی هم عبور این موشک ها در آغاز این حمله بعد از بازآرایی که رژیم روی پدافندهایش داشت و خط آتشی که در اردن تعریف کرده بود، اصابت های موفقی که اتفاق می افتد جزء دستاوردهای نظامی است اما به لحاظ راهبردی تحمیل این معادله از همه اینها فراتر است و ایران معادله جدیدی را تعریف کرده است. از منظر شما ابعاد این معادله چه است؟
دهقانی فیروزآبادی: همانطور که اشاره شد خود نفس عملیات حائز اهمیت است و بیانگر حداقل بازتعریف و بازبینی در راهبرد دفاعی ایران است. تاکنون بیشتر راهبرد دفاعی ما، دفاع فعال بود. یعنی پیشگیری از تجاوز، البته به نوعی بازدارندگی پیشینی.
بعد از جنگ رمضان و قبل از عملیات نصر، تغییر مهمی در راهبرد دفاعی ما صورت گرفته بود. مبنی بر بازدارندگی پسینی. یعنی به فرض اینکه اگر دشمن مرتکب حمله به ایران شد بتوانیم چنان واکنش نشان دهیم و از ایران دفاع کنیم که هزینه های تحمیلی ناشی از این واکنش معادلات و محاسبات، دشمن را به این جمع بندی برساند که تجاوز هزینه های بیش از حد و انتظار داشته که او محاسبه کرده بود. بی تردید در دو بعد حائز اهمیت بود که رئیس جمهور آمریکا هم صراحتاً اعلام کرد.
یک اینکه بیان کرد ما فکر نمی کردیم ایران تنگه هرمز را ببندد. البته من بارها گفته ام ما تنگه هرمز را نبسته ایم. تنگه هرمز به علت تجاوز آمریکا و رژیم صهیونی بسته شد. بنابراین الان هم وقتی صحبت از بازگشایی تنگه هرمز می کنیم، اولین پیش شرط آن این است که عاملی که باعث ناامنی شده، از بین برود که این پایان جنگ می شود.
دوم اینکه جمهوری اسلامی ایران قبل از جنگ رمضان هم اعلام کرده بود که اگر تجاوزی به ایران صورت گیرد، جنگ منطقه ای خواهد شد. اینجا تأکید می کنم نه اینکه ما جنگ را منطقه ای می کنیم، با توجه به ماهیت صحنه، جنگ به صورت طبیعی منطقه ای می شود. چون من اصرار دارم نگوییم ما جنگ را منطقه ای کردیم و تنگه هرمز را بستیم، عامل آن تجاوز آمریکا و رژیم صهیونی به ایران بوده است که طبیعتاً این پیامد را داشت که هر عاقلی می تواند پیش بینی کند.
بنابراین اینکه به صورت طبیعی جنگ منطقه ای شد، بیانگر این بود که در راهبرد دفاعی ما بازنگری یا بازبینی شده بود مبنی بر اینکه ما دفاع فعال می کنیم یعنی بازدارندگی پیشینی و بازدارندگی پسینی.
فکر می کنم راهبرد دفاعی و امنیت ملی ایران الان وارد مرحله جدیدی تهدیدزدایی شده. یعنی تهدید را قبل از آنکه عملی شود با آن مقابله می کنیم که گاهی از آن به نام پیش دستی یاد می شود. یعنی اقدام پیش دستانه می کنید قبل از اینکه مورد تجاوز قرار گیرید. به بیان دیگر می شود گفت که نوعی پیشگیری از وقوع حمله و تهدیدزدایی است که حائز اهمیت بسیاری است که ما با توجه به سوابقی که در مذاکرات داشتیم و دو بار خیانتی که آمریکایی ها به دیپلماسی کردند و دو بار به میز مذاکره حمله کردند، هیچ بعید نبوده که برای بار سوم هم مرتکب همچنین اقدام و عملی شوند.
بنابراین برای اولین بار دوگانه مذاکره و میدان که ممکن است برای دشمن تداعی شده باشد، در عمل باطل شد که ما در حین مذاکره و دیپلماسی، اگر ایران احساس کند که منافع و امنیت ملی اش به خطر افتاده است، به صورت همزمان می تواند اقدام نظامی هم داشته باشد. بنابراین مذاکره نافی دفاع از کشور نیست. این می تواند نوعی اقدام پیشگیرانه هم باشد برای اینکه برای بار سوم به میز مذاکره حمله نشود.
می توانیم بگوییم مرزهای امنیت ملی ایران را هم فراتراز مرزهای جغرافیایی تعریف کرده ایم. در روابط بین الملل بیشتر تحت عنوان اتحاد و ائتلاف از این شرایط یاد می کنند که بعضی کشورها و بازیگران درست است که بازیگران و کشورهای مستقلی هستند ولی در پیمان رسمی یا گاهی به صورت غیر رسمی متحد همدیگر هستند، شناخته می شوند. نمونه های سنتی ائتلاف های رسمی، پیمان آتلانتیک شمالی ناتو است که طبق ماده 5 آن، اگر به یکی از کشورهای عضو حمله شد دیگران موظف به دفاع از آن عضو هستند. در مورد ایران و آنچه که ما محور مقاومت می نامیم، غربی ها از آن تحت عنوان نیروهای نیابتی ایران یاد می کنند. رهبر شهید انقلاب فرمودند ما در منطقه یک نیروی نیابتی داریم آن هم رژیم صهیونی است به نیابت از آمریکا. اینها علی البدل همدیگر هستند. گاهی او به جای دیگری عمل می کند و گاهی دیگری به جای او است که در مورد ایران هم حداقل در دو تجاوزی که صورت گرفت توأمان بوده است.
پس این نوعی اتئلاف دفاعی محسوب می شود که اگر به یکی از اعضاء تجاوز شد یا یکی از اجزاء مورد تجاوز و تهاجم قرار گرفت، دفاع از همه مسئولیت همگان است. گاهی می گوییم دفاع و امنیت دسته جمعی براساس آن اصل یکی برای همه، همه برای یکی. در جریان جنگ رمضان که شاید بی سابقه بود، صحبت از وحدت میدان ها قبلاً هم می شد، به عربی می گویند وحدت ساحات. ولی شاید برای اولین بار بود که وحدت فرماندهی اتفاق می افتاد یا فرماندهی واحد. مثل یگان های مختلفی است که تحت فرماندهی واحدی تقسیم کار و هماهنگی بسیار حائز اهمیت بود و آن معادله ای که برقرار شده به نظر من یک بخش آن این است که ایران منتظر نمی ماند تهدید بالفعل شود در مقابل آن اقدام کند، بلکه دفاع فعال مبنی بر تهدیدزدایی قبل از اینکه آن تهدید بتواند عملی شود.
سؤال: طبق شروط 5 گانه که ایران تعریف کرده بود که شرط اول آن پایان جنگ هم در ایران و هم در لبنان است، رسماً الان پایان جنگ مشروط شده به رسمیت شناختن این یکپارچگی جبهه؟
دهقانی فیروزآبادی: بله. علاوه بر اینکه بیشتر بحث های گمانه زنی یا تفسیری است که ما از شرایط جدید می کنیم ولی آنچه که روی کاغذ است و یکی از مهمترین پیش شرط های ایران قبل از آغاز مذاکرات اسلام آباد بود که یکی دو روز هم تأخیر شد. چون شرایطی مثل دیروز و امروز برقرار بود که رژیم صهیونی پایبند به تعهداتی که نائب اش کرده بود نبود. یعنی آمریکا به نیابت از رژیم صهیونی تعهد داده بود و او به تعهدش عمل نمی کرد. الان اولین ماده طرح 14 ماده ای که ایران به طرف آمریکایی ارائه داده که تا الان ده بار هم بین طرفین رد و بدل و اصلاح شده، آن اولین ماده است. پایان قطعی جنگ در همه جبهه ها.
از همان روز اول نتانیاهو و رژیم صهیونی در پی این بودند که این تثبیت نشود. یعنی همان روز مذاکرات، به صورت عملی بگوید من این را قبول ندارم، اگر قبول داشتم که همان روز حمله نمی کردم. این موضع رژیم صهیونی بوده که از همان اول این وحدت ساحات یا آتش بس در همه جبهه ها را می خواسته عملاً نفی کند و از همان روز هم بر همان سیاق با شدت و ضعف عمل کرده است. یعنی ما شاهد نقض آتش بس رژیم صهیونی بوده ایم و به صورت سینوسی شدت، پرشدت، پایین، ولی او می خواهد رویه ای را ایجاد کند مبنی بر اینکه من قائل به وحدت آتش بس در همه جبهه ها نیستم. اعتقاد من این است که موضع ترامپ هم این استکه صراحتاً اعلام کرده بود می خواهیم لبنان را از آتش بس جدا کنیم، آتش بس در ایران و لبنان. یعنی موضع یکی است ولی او تلاش می کند این را کنترل کند.
سؤال: به نظر می رسد همان اقدامی که آمریکایی ها در تنگه هرمز انجام می دهند که حاکمیت ایران را به رسمیت نشناسند، روش های مختلف را برای عبور شناورها تست می کنند. این طرف هم برای وحدت جبهه ساحات روش های مختلفی را تست می کند که این یکپارچگی جبهه را به رسمیت نشناسند و معادله تثبیت نشود؟
دهقانی فیروزآبادی: بله. طبیعتاً شرایطی که ما داریم فراتر از هم آوردی است. جنگ به نوعی تمام شده و از طرف دیگر تمام نشده است. چون این آتش بس موقت، یک طرفه و حتی بسیار شکننده است و وضعیت نه جنگ و نه صلح است. بنابراین هر دو درحال جنگ هستیم. اعتقاد من این است که ما از منطقه قرمز وارد منطقه خاکستری شده ایم. یعنی ایران و آمریکا در منطقه خاکستری دارند با هم می جنگند و آستانه تحمل دیگر را می سنجند که مرزها و خطوط قرمز تا کجا است. قبل از عملایت نصر ما را تست کردند که اگر از این خط قرمز عبور کنیم واکنش ایران چگونه است؟ به نظر من یکی از هوشمندی های دفاعی که صورت گرفت اینکه درست است الان ما در منطقه خاکستری با هم می جنگیم، اسم آن را جنگ کم شدت بگذاریم. جنگی که آستانه درد و تحمل دو طرف به گونه ای است که عکس العملی نشان نمی دهند که وارد منطقه قرمز شوند، زیر آستانه می جنگند.
به اعتقاد من بعد از جنگ رمضان گستره قلمرو منطقه خاکستری زیادتر شده است. آمریکایی ها یک مقدار خط شان را در منطقه عقب تر برده اند. واکنش ترامپ به هر دلیلی، من نمی خواهم بگویم موضع نتانیاهو و ترامپ دو تا است، کلاً از اول هم اعتقاد داشتم اینها یکی هستند و یک جایی هم گفته ام اسرائیل می شود آمریکا پلاس.
سؤال: ولی امروز ونس معاون رئیس جمهور آمریکا، در مصاحبه ای گفته بود ممکن است جاهایی با رژیم صهیونی دچار اختلاف در منافع باشیم، آیا فکر می کنید ایت را به لحاظ رسانه ای مطرح می کنند یا واقعاً شکافی در بین این دو وجود دارد؟
دهقانی فیروزآبادی: اینکه می گوییم اهداف اینها یکی است به این معنا نیست که در هیچ زمینه ای اختلاف ندارند. در زمینه های تاکتیکی، منافع فرعی و حاشیه ای، اختلاف دارند. اما هر دوی اینها معتقد هستند که باید در ایران تغییر رژیم صورت بگیرد. از اول در زمان دموکرات ها و جمهوری خواهان بوده است. اختلاف بر سر این است که چه طوری؟ اختلاف بر سر اصل هدف و موضوع نیست، اختلاف بر سر چگونگی و شیوه ها و ابزارها است که گاهی می گفتند از طریق مهار می توانیم این کار را انجام دهیم. گاهی می گفتند از طریق تعامل، درگیری یا برقراری ارتباطات با ایران. آن بالاترین سطح هدف استراتژیک، اصلاً بگوییم تغییر رفتار.
آمریکایی ها صحبت از تغییر ساختار و تغییر نظام می کنند. که حداقل تغییر رفتار است. بله اختلاف وجود دارد که با ایران چگونه رفتار کنند. یکی می گوید مذاکره کنیم. یکی می گوید محاصره کنیم. یکی می گوید تحریم کنیم و یکی می گوید حمله کنیم و همه را هم آزمودند. قبل از زمان بوش پسر و بعد از زمان اوباما می گفتند همه گزینه ها روی میز است. الان هرچه گزینه روی میز بوده را اعمال کردند و به هیچکدام از آنها هم نرسیدند. البته باید توجه داشته باشیم در آمریکا درخصوص میزان حمایت آمریکا از اسرائیل، چگونگی حمایت از اسرائیل، ممکن است اختلافاتی وجود داشته باشد ولی در اصل اینکه مهمترین هدف آمریکا در منطقه حفظ امنیت رژیم اسرائیل است، تفاوتی وجود ندارد.
اینکه چگونه و تا چه اندازه، آیا حمایت بی قید و شرط. ما روی چگونگی اینکه او برای ما عمل کند، هیچ نظارتی نداشته باشیم یا چرا. الان سالی بیش از 3 میلیارد دلار کمک بلاعوض می شود، کمک های تجهیزات و تسلیحات و در همین جنگ رهگیری موشک ها و این همه کمک هایی که شده، در اینها اختلافی وجود ندارد. ولی اینکه ما اینقدر کمک بلاعوض می کنیم چقدر در تصمیم گیری های نایب مؤثر باشد، بله اختلاف وجود دارد. در آمریکا اصطلاحی است و معمولاً در روابط آمریکا با رژیم صهیونی به کار برده می شود. سال ها پیش خاطرم است از موضع انتقادی که بدون قید و شرط هم حمایت مالی و نظامی و تسلیحاتی نداشته باشیم و کنترلی هم داشته باشیم. یکی از نویسندگان آمریکایی نوشته بود طبیعتاً سگ دم اش را می جنباند ولی الان رابطه ما به گونه ای شده که دم دارد ما را می جنبابد، یعنی او تصمیم می گیرد و اقدام می کند. به نظر من مصداق بارز این نوع رابطه یک جانبه در زمان ترامپ و نتانیاهو شکل گرفته است. یعنی بیشترین این رابطه نامتوازن و نامتعالی که جزء دارد کل را می چرخاند و هدایت می کند، صورت گرفته است. الان ممکن است در این اخبار هم بود و به نوعی هم تأیید شد که پس از اینکه رژیم اسرائیل به ضاحیه لبنان تجاوز کرد که ما عکس العمل نشان دادیم، ظاهراً در تماس تلفنی، ترامپ خیلی تند می شود و به نوعی توهین هم می کند به نتانیاهو برای این که می گوید چرا بازی من را دارید بهم می زنید؟ شما دارید کاری که می شود با هزینه کمتر انجام داد، دارید هزینه را بالا می برید.
سوال: یعنی شما معتقدید که رژیم مستقلا این عملیات را انجام می دهد؟
دهقانی فیروزآبادی: نه اصلا نبوده
سوال: پس چرا این دعوای تلفنی اتفاق می افتد؟
دهقانی فیروزآبادی: تحلیل من است که در اثر همین وحدت آتش بس یا آتش بس در همه جبهه ها که نتانیاهو از اول هم مخالف بود، قبل از این عملیات گسترده ای که به ضاحیه شد حتی بعد از آن هم می دانید در لبنان دارد عملیات می کند. تحلیل من این بود که شاید نتانیاهو به ترامپ اعتراض کرده که تفاهمی که تو می خواهی بگیری دست من را می بندد و احتمالا ترامپ گفته یک هفته به تو فرصت می دهم هر کاری می خواهی بکنی تمام کن. بنابراین یک احتمال این است که تو زیاده روی کردی یا قرارمان این نبود، ولی این که می گوید ما نمی دانستیم و دیر ... من اصلا اعتقاد ندارم. یعنی قطع به یقین با اطلاع ترامپ بوده، بحث سر اختلافات بود که مثلا من به این اندازه به تو مجوز دادم تو زیاده روی کردی و نکته بسیار مهم این است که پس چه شد؟ آمریکا و اسرائیل به نظر من در اهداف راهبردی اتفاق نظر دارند بخصوص درباره ایران.
سوال: تاکتیک هایشان با هم فرق می کند.
دهقانی فیروزآبادی: بعضی وقت ها کمتر از تاکتیک هم هست. یعنی در اقدامات و سیاست های روزمره ممکن است با هم اختلاف پیدا کنند و اگر می گوید منافع، ما می گوییم منافع وجودی، منافع حیاتی، منافع کم حاشیه و منافع بسیار کم اهمیت. بنابراین وقتی می گوید در بعضی منافع اختلاف داریم نه در منافع راهبردی که ما دچار سوءمحاسبه نشویم نه در اهداف تاکتیکی، ...
سوال: نکته مهم دیگر که باز در عملیات نصر اتفاق افتاد، پیش از این ایران در قدم اول حاکمیت خودش را بر تنگه هرمز تثبیت کرد، بعد در بحث پایان جنگ به نوعی در راهبردهای امنیت ملی خود تغییراتی داده و بحث اتحاد این جبهه ها، محور مقاومت یا جبهه مقاومت. در جنگ رمضان با هماهنگی که اتفاق افتاده بود یمنی ها خیلی وارد ماجرا نشدند اما در عملیات نصر این ها هشداری دادند به رژیم صهیونیستی راجع به حضور شناورهایشان در دریای سرخ که اگر بیاید می زنیم و به نظر می رسد ایران از همین الان دارد زمزمه های باب المندب را هم می کند که اگر ادامه دار باشد، ظرفیت بعدی تنگه هرمز است. جبهه مقاومت که به وحدت و یکپارچگی رسیده بعدی باب المندب است و همین طور فهرستی که به آن اضافه می شود.
دهقانی فیروزآبادی: همین طور است، تغییر فاز یا بازبینی شده. چون استراتژی ها با توجه به شرایط، خودشان را باید سازگاری دهند. ایستا که نیست پویا است. یعنی صحنه های نبرد تحولاتی که در منطقه و در دنیا اتفاق می افتد بخصوص در جنگ که اتفاق می افتد ایجاب می کند که ما با شرایط جدید خودمان را وفق دهیم.
شاید تا الان ایجاب می کرده دفاع فعال داشته باشیم الان مقابله پیش دستانه با تهدید. تعریف جنگ پیش دستانه هم این است که اگر دشمن آماده ضربه زدن به شما است این را می توانید برخورد کنید. بنابراین می توانیم با تهدید عینی مقابله کنیم. ولی در مورد عملیات ها، نیروهای مسلح ما هشدار داده بودند که این دفعه جنگ فرامنطقه ای خواهد بود. یعنی شما وقتی در فاصله هزار کیلومتری محاصره دریایی می کنید، احتمالا مرز جنگش می رود هزار کیلومتر آن طرف تر خارج از منطقه می شود. پس شما نگویید ایران می خواهد جنگ را فرامنطقه ای کند، نه جنگ فرامنطقه ای می شود. باز شما شروع کردید. یعنی شما محاصره را در هزار کیلومتری مرزهای ما ایجاد می کنید، ما هم در هزار کیلومتری از خودمان دفاع می کنیم پس این طبیعتا فرامرزی می شود. ولی آیا خارج از اراده و اختیار جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مقاومت است؟ نه.
ما باید تصمیم بگیریم که الان دشمن جنگ را فرامنطقه ای کرده ما از خودمان دفاع کنیم یا نکنیم؟ تقسیم کار یا تقسیم فازی هم شده بود در جنگ رمضان که ما حتی در کاربرد تسلیحات و تجهیزات هم، جدول و زمان بندی داشتیم. بر اساس آن لیست یا بانک اهدافی که تعریف کرده بودیم در نوع تسلیحات در نوع موشک، زمان آن، مکان آن، نوع عملیات این ها همه برنامه ریزی شده است، چه تعداد شلیک می شود. کجا شلیک می شود. به کجا حمله شود. یک عامل تعیین کننده که کجا به ما حمله شده؟ طبیعتا ما به آنجا حمله خواهیم کرد و دفاع می کنیم. اگر از پایگاهی در یک کشور همسایه به ما حمله شده که در همین آتش بس هم یکی دو مورد اتفاق افتاد، مقابله به مثل می کنیم. چشم در مقابل چشم. خودشان می گویند این به جای آن، حالا مقابله به مثل می تواند متقارن یا نامتقارن باشد. یکی از ویژگی های جنگ رمضان هم عدم تقارن است. این طور نیست که اگر به پالایشگاه شما حمله شد شما هم به پالایشگاه ... بله می تواند متقارن یا نامتقارن باشد. شاید قبل از اعلام موضع یمنی ها و انصارالله بود. یکی از دوستان به من گفت: چرا جبهه مقاومت در یمن فعال نمی شود؟ بحثی که داشتیم این بود که جبهه مقاومت به تناسب فعال می شود و ما هم ...
سوال: یعنی ظرفیت ها بنا نیست یک جا به میدان بیاید؟
دهقانی فیروزآبادی: یکجا نمی خواهد و به صورت زمان بندی مرحله بندی. کی و کجا؟ مثلا عملیات نظامی که می شود وظیفه هر کسی مشخص است. یکی خط می شکند، یکی پدافند می کند، یکی هوایی است، یکی هوانیروز است، یکی یگان توپخانه است. این ها همه قرار نیست یک کار کنند همه این ها هدف واحدی دارند. بنابراین وحدت فرماندهی که حاکم شد تعیین می کند کی، کجا و چگونه وارد عمل شود. بنابراین تازه جبهه یمن هم کاملا فعال نشده، فقط اعلام کرد که در شرایط خاصی ممکن است وارد ...
سوال: هشدارش را داد. یعنی عملیات نصر هشدار باب المندب را داد که باید دریافت کنند.
دهقانی فیروزآبادی: العاقل یکفیه الاشاره و واقعیت است که آن شبهه ای هم که ایجاد شده بود پس چرا عمل نمی کند به موقع؟ یکی از بحث های بسیار مهم در جنگ و صلح و در مذاکره و این ها صبر استراتژیک است. البته صبر استراتژیک به معنی بی عملی نیست چون بعضی اشتباه می کنند. یعنی وقتی نمی خواهند اقدامی کنند می گویند صبر استراتژیک. صبر استراتژیک به معنی این که شما دارید دفاع می کنید منتها دفاع هوشمندانه، فعالانه، متناسب و متناظر و البته در مورد ما نامتقارن که کجا را چگونه ...
سوال: یعنی ظرفیت ها بنا نیست یک جا به میدان بیاید؟
دهقانی فیروزآبادی: یکجا نمی خواهد و به صورت زمان بندی مرحله بندی. کی و کجا؟ مثلا عملیات نظامی که می شود وظیفه هر کسی مشخص است. یکی خط می شکند، یکی پدافند می کند، یکی هوایی است، یکی هوانیروز است، یکی یگان توپخانه است. این ها همه قرار نیست یک کار کنند همه این ها هدف واحدی دارند. بنابراین وحدت فرماندهی که حاکم شد تعیین می کند کی، کجا و چگونه وارد عمل شود. تازه جبهه یمن هم کاملا فعال نشده، فقط اعلام کرد که در شرایط خاصی ممکن است وارد ... بعد از جنگ رمضان هم به لحاظ راهبردی هم تاکتیکی چه در حوزه عملیات و چه در میدان و حتی در مورد دیپلماسی ما تغییر روش دادیم و این متناسب با پویایی های جنگ است. حتی در مورد دیپلماسی و مذاکره و این ها هم همین که ما پیش شرط گذاشتیم، شروط را اعلام کردیم. این نشان از این می دهد که مذاکره، مذاکره فعال است. کی، کجا، سر چه؟ دستور مذاکره چیست؟ چه کسانی مذاکره می کنند؟ ما تعیین می کنیم.