کرمان رصد - تحولات اخیر منطقه و بهویژه عملیات «نصر»، از یک چرخش راهبردی بیسابقه در هندسه امنیتی غرب آسیا پردهبرداری کرده است.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، تحولات اخیر منطقه و بهویژه عملیات «نصر»، از یک چرخش راهبردی بیسابقه در هندسه امنیتی غرب آسیا پردهبرداری کرده است. ورود مستقیم جمهوری اسلامی ایران به میدان نبرد با رژیم صهیونیستی در پی تجاوزات این رژیم به ضاحیه بیروت، نه یک اقدام مقطعی، بلکه نقطه عطف جدیدی در تثبیت دکتریون «جبهه یکپارچه مقاومت» به شمار میرود.
اطلاعیه صریح و شفاف قرارگاه خاتمالانبیاء در اعلام پایان عملیات نصر، حاوی یک پیام راهبردی برای تلآویو و واشنگتن بود: «ادامه تجاوزات به لبنان، خط قرمزِ غیرقابل تغییر شبکه مقاومت است.»
۱. توازن وحشت جدید: یکپارچگی در برابر یکپارچگی
معادله جدیدی که امروز در منطقه سایه افکنده، بر پایه یک اصل کلیدی استوار است: ** «حمله به یک عضو، حمله به کل شبکه است.» ** این راهبرد که پیش از این در ادبیات تئوریک مقاومت مطرح بود، اکنون نمود عینی یافته است:
ورود رسمی یمن به معادله لبنان: اعلام سیاست میدانی جدید ارتش یمن مبنی بر هدفگیری شناورهای صهیونیستی در دریای سرخ در صورت تداوم تجاوز به خاک لبنان، رونمایی عملی از این همافزایی بود.
مسئولیت مشترک جبهه دشمن: از این پس، مسئولیت شرارت هر یک از اجزای جبهه غربی-صهیونیستی بر عهده تمام اعضای آن خواهد بود. اگر دشمن با اتکا به ظرفیتهای ائتلافی خود دست به تجاوز بزند، جبهه مقاومت نیز حق مقابله همهجانبه با دشمن و متحدانش (از جمله کشورهایی که خاک خود را در اختیار متجاوز قرار میدهند) را محفوظ میدارد.
باید توجه داشت که این مدل از کارآمدی، فرآیندی تدریجی است. همانطور که جبهه متحد دشمن طی چند دهه و با همافزایی ظرفیتهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی شکل گرفته، جبهه یکپارچه مقاومت نیز گامبهگام به سمت بلوغ و هماهنگی کامل حرکت میکند. گام نخست این همافزایی در جریان «جنگ تحمیلی سوم» و با ورود بازوهای لبنانی و عراقی برای حمایت از ایران برداشته شد و گام دوم آن، ورود مستقیم ایران برای صیانت از بیروت بود. این در حالی است که هنوز همه اجزا و امکانات جبهه مقاومت بهطور کامل وارد میدان نشدهاند.
تضمین بزرگ راهبردی: بر اساس شروط ایران برای پایان جنگ که بارها مورد تاکید رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفته، جنگ ایران و آمریکا پایان نخواهد یافت مگر آنکه تجاوزات به کل جبهه یکپارچه مقاومت فوراً متوقف شود. این شرط، محکمترین تضمین برای صیانت از کل شبکه مقاومت است.
۲. راستیآزمایی پیشینی؛ نقض آتشبس لبنان و افق دیپلماسی با آمریکا
در حالی که تبادل پیام میان ایران و آمریکا برای دستیابی به یک تفاهم جامع جهت پایان دادن به جنگ جریان دارد، رفتار رژیم صهیونیستی در میدان لبنان یک زنگ خطر جدی است. نقض مکرر آتشبس در لبنان توسط تلآویو، پیشدرآمدی بر میزان پایبندی محور غربی به تعهدات احتمالی آینده است.
اگر آمریکا و متحد جنایتکارش در شرایطی که هنوز توافقی حاصل نشده اینگونه تعهدات اولیه را زیر پا میگذارند، چگونه میتوان به اجرای تعهدات کلان غربیها در آینده دل خوش کرد؟ تعهداتی نظیر:
* لغو کامل محاصره دریایی و رفع همه تحریمها
* آزادسازی اموال بلوکهشده ایران
* لغو قطعنامههای ضدایرانی و پرداخت غرامتهای جنگ
سرنوشت تمامی این بندها میتواند به سادگیِ نقض آتشبس فعلی در لبنان دچار فروپاشی شود. بنابراین، خوشبینی مفرط در فضای دیپلماتیک، یک خطای محاسباتی خواهد بود.
۳. نتیجهگیری: میدان، تنها تضمین معتبر توافق
منطق راهبردی حکم میکند که ایران علاوه بر گنجاندن مکانیسمهای سختگیرانه حقوقی در متن تفاهم، ** «معادله بازدارندگی معتبر» ** خود را در زمین میدان حفظ کند.
تجربه عملیاتهای اخیر نشان داد که تنها زبان مفهوم برای دشمن، ** «پاسخهای غیرمتقارن، غیرقابلپیشبینی و برهمزننده محاسبات» ** است. همانطور که این راهبرد پاتکهای سنگین توانست رژیم صهیونیستی را از ادامه نابودی ضاحیه عقب براند، تداوم صلب و مقتدرانه آن در میدان نیز تنها ابزار کارآمد برای وادار کردن دشمن به توقف کامل اشغالگری و تجاوز در جنوب لبنان و تضمین نهایی هرگونه توافق سیاسی با واشنگتن خواهد بود. نبرد امروز، نبرد ارادهها در زمین بازی است که قواعد آن را مقاومت بازنویسی میکند.