کرمان رصد - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ماجرای اینترنت سفید در چند سطح و از چند بعد قابل بررسی است. فارغ از بحثهای اخلاقی درباره دسترسی به این نوع از سیمکارت یا استفاده از آن، جامعه پیام روشنی را درباره این موضوع مخابره کرده است
جنجال اینترنت سفید در ایران در روزهای اخیر دوباره فضای داخلی سیاسی را دوقطبی و البته یک بار دیگر فضای تند توییتر فارسی را نمایان کرد. ماجرا از یک آپدیت فنی در شبکه ایکس شروع شد که امکان نمایش محل و موقعیت و لوکیشن اتصال هر کاربر را نمایش میداد. همین شد که انتشار قابلیت «About This Account» (درباره این حساب) در شبکه اجتماعی ایکس که محل استقرار حساب کاربری را نشان میدهد، طی چند روز گذشته فضای «توییتر فارسی» را به میدان نزاع سیاسی بین طیفهای مختلف سیاسی داخلی و البته خارجی تبدیل کرد. اینترنت سفید یا سیمکارت سفید اصطلاحی است که برای سیمکارتهایی استفاده میشود که فیلتر نیستند. سیمکارت بدون فیلتر که به آن سیمکارت سفید هم میگویند، هیچ محدودیتی ندارد و هیچ فیلتری بر آن اعمال نشده است؛ بنابراین گوشی یا تبلتی که از این سیمکارت استفاده میکند بدون مشکل به دستگاه مورد نظر وصل شده و به همه خدمات اپراتور دسترسی پیدا میکند. سیاستهای فیلترینگ نیز بر این دستگاهها تاثیری نمیگذارد. این سیمکارت به افراد خاصی تعلق میگیرد که غالبان سیاستمردان و مسوولان هستند. سال گذشته ایدهای مطرح شد که سیمکارت بدون فیلتر قرار است در اختیار توریستها و گردشگرانی که وارد ایران میشوند نیز قرار بگیرد تا بتوانند بدون هیچ محدودیتی از پیامرسانهایی مانند واتساپ، تلگرام و دیگر اپلیکیشنها نظیر اینستاگرام استفاده کنند. علاوه بر گردشگران، تکنیسینها و افرادی که به واسطه کار خود نیاز به دسترسی بدون محدودیت به شبکه را دارند، فعالان سیاسی و برخی از رسانهایها نیز از امکان استفاده میکنند.
این قابلیت چیست؟
قابلیت جدید ایکس با عنوان About This Account (درباره این حساب) محل تقریبی فعالیت اکانت را نمایش میدهد. البته با این توضیح که ممکن است به دلیل «سفر یا جابهجایی موقت» تغییر کند. نیکیتا بیر، مدیر محصول ایکس گفته این اقدام بخشی از تلاش پلتفرم برای شفافسازی و احراز اصالت محتواست. قابلیت «About This Account» که نوامبر 2025 در شبکه ایکس (توییتر سابق) معرفی شد، در حقیقت به کاربران امکان میدهد کشور یا منطقهای را که حسابشان در آن است، مشاهده کنند. مدیر محصول ایکس اعلام کرده که هدف این قابلیت، افزایش شفافیت و کمک به تشخیص اصالت حسابها و مبارزه با حسابهای فیک یا ربات است. در واقع X میگوید که با نمایش کشور «محل استقرار حساب» (account base) قصد دارد به کاربران کمک کند اصالت حسابها را بهتر درک کنند و احتمال اینکه یک اکانت ربات یا «بیگانه تأثیرگذار» باشد کاهش یابد. طبق گزارش زومیت، نشریه اینترنتی در حوزه فناوری و تکنولوژی، شمار سیمکارتهای بدون فیلتر که سالها پیش کمتر از سه هزار عدد بود، پس از آغاز جنگ 12 روزه میان حکومت ایران و اسراییل به حدود 50 هزار مورد رسیده است. برخی از خبرنگاران تاکید کردند که این اینترنت نوعی ابزار کار تلقی میشود، برخی تاکید کردهاند که از سفید شدن سیمکارت خود بیاطلاع بودند و عدهای دیگر نیز مدعی بودند که بهرغم اینکه از چنین امکانی برخوردار نیستند و با فیلترشکن به شبکههای اجتماعی دسترسی دارند اما در مشخصات مشابه استفاده از سیمکارت سفید برای آنها نمایش داده میشود. به لحاظ فنی هنوز مشخص نیست که آیا تنها بخش «اتصال از ایران» برای کسانی نمایش داده میشود که اینترنت سفید دارند یا ممکن است برخی از کاربران با فیلترشکن در توییتر حضور داشته باشند، اما باز هم کشور مبدا اتصال را ایران نمایش بدهد. بهرغم تاکید برخی چهرههای فنی اما یک تصویر کلی ایجاد و فضایی بر این اساس ترسیم شد که استفادهکنندگان از این سیمکارت از نوعی رانت برخوردار بوده و به تبعیض در جامعه دامن زدند. واکنشهای مختلف چهرههای سیاسی و نمایندگان مجلس نیز در این زمینه قابل توجه بود. به طور مثال محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در دولت حسن روحانی نوشته است: «در دولت قبل، آقای ضرغامی گفته بودند که به توریستها سیمکارت بدون فیلتر بدهند، جنجالی به پا شد؛ از روزنامهای زنگ زدند و خواستند مصاحبه کنم؛ گفتم از طرح ایشان حمایت کنید، اگر 5 میلیون سیمکارت با نام اتباع محترم افغان در کشور توزیع شود، با هاتاسپات کردن آنها فیلترینگ بیمعنی میشود. بعد ادامه دادم احتمالا آقای ضرغامی نادانسته این حرف را نزده، او متوجه شده راهکار عملیاتی واقعی رفع فیلترینگ چیست. حالا هم به کسانی که اینترنت سفید دارند و کم تعداد هم نیستند عرض میکنم، تکخوری نکنید، هاتاسپات کنید که به خیر نزدیکتر است!»
مدافعان فیلترینگ و سیمکارت سفید
در نخستین بخش از این ماجرا چهرهها و مسوولانی مورد انتقاد قرار گرفتند که در عین پیگیریهای مختلف برای ادامه فیلترینگ و حتی فشار بر دولت پزشکیان برای عدم رفع فیلتر خود از اینترنت سفید استفاده میکردند. چهرههای طیف سعید جلیلی، برخی اعضای فعلی و سابق ستاد امر به معروف و برخی از نمایندگان مجلس دوازدهم مشخصا در این دسته قرار گرفتند. البته اظهارنظرهای آنها با واکنشهای مختلفی مواجه شد. حساب کاربری رسمی سعید جلیلی، توییتر امیرحسین ثابتی، حمید رسایی، مهر طالبی دارستانی و... از مطرحترین این موارد بود اگرچه برخی ازجمله ثابتی از اساس داشتن اینترنت سفید را رد کرده و گفتهاند که با فیلترشکن به شبکههای اجتماعی وصل میشوند.ثابتی در این باره نوشته است: «برخی مدعی شدهاند که من با گوشی آیفون و خط سفید در توییتر حضور دارم؛ در حالی که اولا من تا امروز حتی یک روز هم گوشی آیفون نداشتهام و همانطور که بارها در صحن مجلس و سایر جلسات عمومی عکس گوشیام منتشر شده، همواره گوشیام اندروید بوده است و تا امروز هیچکس نمیتواند ادعا کند که حتی در یک جلسه خصوصی نیز آیفون به دست بودهام. ثانیا درباره خط سفید؛ اگر کسی برای غلبه بر فیلترینگ از طریق وارپ یا مسک (کلاینتهای رسمی و غیررسمی) استفاده کرده باشد یا سراغ کانفیگهای سرورلس رفته باشد، در قسمت درباره حساب کاربر، کشور ایران نمایش داده میشود و به همین دلیل نیز خود توییتر اعلام کرده این مساله (اعلام کشور مبدا) با خطاهای زیادی اعلام شده و دقیق نیست.»
بخشایش: همه نمایندگان سیمکارت سفید دارند!
احمد بخشایش اردستانی، نماینده مجلس دوازدهم در این باره گفته است که «نمایندهها وقتی وارد مجلس شدند برای اینکه در ارتباط با امور قرار بگیرند اینترنتشان باز شد. البته ما نمیدانستیم خط سفید و غیرسفید چیست اما خطوط را آزاد کردهاند. او در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه بعضی از نمایندهها که مخالف رفع فیلتر هستند و خودشان از این خط استفاده میکنند، آیا مصداق آن ضربالمثل «رطب خورده منع رطب میکند» نیست، گفته است: فکر نمیکنم این موضوع اصلا در ذهن آنها باشد. خیلی وقتها ممکن است ویپیان بخرد و از شبکههای اجتماعی استفاده کند اما در عین حال مخالف هم باشد. این دلیل نمیشود. استفاده صحیح از یک ابزار با استفاده نادرست آن متفاوت است. مثلا یک شمشیر یا چاقو میماند که یک نفر میتواند از آن برای کار مثبت استفاده کند و دیگری برای کار منفی. اینترنت هم باید تا حدی مدیریت شود؛ نه خیلی آزاد و نه خیلی بسته باشد. اما اینکه نماینده استفاده کند یا نکند، فکر نمیکنم تاثیری روی رفتارش داشته باشد. احمد فاطمی، نماینده عضو کمیسیون اجتماعی مجلس نیز در گفتوگویی تاکید کرده است که «هیچ گونه تفاوت یا تبعیضی نباید در دسترسی به اینترنت در کشور وجود داشته باشد. اگر قرار است فیلترینگی اعمال شود، باید برای همه باشد و نه اینکه عدهای خاص از این محدودیت مستثنا شوند و دسترسی آزاد داشته باشند؛ این رویکرد خلاف انصاف و عدالت است. به باور من باید همه فیلترشکنها حذف شوند، چون پشتپرده فروش ویپیانها یک شبکه مافیایی گسترده وجود دارد. ضمن اینکه با فیلترینگ نمیتوان از جوانان و مرزهای اخلاقی و فرهنگی صیانت کرد؛ راهحل، ایجابی و آموزشی است، نه صرفا محدودیتی. کسانی که کسبوکارشان بر بستر اینترنت است، خواستار رفع فیلترینگ هستند و حق هم دارند. البته که باید در تحقق این خواسته، نظارت بر شبکههای اجتماعی را داشت و نمیخواهیم کار در این بخش رها باشد.» فاطمی با اشاره به استفاده برخی مسوولان از اینترنت بدون فیلتر گفت: «اینکه افرادی خود به فیلترینگ اعتقاد دارند، از اینترنت سفید بهره میبرند، مصداق نفاق و برخورد دوگانه است. نمیشود در مجلس با شدت و حدت از فیلترینگ دفاع کنند، اما خود از اینترنت آزاد استفاده کنند. اتفاقا بسیار خوب شد که این واقعیت برملا شد تا افکار عمومی بداند چه کسانی از اینترنت بدون محدودیت استفاده میکنند.» کامران غضنفری، نماینده مجلس دوازدهم و از چهرههای مدافع فیلترینگ که همواره به عنوان یکی از منتقدان سیاست رفع فیلتر پزشکیان شناخته میشود هم گفته است: «از اینکه گفتید بعضی اینترنت نمیدانم «سفید» دارند، اصلا اطلاعی ندارم. نمیدانم آیا نماینده چنین چیزی دارد یا ندارد. ضمن اینکه فکر نمیکنم کسی با نامحدود بودن یا ولنگوباز بودن فضای مجازی موافق باشد. آنچه نمایندهها میگویند این است که فضای مجازی باید قانونمند و ساماندهی شود، ضوابط داشته باشد و همین طور رها نباشد. هیچ کشوری هم در دنیا این طوری نیست که فضای مجازی خود را آزاد در اختیار هر کسی بگذارد که هر سکو و پلتفرمی بتواند برای خود فعالیت کند، هر خبر و فیلم و عکسی را منتشر کند و به جایی هم پاسخگو نباشد. شما چنین چیزی را اصلا در هیچ کشوری نمیبینید. همان کشورهای غربی مدعی آزادی، در زمینه فضای مجازی قوانین بسیار سختگیرانهای اعمال میکنند؛ یعنی به شرطی به یک پیامرسان اجازه میدهند در فضای کشورشان فعالیت کند که تحت ضوابط و قوانین آنها باشد. اجازه نمیدهند یک سکوی خارجی بیاید و بدون پذیرش قوانین آنها فعالیتی داشته باشد. متأسفانه در کشور ما این طور است که سکوهای خارجی بدون اینکه دفتر داشته باشند، بدون اینکه نماینده داشته باشند، بدون اینکه ضوابط و قواعد جمهوری اسلامی را بپذیرند، فعالیت میکنند و به جایی هم پاسخگو نیستند؛ این خیلی چیز بدی است.»
رطب خورده و منع رطب؟
با این وجود حتی خود چهرههای سیاسی مخالف فیلترینگ به شدت از استفاده چهرههای مدافع فیلترینگ از اینترنت سفید انتقاد کردند. غلامعلی جعفرزاده ایمنآبادی، نماینده سابق مجلس گفته است که «چیزی که ملت را خیلی ناراحت میکند و تا حد زیادی به جریان انقلاب و نظام بدبین کرده، همین تبعیضهای ناروا و واقعا آزاردهنده است. وقتی قرار است کسی از سیستم، از این فضای مجازی یا پلتفرمها استفاده کند، نباید تبعیضی قائل شوند و عدهای را مشمول امتیازات ویژه کنند. استفاده از این خطوط در واقع ظلم بزرگی به سایر طبقات است. اینترنت طبقاتی ظلم است؛ در یک کلام، اینترنت طبقاتی ظلم به جامعه است. شما زندگی جامعهای را که کسبوکار آن در فضای مجازی بود مثل زنان بیسرپرست، زنان بدسرپرست، جامعه معلولان، کسانی که به هر دلیلی نمیتوانستند در بازار کار باشند و کارهای خانگی داشتند را به آتش کشیدید و کسبوکارشان را تعطیل کردید. با این اقتصاد فعلی مردم را فلج و تبعات بسیار منفی ایجاد کردید. مردم را سوق دادید، جوانان را سوق دادید به سمت ویپیان؛ حالا میشنویم که عدهای با تعداد زیاد از اینترنت سفید استفاده میکنند. اگر ایلان ماسک نبود معلوم نبود چه میشد!» محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی نیز با انتقاد کلی از رویه اعطای اینترنت سفید گفته است: «یک توصیه منطقی و اخلاقی به دولت و شورای عالی فضای مجازی باید میکردیم که اگر چنین برنامهای در دستور کار بوده تا به تدریج دسترسیها را باز میکردید، چرا از مسوولان ارشد شروع کردید؟ بهتر بود از بدنه کسبوکارها شروع میکردند؛ از دانشگاهها، دانشجویان، پژوهشگران، کسانی که برای دسترسی به منابع علمی جهانی نیاز به اینترنت بدون فیلتر دارند؛ همچنین بخشهایی از خدمات عمومی کشور مانند بیمارستانها، داروخانهها، شبکههای حملونقل، فروشگاهها و خدمات معیشتی مردم. باید از اینها شروع میشد تا چنین برچسبهایی ایجاد نشود. علاوه بر این همین که نیروهای افراطی و مخالف آزادسازی نیز مجبور به استفاده از اینترنت آزاد شدهاند، بهترین دلیل برای ابطال نظریههای خودشان نسبت به فیلترینگ است.»
خبرنگاران و اینترنت سفید
گروه دوم که در فضای توییتر به شدت مورد نقد و حمله قرار گرفتند خبرنگاران بودند. منتقدان خبرنگارانی که از خط اینترنت سفید استفاده میکردند این مساله را نوعی رانت خوانده و تاکید داشتند که انتظار میرفت تا آنها چنین امکانی را رد کنند. عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی- اجتماعی در گفتوگویی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه «بسیاری افراد، این دسترسی را حتی برای خبرنگاران قبیح میدانند. با توجه به اینکه اینترنت ابزار کار خبرنگاران است، این نظر را درست میدانید یا غلط؟» گفته است: «برخی افراد چنین رویکردی دارند؛ این متأثر از نگاه کلان آنان است. برای نمونه برخی دسترسیهای زیادتری نسبت به دیگران دارند. آیا باید به آنها بگوییم دسترسی خود را قطع کنند یا از آن دسترسیها استفاده عمومی کنند؟ شاید گمان میکنند که راه آمدن با چنین تبعیضی، به نهادینه شدن آن منجر میشود. اگر مخالفت این افراد میتوانست فیلترینگ را بردارد حرف درستی بود. ولی جالب است که بخشی از اصلیترین مخالفان هم همینها هستند. در هر صورت باید قدری هم همدلی کرد. سخت است که بپذیریم چرا فلانی فیلتر نیست و من هستم. ولی راهحل مقابله هر دو نفر با رفع فیلترینگ است و نه اینکه چرا او نیست و من فیلترم؟ این درست که تبعیض هست ولی ما نباید ناراحت باشیم که دیگران حق خود را دارند. اگر زمانی که من زندان بودم آیا باید ناراحت باشم که چرا دیگرانی که مثل من هستند زندان نیستند و این تبعیض است؟ باید خوشحال باشم که حداقل دیگری آزاد است. من باید دنبال رفع زندان از خودم باشم او هم همراهی کامل کند. این تبعیض با تبعیض و سهمیه کنکور فرق دارد که استفاده از این امتیاز حقی از دیگری را ضایع میکند. من جوانانی را میشناسم که حاضر به استفاده از این امتیاز بناحق نشدند ولی الان کسی را هم میشناسم که فرزندش از این امتیاز بناحق در کنکور استفاده کرده ولی به این حق طبیعی نداشتن فیلترینگ دیگران اعتراض کرده است.» سعید معیدفر، جامعهشناس اما از منظر دیگری به این مساله پرداخته و گفته است: «جامعهشناس معتقد است جهتگیری فعلی کاربران علیه خبرنگاران یا افراد غیرموثر، نتیجه بههمریختگی گستردهتری است: «به جای اینکه سراغ عامل اصلی محدودیتها بروند، افراد دیگری را مقصر میکنند. این وضعیت ناشی از بههمریختگی ساختاری کشور است. همه چیز از قاعده خارج شده و نمیشود گفت چه کسی دقیقا در مسیر درست است یا غلط. همه درگیر خطا شدهاند؛ مسیر خوب و بد از هم قابل تشخیص نیست.» او هشدار میدهد که این آشفتگی فقط مردم عادی را گرفتار نکرده: «در چنین شرایطی حتی فرد تحصیلکرده و منطقی هم ممکن است قادر نباشد درست را از نادرست تشخیص بدهد. ما اکنون دقیقا در چنین وضعیتی هستیم.» او ادامه میدهد: «در جامعهای سالم، باید از مجری سیاست غلط سوال کرد، نه از کسی که قربانی آن است. انتخاب عقلانی این است که ببینیم مشکل از کجا شروع شده؛ ولی امروز با یک کلاف سردرگم مواجهیم. سرنخ از دست رفته. شرایط کشور به جایی رسیده که هیچ مدبر و اهل خردی نمیتواند بهسادگی آن را باز کند.» مهرداد خدیر، تحلیلگر فضای سیاسی نیز در یادداشتی در مورد استفاده خبرنگاران از اینترنت سفید تاکید کرده است که «اعتراض به خط سفید به خاطر این احساس است که بعضی برابرترند منتها اگر سراغ کار به دستان اصلی بروند هزینه دارد و شاید برخی زیاد در دسترس نباشد اما چند فعال رسانهای و هنری که نقشی در این تبعیض ندارند و در اختیار آنان قرار گرفته ،دم دست ترند برای ابراز خشم.از در و دیوار این جامعه تبعیض میبارد. در سهمیه دانشگاه، در استخدام و البته در اینترنت و به تعبیر دکتر کیت پین در نردبان شکسته سیستم کاری میکند که به گدای پولدارتر از خود حسادت کنیم نه به ثروتمند در حالی که نه میتوان بر اعتراض به تبعیض خرده گرفت نه استفادهکنندگان از حق طبیعی به مثابه ابزار. به اسم عدالت ما رادر میدان مسابقه و مقایسه انداختهاند و در این فضا چگونه میتوان انتظار داشت دونده و تماشاگر برای دونده سوار بر دوچرخه و موتور سوار هورا بکشد؟». با این وجود در مقابل برخی کاربران فضای مجازی و خبرنگارانی که از اینترنت سفید استفاده نمیکنند بهشدت علیه بخش دیگر رسانهای که لوکیشن اتصال آنها ایران نمایش داده میشود، معترض شده و هجمه سیاسی و روانی شدیدی را به راه انداختهاند.
بازار


پیامی که نباید نشنیده گرفته شود
رفع فیلتر شبکههای اجتماعی در ایران همچنان در بلاتکلیفی است. اگرچه مسعود پزشکیان در مقام رییسجمهور موضع صریحی درباره پایان فیلترینگ گرفته، اما تصمیمگیری به شورای عالی فضای مجازی سپرده شده است؛ شورایی با 28 عضو که اختلاف نظر میان حقیقیها و حقوقیها مانع تحقق وعده دولت شده است. در حالی که برخی اعضا آشکارا مخالف رفع فیلترینگ هستند و برخی دیگر با رأی ممتنع از مسوولیت شانه خالی میکنند، گزارشها نشان میدهد بسیاری از همین تصمیمگیران خود از اینترنت بدون فیلتر استفاده میکنند. تجربه شکست پروژههای داخلی و بیاثر بودن فیلترینگ بر تعداد کاربران شبکههای خارجی، این مطالبه عمومی را به یکی از چالشهای جدی ساختار سیاسی کشور تبدیل کرده است. هرچند که به سادگی نمیتوان تایید کرد که اعضای مورد اشاره هم جزو دارندگان اینترنت سفید هستند، میتوان حدس زد که وقتی نمایندگان مجلس اینترنت بدون فیلتر دارند، اعضای یک شورای عالی هم از این قاعده نمیتوانند مستثنی باشند. افکار عمومی چنین افرادی را رطبخوردگانی میدانند که منعرطب میکنند یا واعظانی که در خلوت خود آن کار دیگر میکنند. واقعیت امر این است که جامعه از فیلترینگ عصبانی است. جنجالی که این روزها در فضای مجازی علیه خبرنگار و دارندگان اینترنت سفید به راه افتاده است ناشی از خشمی است که مردم از رویه فیلترینگ دارند. خشمی پیدا و پنهان در لایههای مختلف جامعه که نباید مورد بیتوجهی قرار بگیرد.