کرمان رصد - اطلاعات / «آتشبسی که «یک روز» هم اجرا نشد!» عنوان یادداشت روز در روزنامه اطلاعات به قلم جمیله کدیور است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
با گذشت یک سال از توافقنامه آتش بس لبنان-اسرائیل( 27نوامبر 2024/ 7آذر 1403) این توافق به توقف جنگ در لبنان منجر نشد و از برقراری آرامشی که با این توافقنامه انتظار می رفت،فاصله زیادی داردو بهطور مداوم هم نقض شده است.
لبنان معتقد است که با یک «جنگ یکطرفه»روبرو ست و در حالی که طرف لبنانی به آتشبس پایبند بوده، اسرائیل به عملیات خود در داخل خاک لبنان ادامه داده است.بر اساس گزارش نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد (یونیفل)، اسرائیل در یک سال پس از آتشبس ، بیش از 10,000مورد نقض حریم هوایی و زمینی لبنان (شامل بیش از 7,500مورد نقض هوایی و نزدیک به 2,500مورد نقض زمینی در شمال خط آبی - مرز مورد تائید سازمان ملل ) و بیش از 1000حمله هوایی انجام داده است. نیروهای اسرائیلی همچنان در پنج موضع در داخل خاک لبنان مانده و عملیات انجام دادهاند. استقرار نیرو و حفظ مواضع در بخشهایی که قرار بود طی زمانبندی آتشبس تخلیه شوند، همچنان ادامه دارد و مقامهای لبنانی آن را «ادامهٔ اشغالِ عملی» توصیف کردهاند. همچنین اسرائیل با ویران کردن تعداد زیادی روستا و با حفاری، استحکام مواضع و دیوارکشی، یک منطقه شبه حائل ایجاد کرده و دیواری فراتر از خط آبی ساخته است که 4000متر مربع از خاک لبنان را غیرقابل دسترس میکند و مردم محلی هنوز امکان ورود به بخشهایی از جنوب را ندارند.
در این یک سال آتش بس، غیر از حملات پهپادی و هوایی به اهدافی در لبنان که مهمترین آن ترور هیثم علی طباطبایی، معاون جهادی دبیرکل حزب الله و چهار نیروی دیگر حزب در ضاحیه در یکشنبه هفته گذشته بود، تجاوز به حریم هوایی و پروازهای مکرر پهپادها بر فراز خاک لبنان، حملات توپخانهای به شهرها و روستاهای جنوب، حملات دریایی به مواضع یا مناطق مختلف لبنان رخ داده است. هدف قرار دادن زیرساختها، از جمله دیگر موارد نقض آتش بس توسط اسرائیل طی یک سال آتش بس است.
طبق گزارش وزارت بهداشت لبنان، در نتیجه حملات اسرائیل طی یک سال ، 331نفر کشته و 945نفر زخمی شدهاند. دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد کشته شدن حداقل 127غیرنظامی را تائید کرده است که شامل زنان و کودکان نیز میشوند. همچنین، در این مدت، حداقل 19مورد ربودن غیرنظامیان لبنانی توسط سربازان اسرائیلی ثبت شده است. اوضاع میدانی موید گلولهباران مداوم روزانه لبنان در این یک سال بوده است. این بدان معنی است که آتشبس حتی برای یک روز هم از سوی اسرائیل در لبنان اجرا نشده است. مقامات اسرائیلی ادعا میکنند که حزبالله در حال تجدید قوا ست و دولت و ارتش لبنان را به دلیل عدم اقدام سریع برای خلع سلاح این گروه سرزنش میکنند، این در حالی است که کندیس آردل، سخنگوی یونیفل گفته که نیروهایش «هیچ نشانه ای از فعالیت نظامی حزبالله» در منطقه عملیاتی خود مشاهده نکرده اند، که با ادعاهای اسرائیل برای توجیه حملات مداوم به لبنان تضاد دارد.
بازار ![]()
به این ترتیب، طی یک سال گذشته، رژیم صهیونیستی روزانه حاکمیت لبنان را به طور مکرر نقض کرده، نه فقط از طریق حملات هوایی و عملیات شناسایی و هدف قرار دادن افراد نظامی و غیر نظامی و تخریب زیر ساخت ها و ساخت دیوار، بلکه با اعزام نیروی زمینی به آن سوی مرز، اشغال تپهها، حمله به روستاها و تخریب گسترده خانه ها در سمت لبنانی خط آبی، با خاک یکسان کردن روستاهای متعدد، ریشهکن کردن پوشش گیاهی این مناطق، گلولهباران زمینهای کشاورزی در روستاهای مرزی جنوبی، فلج کردن فعالیت کشاورزی و ایجاد اختلال در معیشت ساکنان، ممانعت از دسترسی ساکنان به زمینهای کشاورزی و از بین بردن وسایل امرار معاش مردم برا ی سخت تر کردن زندگی و غیرممکن کردن ماندن درمحل خود وسوق دادن آنها به سمت آوارگی اجباری و تخلیه سرزمینی و فراهم آوردن مکانی جدیدبرای اشغال.
به این ترتیب،آنچه درلبنان طی یک سال گذشته با عنوان آتش بس در انظار جهانی رخ داده،قطعاً آتش بس نبوده است و اتفاقی که رخ داده،در مقابل توقف کامل عملیات حزب الله،کاهش شدت عملیات ارتش اسرائیل،بدون هیچ تعهد اساسی به مفاد توافق بوده است.این امر هم درمورد عدم توقف حملات که به اشکال مختلف ادامه داشته و هم در مورد عدم عقبنشینی کامل از خاک لبنان، جایی که اسرائیل هنوز حداقل پنج موضع را در اختیار دارد که برخی از آنها گسترش هم یافته است، صدق میکند. لبنان تائید میکند که به تمامی تعهدات خود در توافقنامه عمل کرده، در حالی که اسرائیل به مواد 2و 12که مربوط به توقف خصومتها و عقبنشینی از خاک لبنان است، پایبند نبوده است.
بنابراین، مانند «آتشبس» در غزه، آتشبس در لبنان، یکطرفه بوده که بر نیروهای فلسطینی و لبنانی تحمیل شد تا دفاع از خود را در مقابل دشمن اشغالگر متوقف کنند، در حالی که اسرائیل همچنان به حملات بیوقفه خود ادامه میدهد. آتش بسی که طرف «غیر اسرائیلی» چه پاسخ دهد و چه ندهد، هدف قرار می گیرد.
با توجه به موارد پیش گفته و با عنایت به عملیات زمینی یک سال گذشته و حفظ مواضع اشغالی پنجگانه، به نظر می رسد رژیم صهیونیستی درچارچوب سیاست های توسعه طلبانه برای ایجاد «اسرائیل بزرگ»، قصد دارد حضور خود را در خاک لبنان گسترش دهد و تثبیت کند و بسیار محتمل است که سناریویی شبیه اشغال مناطق استراتژیک سوریه و نابودی تسلیحات را در لبنان اجرا کند. سناریویی که «حزبالله» و سلاح هایش مانع اصلی بر سر راه آن است و فشار شدید برای خلع سلاح و تعیین مهلت تا پایان سال جاری میلادی توسط آمریکا و اسرائیل، آن را توضیح میدهد. یسرائیل کاتس، وزیر دفاع رژیم صهیونی گفت که در صورت عدم تحویل سلاححزبالله تا پایان سال، ما دوباره با قدرت در لبنان اقدام نظامی خواهیم کرد.
این در حالی است که شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزب الله، بارها گفته است قبل از هرگونه بحث دربارهٔ آیندهٔ سلاح باید عقبنشینی کامل اسرائیل از اراضی لبنان و بازگرداندن اسیرانی که در اختیار دارد، اجرا شود و این بحث باید کاملاً لبنانی و فارغ از هرگونه شرط و شروط خارجی باشد.
در همین حال، ادامه و شدت گرفتن موارد نقض آتش بس و اظهارات جنگ طلبانه مقامات اسرائیلی، موجب افزایش نگرانی ها برای شروع یک جنگ تمام عیار نظامی شده است. با تشدید عملیات رژیم، فعالیتهای دیپلماتیک توام با هشدار هم در بیروت شدت گرفته است که در صورت عدم خلع سلاح حزب الله، عملیات اسرائیل گسترش خواهد یافت. این هشدارها از امکان وقوع عملیات محدود و کنترل شده گرفته تا جنگ تمام عیار را شامل میشود، احتمالی که وزیر امور خارجه مصر در سفر خود به بیروت به آن اشاره کرد. اسرائیل به دنبال تکمیل مأموریت و دستاوردهای خود در لبنان و تحقق اهداف استراتژیک حذف کانونهای خطری است که نه در جنگ و نه با آتش بس هنوز محقق نشده است و از این بیم دارد که توقف فشار بر مقاومت به آن اجازه دهد تا قدرت خود را بازسازی کند و مانع تحقق اهداف استراتژیک آن شود. نتانیاهو که به دلایل داخلی و برای حفظ ائتلاف خود که بدون جنگ در معرض خطر فروپاشی قرار دارد و به استمرار وضعیت جنگی متکی است، در صدد تشدید تنش در لبنان است. به همین دلیل برخی در کابینه اسرائیل، جنگ در غزه، لبنان و ورای آن را کلید بقای خود در قدرت میدانند.
لبنان از زمان آتشبس وارد یکی از بحرانیترین مراحل حیات خود شده است وفشارهای خارجی و داخلی و نبود هیچ ساز و کار مؤثر منطقه ای و جهانی برای مقابله با تجاوزهای اسرائیل که با مصونیت مطلق انجام می شود، میتواند نه فقط این کشور، بلکه کل منطقه را به آستانه تشدید گسترده تنشها سوق دهد که مهار آن دشوار خواهد بود. حال دولت لبنان بر سر یک دو راهی سخت قرار دارد؛ یا برای خلع سلاح حزب الله تسلیم فشارهای آمریکا شود و به سمت تفاهم و عادی سازی روابط با اسرائیل برود و با خلع سلاح، کلید شروع جنگ داخلی را بزند؛ یا با مقاومت در مقابل فشارهای خارجی برای خلع سلاح حزب الله، حاکمیت یکپارچه و استقلال خود را حفظ و احتمال یک حمله خارجی تمام عیار را تحمل کند. اکنون آزمون اصلی، متوجه دولت لبنان است؛ آزمونی سخت برای حاکمیت لبنان: یا خطر جنگ قریبالوقوع گسترده در صورت مقاومت در مقابل خلع سلاح یا خطر اشغال مناطق بیشتر و حملات کنترل شده و محدود هر از چندگاه مشابه وضع سوریه در صورت تسلیم نظامی.
نه فقط دولت لبنان، بلکه حزب الله هم بعد از ترور فرمانده ارشد خود -هیٍثم علی طباطبایی- در برابر انتخابی سخت قرار دارد. عدم پاسخ به این حمله، برای طرفداران و نیروهای حزب دشوار و غیر قابل قبول است. از سوی دیگر، هر واکنش حزبالله هم از سوی اسرائیل بی پاسخ نخواهد ماند و در ابعادی به مراتب وسیعتر گریبان لبنان و حزب را می گیرد و ممکن است موجب شود این گروه را بهسمت جنگی بکشاند که اسرائیل خواهان آن است.
بدون تردید واشنگتن و تلآویو و متحدین عرب بر فشارهای خود بر لبنان می افزایند تا این کشور مهمترین ابزار بازدارنده خود را واگذار کند و به سوی تسلیم کامل پیش رود و تبدیل به مهره ای بی اختیار مثل دیگر مهره های شطرنج خاورمیانه جدید شود. باید منتظر ماند و دید لبنان به خواست آمریکا و اسرائیل تمکین می کند یا اختیار تصمیم خود را بدون فشار خارجی ولو به بهای پرداخت هزینه بر عهده می گیرد.