کرمان رصد - خراسان / «روایت فتح را ادامه دهید» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم احسان صالحی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
بیانات رهبر انقلاب در سخنرانی تلویزیونی به مناسبت هفته بسیج به شکل آشکاری استمراربخشی به روایت فتح ایران در جنگ 12 روزه است؛ اما بیایید قدری درباره علت تأکید ایشان بر تبیین ابعاد پیروزی ایران و شکست دشمن صحبت کنیم:
1-فیلمنامهنویسان برای توضیح اجمالی سناریوی فیلم و سریال خود اصطلاحی دارند که عبارت است از: "یک خطی داستان". یکخطی جنگ 12 روزه همان است که رهبری پنجشنبه شب گفتند. چاقوکشهای بینالمللی آمدند، شرارت کردند، کتک خوردند، دست خالی برگشتند. سؤال: آیا با وجود شهادت فرماندهان، دانشمندان، نظامیان و هموطنان ما و با وجود آسیبهای وارد شده به برخی مراکز نظامی و هستهای، همچنان میتوان دشمن را "دستخالی" دانست؟ پاسخ: آسیبهای جنگ عبارت است از آسیبهای مادی و معنوی؛ با شهادت عزیزان ما، آسیب معنوی به کشور وارد شد اما مراکز فکری و رسانهای بیگانه در این 5 ماه به طور دایم بر این واقعیت انگشت گذاشتهاند که بر خلاف محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی، حتی در روزهای جنگ، اخلالی در برنامه نظامی ایران ایجاد نشد. در زمینه هستهای نیز به تعبیر دانشمند شهید دکتر فریدون عباسی، صنعت هستهای در ایران تبدیل به دانش شده است. هستهای در ایران مشابه برخی کشورها نبود که با هدف ساخت تسلیحات، به صورت پنهانی و در یک دایره بسته دنبال شود. دانش هستهای در دانشگاه های ایران تکثیر و نهادینه شده است و بمباران قادر به نابودی دانش نیست. این همان برآوردی است که از سال گذشته و در پی رأیآوری ترامپ از سوی برخی سیاستورزان غربی مطرح و با استناد به آن، از ترامپ خواسته میشد که اجازه ندهد نتانیاهو، آمریکا را به ابزار ماجراجوییهای خود تبدیل کند. بنابراین خسارتهای معنوی اگرچه حقیقتاً دردناک است اما از نظر راهبردی، با توجه به جایگزینپذیری آنها، آوردهای برای متجاوز نداشته است. اما آسیبهای مادی، چطور؟ چرا با وجود خسارتهای غیرقابل انکار به برخی تأسیسات نظامی و هستهای، دشمن را دستخالی میدانیم؟ در ارزیابی خسارات مادی، باید نگاه برآیندی داشت. دشمن متجاوز آسیبهایی به ما زد اما در طرف مقابل و با وجود چندین لایه پدافندی مجهز به تسلیحات فوق پیشرفته آمریکا و ناتو، آسمان سرزمینهای اشغالی به تسخیر موشکهای ایرانی درآمد. با وجود سانسور شدیدی که بر رسانههای رژیم صهیونیستی حاکم است، پس از 5 ماه همچنان اسناد، تصاویر و گزارشهای جدید از تخریب اهداف حساس رژیم صهیونیستی منتشر میشود. بررسی منابع آشکار حاکی از هدف قرار گرفتن حداقل 30 مرکز حیاتی و راهبردی رژیم صهیونیستی است؛ از جمله: مؤسسه وایزمن به عنوان مغز علمی ارتش اسرائیل، شرکت رافائل در حیفا به عنوان بازوی پدافندی رژیم صهیونیستی (سامانههای پدافند هوایی، سلاحهای لیزری و موشکهای کروز و ضد هدف)، قرارگاه بزرگ فرماندهی و اطلاعات ارتش اسرائیل (IDF C4I) و کمپ اطلاعاتی ارتش در پارک فناورانه گاو-یام، پالایشگاه بازان حیفا، شرکت مایکروسافت (بازوی فناوری و هوش مصنوعی اسرائیل) در بئرالسبع، ستاد مرکزی فرماندهی ارتش در تلآویو و دفاتر موساد، پایگاههای هوایی نواتیم و تلنوف، پایگاه جاسوسی گلیلوت. علاوه بر این، طبق گزارش میدلایستآی، 50 هزار نفر در سرزمینهای اشغالی برای دریافت غرامت جنگ درخواست خود را ثبت کردهاند که 39 هزار مورد آن مربوط به منازل مسکونی است و ارزیابی اولیه از خسارت فقط به منازل مسکونی 1.5 میلیارد دلار و مجموع خسارتها بیش از 6 میلیارد دلار است. طبق گزارش مؤسسه یهودی امنیت آمریکا (JINSA) یکچهارم کل ذخایر پدافندی موشکهای تاد آمریکا در این 12 روز مصرف شد. این عدد به اندازه تولید 8 سال موشک تاد است. اما با این وجود، سامانههای دفاع هوایی از 574 موشک شلیک شده ایران تنها قادر به رهگیری 274 موشک شدند. این حجم از خسارت مادی برای دشمن متجاوز که خیال میکرد با ورود شوکآلود خود به سرعت خواهد توانست شیرازه جمهوری اسلامی را از هم بپاشد یک افتضاح بیسابقه است. ما هنوز در بطن حادثه قرار داریم و درک عظمت ابعاد حماسه ایران آسان نیست. دو رژیم مسلح به تسلیحات اتمی و انواع تجهیزات و تسلیحات پدافندی از دریا، زمین و هوا به ایران حمله کردند؛ نوع حمله، تشکیل جبهه همبسته از آمریکا و رژیم صهیونیستی به اضافه ناتو و جنگ روانی و تبلیغاتی آن ها حول تسلیمطلبی ایران، مشابه هیاهوی آن ها در جنگ جهانی دوم بود. اما چنان ضربهای خوردند که از روز ششم در پی واسطهتراشی برای توقف جنگ برآمدند. حمله به پایگاه آمریکایی العدید در قطر به قدری راهبردی بوده است که پس از این حمله (تیر 1404) و با یادآوری حمله ایران به عینالاسد (دی 1398) مسئله تداوم استفاده آمریکا از پایگاه های در دسترس و تیررس ایران در منطقه به بحث داغ اندیشکدهها و صاحبنظران دنیا تبدیل شده است. خلاصه جنگ 12 روزه و تجلی قدرت و اراده جمهوری اسلامی که با هدایت الهی رهبر معظم انقلاب رقم خورد همان جمله کلیدی و تکخطی ایشان است که آمدند، شرارت کردند، کتک خوردند و برآیند آسیبهای مادی و معنوی بهگونهای است که با اقتدار باید گفت دست خالی برگشتند.
2-استمرار روایت فتح ضروری است چون در طرف مقابل، دشمن صهیونیستی و به خصوص رئیسجمهور آمریکا برای ترمیم ضربه حیثیتی و سیلی محکمی که جلوی چشم همه دنیا به گونه آن نواخته شد، به صورت مستمر در حال بازتولید روایت جعلی پیروزی برای خود و القای ضعف ایران است. در واقع دشمن ناکام در میدان نظامی، در پی آن است که اولاً اعتبار خود را بازسازی کند ثانیاً آنچه را که نتوانست با ابزار جنگ کسب کند، از میدان سیاست و افکار عمومی به دست آورد. پیشنیاز به تسلیم واداشتن ایران، ساخت روایت ضعف و شکست ماست. اهتمام رهبر انقلاب در پاسخ قاطع به یاوهگوییهای ترامپ در واقع بدل زدن به شگرد طرف مقابل است. بر این اساس است که رهبری هم بازی ایران ضعیف را به هم زده است هم در مقابل خبرسازیهای دروغین آن ها همچون شایعه اخیر وساطت عربستان و ادعاهای ترامپ مبنی بر تمایل پنهانی ایران برای توافق (بخوانید تسلیم) صریحاً و از پشت بلندگو اعلام موضع میکنند. با این نگاه کلان، امتدادبخشی به روایت فتح رهبری و پاسخ هوشمندانه و قوی به درشتگوییهای دشمن، وظیفهای ملی به خصوص برای مسئولان سیاسی کشور است.
3-تأکید مکرر رهبر انقلاب بر حفظ اتحاد ملی و همچنین حمایت از دولت و شخص رئیسجمهور حاوی دلالتهای مهمی برای صیانت از فتح و پیروزی است. اتحاد مقدس ملی که در واقع بسیج همگانی حول ایران و جمهوری اسلامی در برابر شرارت بود، سرمایهای بیبدیل است که هر کسی دل در گرو اسلام و ایران دارد باید از آن به عنوان ارزشمندترین دارایی ملی حفاظت کند. دشمن یکی از دلایل مهم شکست خود را این اتحاد و همبستگی ملی میداند و طبیعی است که برای جبران شکست خود به شکستن وحدت مردم دل بسته است. اینکه رهبری برای چندمین بار از روز آغاز تهاجم نظامی، از همگرایی همگانی حتی همگرایی مخالفان نظام به عنوان یک ارزش یاد میکنند و با تعابیر مختلف بر صیانت از سرمایه ملی تأکید میکنند یعنی صیانت از ایران در گرو حفظ این سرمایه است. دشمن دل به آشفتگی و به همریختگی داخلی بسته است. از این رو است که در برابر برخی کجاندیشیها همچون دعوت رئیسجمهور به استعفا یا ایدههای خام و خطرناکی چون ساقط کردن دولت که نتیجه مستقیم آن ها ایجاد بیثباتی و کوچه باز کردن برای دشمن شرور است، رهبری مکرراً بر حمایت از دولت و رئیسجمهور تأکید میکنند. البته در همان توصیه ناظر به حمایت از دولت، به انجام کارهای خوب از جمله کارهای ناتمام شهید رئیسی اشاره میکنند و بر انتظار مردم برای مشاهده نتایج آن ها صحّه میگذارند چرا که یکی از الزامات قطعی حفظ اتحاد، کارآمدی و دلگرم شدن مردم با ملموس شدن آثار برنامهها و فعالیتهای دولت است.