کرمان رصد - فرارو /متن پیش رو در فرارو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
جریان اصلاحطلب و حامی دیپلماسی، تندروها را به فرار رو به جلو و عبور از این که با اسنپبک چه چیزی در حال برگشت به پرونده ایران است، متهم میکنند. جریان مقابل نیز تمرکز خود را بر برجام گذاشته است.
فعالسازی مکانیسم ماشه و احتمال بازگشت تحریمهای بینالمللی ایران، دعوای قدیمی میان دو جریان حامی و ضددیپلماسی را زنده کرده است.
در صورتی که طی 30 روز آینده اقدام خاصی برای جلوگیری از نهایی شدن این روند اتفاق نیافتد، ایران بار دیگر ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد و تحریمهای بینالمللی تعریف خواهد شد. قطعنامههایی که با قطعنامه 2231 شورای امنیت و در نتیجه توافق هستهای برجام، بیاثر شده بودند. جریان اصلاحطلب و حامی دیپلماسی، تندروها را به فرار رو به جلو و عبور از این که با اسنپبک چه چیزی در حال برگشت به پرونده ایران است، متهم میکنند. جریان مقابل نیز تمرکز خود را بر برجام گذاشته است.
حمله تیم جلیلی
اولین چراغ فعالیتهای این جریان در واکنش به موضوع اسنپبک را اکانت توئیتری سعید جلیلی روشن کرد. این اکانت در دو پست به موضوع برجام پرداخت که در واقع بازنشر سخنرانیهای پیشین او بود. جلیلی در یکی از این پستها با انتشار سخنرانی پنج سال قبل خود، این جمله را نوشت: «پاسخ به یک سوال پرتکرار که اگر برجام نبود چه میشد؟ بعضی اوقات به پشت خیمه دشمن میرسید؛ اما با یک تحلیل غلط ورق بر میگردد!» این تحلیل به خصوص در جریان پذیرش توقف درگیری نظامی میان اسرائیل و ایران پس از 12 روز، از سوی حامیان این طیف بسیار مورد استفاده قرار میگیرد.

سایت رجانیوز یادداشت تندی درباره موضوع اسنپبک نوشت که ضمیمه تصویری از عراقچی، تختروانچی و ظریف بود. رجانیوز نیز به طور کامل از موضوع قطعنامه عبور میکند. در بخش پایانی این یادداشت آمده بود: «گنجاندن بند خائنانه «مکانیسم ماشه» در برجام، یک خیانت آشکار به منافع ملی بود. تیم مذاکرهکننده با پذیرش این بمب ساعتی، این اختیار را به طرف غربی داد که با یک بهانه واهی و بدون نیاز به اثبات نقض عهد از سوی ایران، تمام تحریمهای شورای امنیت را یکشبه بازگرداند. این یعنی تمام تعهدات ایران (بتنریزی در اراک، جمعآوری سانتریفیوژها) دائمی و نقد بود، اما تعهدات طرف مقابل (رفع تحریمها) موقتی و نسیه و قابل بازگشت با یک اشاره! این بند، حق وتوی روسیه و چین را عملاً بیاثر کرد و اهرم فشار دائمی را به دست آمریکا و اروپا داد؛ یک خیانت حقوقی که تاریخ آن را فراموش نخواهد کرد. حال اگر با منطق خود اصلاحطلبان پیش برویم، اگر فشارها و تحریمهای آن دوران به گردن جلیلی است، پس تمام ناکارآمدیها، خیانتها و فجایع حاصل از برجام نیز مستقیماً به گردن ظریف، عراقچی و دولت حسن روحانی است. گوش مردم ایران از این دستاوردسازیهای دروغین پر شده است. امروز، حداقلیترین مطالبه ملت، پاسخگویی و محاکمه کسانی است که مسبب این وضع هستند.»
مسعود براتی، کارشناس تحریمشناسی گفتگویی با سایت رجانیوز داشت و یادداشتی نیز در این باره نوشت که در کانالهای تلگرام منتشر شد. براتی در یادداشت خود از وجود قطعنامهها عبور نکرد. اما صرفاً به ابعاد اقتصادی قطعنامههای شورای امنیت پرداخت و به ابعاد سیاسی و امنیتی آن ورودی نداشت. براتی در مصاحبه با رجانیوز نیز از روند منتهی به صدور قطعنامهها و ابعاد سیاسی و امنیتی آن عبور کرد. او در بخشی از مصاحبه میگوید: «مکانیسم ماشه یک واقعیت تلخ و یک اشتباه راهبردی محسوب میشود. هیچ منطقی دفاع نمیکند که ما سازوکاری را بپذیریم که در ظاهر به عنوان حل اختلاف طراحی شده، اما تنها به نفع یک طرف (غربیها) عمل کند و طرف دیگر (ایران) هیچگاه نتواند از آن بهره ببرد. در روی کاغذ، ایران میتوانست از مکانیسم ماشه استفاده کند، اما به دلیل شرایط و مسئولیت خود به عنوان طرفی که به تعهدات خود پایبند بوده، هرگز از آن استفاده نکرد. از این منظر، هیچ منطقی از قرار گرفتن چنین سازوکاری در یک توافق و سپس پذیرش آن حمایت نمیکند. این یک اشتباه بسیار عمیق و راهبردی بوده است.»
این بخش از صحبتهای براتی با آغاز روند کاهش تعهدات ایران یک سال پس از خروج ترامپ از آن، همخوانی ندارد. علاوه بر نامهنگاریهای رسمی و دیپلماتیک، شورایعالی امنیت ملی روز 18 اردیبهشت 1398 در بیانیهای خطاب به کشورهای عضو برجام اعلام کرد: «شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در راستای صیانت از امنیت و منافع ملی مردم ایران، و در اِعمالِ حقوق جمهوری اسلامی ایران مندرج در بندهای 26 و 36 برجام، امروز 18 اردیبهشت 1398 دستور توقف برخی اقدامات ایران در توافق برجام را صادر نمود. این تصمیم طی نامه مهمی از سوی دکتر روحانی رئیس جمهور و رئیس شورایعالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به سران کشورهای عضو برجام شامل آلمان، انگلیس، چین، روسیه و فرانسه اعلام شده است.» بند 36 همان مکانیسم حل اختلاف (DRM) است.»
سید احسان حسینی، خبرنگار حوزه انرژی نیز در توئیتر نوشت: «تنها برنده #برجام در ایران؛ حسن روحانی، ظریف، زنگنه و دار و دستهشان بودند. توهم رفع تحریم با مذاکره را به ملت فروختند و با رای مردم به قدرت و ثروت رسیدند. درباره «مکانیسم ماشه» دروغ گفتند و حالا بعد از 10 سال؛ هم تحریم هست و هم جنگ شد. و هم هستهای، بمب اتم و امنیت نداریم.»
واکنشهای تند منتقدان
آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات ایران در توئیتر نوشت: «برجام 6 قطعنامه شورای امنیت علیه ایران را لغو (تعلیق صحیح است) کرد. شاید ایدهآل نبود، اما تنها راه ممکن بود. نکته تلخ؟ همانهایی که تحریم را کاغذپاره خواندند و خود باعث ارجاع پرونده ایران به فصل 7 شدند، حالا با فرار به جلو، صورتمسئله را پاک میکنند! راهکار شما چیست؟»
حسامالدین آشنا، مشاور حسن روحانی اینگونه واکنش نشان داد: « اصل صدور 6 قطعنامه شورای امنیت ملل متحد علیه فعالیتهای صلح آمیز هستهای ایران را هیچکس گردن نمیگیرد ولی بازگشت به همان قطعنامهها را به گردن هم میاندازند.»
روزنامه هممیهن، در شماره 6 شهریور خود نوشت: «برجام بهترین و بیشترین چیزی بود که ایران میتوانست به دست بیاورد اما خیلی زود میان سه ضلع تندروهای داخلی، اسرائیل و آمریکا لِه شد. مشخص نیست که جریان ضددیپلماسی تصور میکند که ایران چقدر میتوانست شرایط تحریمی بینالملل را ادامه دهد. اما این مشخص است که این مثلث تمام تلاش خود را به کار بست تا راه تنفس ایجاد شده با توافق هستهای را مسدود کند. ضلع داخلی این سهگانه هم امروز در جایگاه مدعی و نه متهم ایستاده. در صورتی که برعکس، آنها باید بدانند یادگاری از خود به جا گذاشتند که مبرزترین متخصصین هم نهایتاً توانستند 10 سال ما را از شر آن نجات دهند. ایران با مرگ توافق هستهای برنامه هستهای خود را از سر گرفت و چند پله آن را ارتقاء داد و به قول معروف از اسنپبک استفاده کرد. طرف مقابل هم میخواهد ما را به وضعیت قبل از توافق هستهای برگرداند. از دیروز این خبر آمده که احتمالاً اسنپبک از طرف کشورهای اروپایی فعال شود. اسنپبک انتخاب بین بد و بدتر بود. انتخاب بین ادامه انزوای بینالمللی و قرار داشتن ذیل فصل هفت منشور به عنوان تهدیدی برای صلح و امنیت بینالملل، یا ایجاد روندی که میتوانست به خروج از این وضعیت منتهی شود.»
اصلاحات نیوز، با انتشار یک اینفوگرافیک از قطعنامههای دوران ریاستجمهوری احمدینژاد و دبیری سعید جلیلی در شورایعالی امنیت ملی نوشت: «آقای جلیلی و احمدینژاد، کاغذپارهها بر میگردند! از زمانی که کار به مسئول مذاکرات آن ایام ایران، سعید جلیلی سپرده شد، تقریبا هر 160 روز یک قطعنامه علیه کشورمان به ثبت رسید؛ رئیس جمهور وقت، محمود احمدینژاد هم معتقد بود اینها، کاغذ پاره هستند و «اصلا تحریم چی هست».
صادق حسینی، روزنامهنگار با انتشار ویدیویی از مصاحبه ظریف با رسانه آوش، نوشت: «بدیهیات: برجام خوب و بدش؛ ماحصل هدف گذاری، دستورکار، تصویب و تایید ساختار امنیت ملی با هدایت رهبری است. در برجام نکته پنهانی برای این ساختار وجود نداشت و تبعات را میدانستند. رسیدن به ماده 36و37 یا به تعبیر امروز مکانیسم ماشه؛ دستور کار مذاکرهکنندگان بود، خواست آنان نبود.»
هادی محمدی، روزنامهنگار حوزه سیاست خارجی نیز در چند پست به این موضوع پرداخت. او در یکی از این پستها، نوشت: «در روزهای آخر عمر رسمی برجام و در آستانه احیای قطعنامههای جلیلی، تندروهای مخالف همیشگی برجام دچار یک تناقض بزرگ شده اند: اگر برجام بد بود، اسنپ بک که به عمر برجام پایان می دهد باید چیز خوبی باشد و اگر اسنپ بک بد است پس برجام چیز خوبی بوده که حالا تمام می شود. چرا ناراحتید؟»
بازار