کرمان رصد - هشتم شهریور 1360، روزی که انفجار تروریستی گروهک منافقین در نخستوزیری، دو تن از برجستهترین رهبران جمهوری اسلامی را به شهادت رساند و صفحهای سیاه در تاریخ مبارزه با تروریسم در ایران رقم زد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ؛ هشتم شهریور 1360، رخدادی تلخ در تقویم تاریخ ایران است؛ روزی که عامل نفوذی گروهک منافقین با توطئهای تروریستی، ساختمان نخستوزیری را به خاک و خون کشید و جمهوری اسلامی را در اوج جنگ تحمیلی، از دو تن از برجستهترین مدیران و اندیشمندان خود، شهید محمدعلی رجایی (رئیسجمهور) و شهید محمدجواد باهنر (نخستوزیر) محروم ساخت. اما این حادثه، تنها یک عملیات ترور واحد نبود؛ بلکه حلقهای از زنجیرهای طولانی از خشونتها و خیانتهایی بود که این گروهک تا به امروز در پرونده خود ثبت کرده است.
ایران در سال 1360 در شرایطی ویژه به سر میبرد. جنگ تحمیلی عراق علیه ایران وارد دومین سال خود شده بود و کشور در وضعیت اقتصادی و امنیتی دشواری قرار داشت. از سوی دیگر، فضای سیاسی ایران پس از انقلاب هنوز به صورت کامل تثبیت نشده بود و گروههای مختلفی علیه نظام جمهوری اسلامی فعالیت مسلحانه میکردند. در چنین شرایطی، ترور شخصیتهای انقلابی به یکی از ابزارهای مخالفان تبدیل شده بود.
شهیدان رجایی و باهنر نماد مدیریت جهادی، مردمی و وفاداری به آرمانهای انقلاب بودند. حذف فیزیکی آنان، به معنای ضربه زدن به مرکز ثقل مدیریت اجرایی کشور و ایجاد خلاء و بیثباتی در بحبوحه جنگ بود. سازمان چپ گرای مجاهدین خلق که خود را ضد امپریالیسم میدانست، با این اقدام عملا خود را به امپریالیسم فروخت و به صف دشمنان ملت ایران پیوست.
مجاهدین خلق که پس از این خشونت ها، مردم آنها را "منافقین" میخواندند، علی رغم اینکه پیش از انقلاب اسلامی علیه حکومت پهلوی مبارزه مسلحانه میکرد، پس از انقلاب نیز به مخالفت با نظام اسلامی برخاست. این سازمان که در ابتدا ادعای همراهی با انقلاب را داشت، به تدریج و با ایستادگی رهبران انقلاب در برابر خواستههای نامشروع آن ها، مواضع خصمانهای علیه نظام اتخاذ کرد و به اقدامات تروریستی روی آورد.
حادثه دردناک هشتم شهریور در ساعت 3 بعد از ظهر این روز توسط مسعود کشمیری که از اعضای این گروهک بود و با نفوذ، تا سمت دبیری شورای امنیت پیش رفته بود، در دفتر نخست وزیری انجام شد. حجم آسیبها در این حادثه کینه توزانه به اندازهای زیاد بود که تا ساعاتها پیکر سوخته رئیس جمهور و نخست وزیر قابل شناسایی نبود و بعدا با نشانههایی بر روی دندان ها، پیکرها شناسایی شدند.
گروهک منافقین مثل همیشه دچار خطای محاسباتی شده بود و برآورد صحیحی از روحیه ملت ایران نیز نداشت. آنها که با این عملیات تروریستی در صدد قدرت نمایی در برابر نظامی اسلامی بودند، تصور میکردند این اقدام دستاوردهای اجتماعی مثبتی برای آنان در پی خواهد داشت؛ اما فردای آن روز حضور میلیونی مردم در تشییع شهدا نشان داد آنها باز هم دچار خطا شدهاند.
رفتار آنان این موضوع را کاملا تایید میکرد؛ منافقین ابتدا در لندن طی بیانیهای که از طریق فرانس پرس انتشار یافته بود، مسئولیت این ترورها را بر عهده گرفتند، اما به زودی و با توجه به واکنشهای منفی مردم در داخل و پیامدهای بین المللی در خارج از کشور آن را تکذیب کردند.
اما این جنایت چیزی نبود که قابل کتمان باشد؛ چرا که مسعود رجوی سرکرده این گروهک در یکی از دیدارهای خود با مقامات امنیتی رژیم بعث عراق، صراحتا به این موضوع اشاره کرده بود. حتی کریم سنجابی دبیرکل جبهه ملی که پس از فرار از کشور، توسط رجوی به همکاری رسمی با این سازمان دعوت شد و روابطی با شماری از مسئولان ارشد آن داشت، در خاطرات خود از برخی اقدامات تروریستی منافقین مانند دو عملیات انفجار 7 تیر و 8 شهریور تمجید میکند.
همچنین در بیانیه رسمی وزارت خارجه آمریکا درباره سازمان که در سال 1373 صادر شد، رسماً به مسئولیت سازمان در انفجار هشتم شهریور تصریح شده است: "طبق گزارشات در تاریخ 30 اوت (8 شهریور) مجاهدین در جلسه شورای امنیت ملی رژیم ایران بمبگذاری نمودند که منجر به کشته شدن رئیسجمهور جدید محمدعلی رجایی و نخستوزیر جدید وی، محمدجواد باهنر گردید. مجاهدین به صورت مجزا و منفرد مسئولیت برخی اقدامات تروریستی را که فکر میکردند نتیجه آنها باعث تقویت وجهه آنها میشد بر عهده گرفتند ... ".
هر چند این حادثه نقطهای سیاه در کارنامه پر از خشونت این گروهک محسوب میشود؛ اما جنایات منافقین به فاجعه هشتم شهریور محدود نیست. این گروهک، ترور هزاران نفر از مردم عادی و مسئولان کشور از جمله شهید آیتالله بهشتی و 72 تن از یاران امام (ره) در هفتم تیرماه 1360، را در کارنامه دارد.
آنها در جنگ تحمیلی، با هدفه ضربه زدن به کشور، به همکاری تمامعیار با ارتش صدام حسین پرداختند. اوج این همکاریها عملیات مرصاد بود که با مشت آهنین رزمندگان اسلام رو به رو شدند. پس از سقوط صدام نیز تحت حمایت برخی سرویسهای جاسوسی غرب، به فعالیتهای تبلیغاتی و جاسوسی علیه منافع ملی ایران مشغول شدند.
در سالهای اخیر، ماهیت ضد ملی منافقین نه تنها تغییر نکرده، بلکه با ابزارهای مدرنتر ادامه یافته است.
جنگ روانی از طریق فعالیت سازمان یافته علیه ایران در رسانهها و شبکههای اجتماعی، فعالیتهای تروریستی نامتقارن، همکاری با دستگاههای جاسوسی بیگانه، قاچاق انسان و سوءاستفاده از پناهندگان تنها برخی از اقدامات آنها علیه منافع ایرانیان به شمار میرود.
آنها پس از رانده شدن از سوی مردم و فرار به خارج از کشور، در همه این سالها تنها با مزدوری برای نظام سلطه که روزی سودای مبارزه با آن را داشتند، روزگار گذرانیدهاند. در جنگ 12 روزه اخیر نیز مطابق همین رویه 45 ساله، به عنوان پیاده نظام رژیم صهیونی، به جنایت علیه ملت ایران پرداختند.
یادبود هشتم شهریور، تنها بزرگداشت دو شهید والامقام نیست؛ بلکه یادآوری هویت خائنانه و جنایت کارانه گروهی است که علیه منافع ملی ایران در هر زمان و با هر ابزاری عمل کرده است. ملت ایران با هوشیاری خود، ماهیت واقعی این گروهک را شناخته و آن را طرد کرده است.
این رویداد تلخ هر چند باعث از دست رفتن دو تن از برجستهترین مسئولان انقلابی شد، اما موجب اتحاد ملی علیه شبکه نفاق شد و ظرفیت نظام سیاسی ایران را در مدیریت بحران و تداوم اداره کشور در شرایط سخت به نمایش گذاشت.
نویسنده و پژوهشگر: عباس کریمیان